Tuesday, December 11, 2012

متن کامل مناظره دکتر ابتکار و دکتر روح الامینی در مورد جنبش دانشجویی- قسمت اول

با توجه به لطف دوستان نسبت به مناظره برنامه دیروز، امروز، فردا با عنوان جنبش دانشجویی ایران، متن کامل آن را به علاوه لینک تصویری در این پست می گذارم.
رنجبران: در این برنامه به مناسبت 16 آذر درباره فراز و فرود های جنبش دانشجویی از دیروز تا امروز و بعد هم در افق فردا. خانم دکتر ابتکار، آقای دکتر روح الامینی شبتون بخیر، بفرمایید.
ابتکار: عرض سلام دارم و مایلم شانزده آذر، روز دانشجو را گرامی بدارم. اگر چه امسال به دلیل تعطیلات و شرایطی که بود ظاهرا فعالیتی صورت نگرفت، ولی یاد و خاطره سه شهید اهورایی شانزده آذر را گرامی بداریم، یاد و خاطره شهدای دانشجوی دوران دفاع مقدس، فکر می کنم ما هزاران شهید دانشجو داشتیم و یاد بیش از 30 شهید دانشجوی مسلمان پیرو خط امام که در دوران دفاع مقدس شهید شدند. اینجا حضور آقای روح الامینی یاد و خاطره شهید محسن روح الامینی را گرامی بداریم. یاد همه دانشجویانی که برای دفاع از کلمه حق و آزادی و اعتلای ایران تلاش کردند و دچار سختی شدند و در تنگنا قرار گرفتند را گرامی بداریم. ای کاش این دانشجویان امروز می توانستند اینجا حضور داشته باشند و از جمع خود ما دو محسن دیگر هم ای کاش بودند، آقای دکتر محسن امین زاده و آقای دکتر محسن میردامادی که امیدواریم شرایطی فراهم شود تا این عزیزان به زودی آزاد شوند و  بتوانند در چنین مجالسی و فرصت هایی، حرف آن دوران، این دوران و آینده را بزنند.
رنجبران: در خدمت شما هستیم آقای دکتر.
روح الامینی: من هم خدمت شما و سرکار خانم دکتر ابتکار و کلیه بینندگان عزیزکه در این شب جمعه برای یک گفتگوی خودمانی در خدمتشان هستیم سلام می کنم. لفظ مناظره را شاید خیلی  برای این بحث ها نپسندم، خصوصا که خیلی ضمانتی برای استمرار و پیگیری اش از چند سال قبل نبوده و الان هم معلوم نیست به چه سرنوشتی دچار شود. در هر صورت من از همین جا تسلیت می گویم ایام شهادت آقا اباعبدالله الحسین و خاندان عزیزشان را و سلام و درود می فرستم بر امام رئوف، امام رضا (ع). گرامی می دارم یاد 16 آذر، شهدای دفاع مقدس و شهدای دی ماه هویزه را که در نقطه اوج مظلومیت بودند و از شهدای لانه هم آنجا بودند و دوستان دیگرمان و خصوصا این اخیر یادی کنم از شهدایی که در عرصه علم و فناوری داشتیم؛ شهید شهریاری، شهید احمدی روشن، شهید رضایی نژاد، شهید علیمحمدی و شهید حسن تهرانی مقدم. سال گذشته همین ایام خدمت رهبری بودیم همزمان با سالگرد شهادتشان در جمعی از دوستان دانشگاه شریف و حدود 20 نفر در حوزه سیاست گذاری خدمت حضرت آقا بودیم. آنجا من نکته ای گفتم، عرض کردم که انشاالله این ها تهرانی مقدم های شما در عرصه علم و فناوری باشند. آقا فرمودند من ایشان را بیش از 20 سال می شناختم، آنها از صفر شروع کردند ولی شما در اوج هستید. الان انشاالله بتوانیم پاسداشت خون ها و خطر هایی را که همه عزیزان ما قبل و بعد از انقلاب کردند و دستاوردهایشان را حفظ کنیم و با بالندگی تحویل نسل های دیگر بدهیم.
رنجبران: خانم دکتر ابتکار چه احساسی به تصاویری که پخش شد و شما بعد از حدود 26 سال همان مسیر را به نوعی در تسخیر لانه جاسوسی ادامه دادید، داشتید؟ 
ابتکار: شانزده آذر مشعلی نورانی و درخشان برای جنبش دانشجویی ایران و حرکت آزادی خواهی و ضد استعماری و استکبار بود که تا انقلاب اسلامی استمرار پیدا کرد و بعد از آن نیز همیشه الهام بخش بوده است. آن سه شهید نسبت به شرایط دوران خود بی تفاوت نبودند و در مقابل استبداد و دخالت بیگانه فعالانه برخورد و اعتراض کردند. این بیداری جنبش دانشجویی یک مولفه جدی برای پویایی جامعه است و امام عزیزمان هم بر همین اساس در جایی فرمودند که دانشگاه مبدا تحولات است. به دلیل اینکه یک نوع بیداری در جنبش دانشجویی وجود دارد که باعث ایجاد حرکت، نقد و در پی آن اصلاح و تغییر شرایط جامعه می شود. من فکر می کنم خاطرات آن دوران به وضعیت امروز ما و با امیدهایی که به آینده داریم ارتباط برقرار می کند.
رنجبران: آقای روح الامینی شما چطور؟ دوست داشتید آن زمان را تجربه کنید یا تجربه تسخیر برایتان شیرین تر است؟
روح الامینی: ما قبل از انقلاب را و شرایط سیاسی آن را دیده ایم. من از سال 54 در دبیرستان در خوزستان کار می کردم تا دانشگاه قبل و بعد از انقلاب و شرایط دو طرف را دیدیم. ولی نکته ای که وجود دارد در 100 سال اخیر ملت ایران هزینه های زیادی داده تا به نقطه ای که هست رسیده است.  نقاط عطف زیادی در این مسیر وجود داشته که 16 آذر یکی از برجسته ترین آنها بوده است. مجموعه ای از نقاط عطفی که بوده مثل سیزده آبان، مثل دفاع مقدس تا امروز که می آییم، همه یک محور مشترک دارد که از خود گذشتگی و همراه شدن با مسیر مورد نظر مردم و اعتلای ملت و علو اهدافی است که ملت از نخبگان انتظار دارد. روزهایی که دانشگاه آماج فشار و اختناق بوده این حرکت به تعبیر زیبایی که سرکار خانم ابتکار گفتند، مشعل فروزانی بوده، همچنان که ما در حوزه های علمیه نیز داشته ایم. روزی که در فیضیه طلاب را از پشت بام پرت کردند و به شکل فجیعی به قتل رساندند. فداکاری های حوزه و دانشگاه و نخبگان کشور و اقشار مختلف در این 100 سال در واقع یک محور مشترک دارد و آن از خودگذشتگی و ایثار برای راه ملت و راه نورانی است که رهبران جامعه به خصوص امام قدس سره پیش پای ملت گذاشتند.
ابتکار: جریان دانشجویی هم یک حالت مشعل داری و پیشگامی داشته است.
روح الامینی: همیشه بوده.
ابتکار: یعنی بیداری آنها به نظرم خیلی مهم است، در شرایطی که گاهی اوقات خواب همه را در بر گرفته است.
روح الامینی: در همان 16 آذر واقعه را که نگاه می کنید می بینید به لحاظ تاریخی بعد از کودتای 28 مرداد بازار دستخوش تحولاتی بوده و دانشجویان به بازار می رفتند و همراه بقیه اقشار می شدند.  بعدها استمرار این راه با دانشگاه بیشتر بوده، چون فشار ها هم بر دانشگاه و حوزه بیشتر بوده است. ولی در آستانه انقلاب که نگاه می کنید دیگر دانشگاه و حوزه و بازار و مردم و دانش آموز فراگیر می شوند. بله، در این پیشتازی نخبگان ما و دانشگاهها خیلی هزینه بیشتری دادند و طبیعی هم هست.
ابتکار: در سال 56 و 57 هم باز دانشگاه ها پیشگام بودند.
رنجبران: خانم ابتکار اگر بخواهیم از آغاز به بحث وارد و از تعریف جنبش دانشجویی شروع کنیم، از منظر شما جنبش دانشجویی چه تعریفی دارد؟ بین تعریف این جنبش با بقیه فعالیت ها و تحرکات و برنامه های دانشجویی چه فرقی هست؟ اگر بخواهیم تعریف واحدی از جنبش دانشجویی ارائه کنیم.
ابتکار: دانشجویان به دلیل موقعیتی که دارند سرمایه اجتماعی محسوب می شوند چون جوان و پرتوان و در موقعیتی هستند که علم آموزی و به تبع آن معرفت و کمال طلبی و حسی بسیار قوی از آرمان خواهی دارند و این یک سرمایه بسیار بزرگی برای هر جامعه ای است. اگر واقعا فضا برای بروز این حس عدالت خواهی و حق طلبی فراهم شود، جنبش دانشجویی می تواند سبب حرکت به سمت جلوی جامعه شود و با نقد مشفقانه و جدی شرایط، مشکلات را گوشزد کند و به دور از وابستگی هایی که شاید اقشار دیگر جامعه پیدا می کنند – مثل اینکه وقتی سن بالا می رود و وارد مسائل زندگی می شوند – اما دانشجو آزاد از این تعلقات و وابستگی ها بوده و خیلی راحت مشکلات را بیان کند و از آنجایی که جوان و صاحب حس حق طلبی است، خیلی راحت نسبت به مشکلات و کمبودها و کاستی ها می تواند اظهار نظر کند، شرایط و مخصوصا جریان قدرت را نقد کند. جنبش های دانشجویی در همه جای دنیا اینگونه است. من به دلیل نوع ارتباطی که به عنوان یک دانشگاهی یا نوع ارتباطی که به جهت مسئله 13 آبان با دانشگاهها و دانشجویان در سطح کشور داشته ام می بینم که الآن یک نگرانی خیلی جدی وجود دارد که جنبش دانشجویی با توجه به انتظاری که از آن هست و نقشی که در تاریخ ایران داشته، آیا این فرصت به این نسل هم داده می شود؟ این مسئله خاص ایران هم نیست. من برایتان یک مثال جالب می زنم از وزیر محیط زیست فنلاند. در هلسینکی این خانم کتاب تسخیر را مطالعه کرده بود و من اصلا فکر نمی کردم در یک جلسه رسمی دولتی درباره این موضوع صحبت کند. او می گفت من هم در دوره دانشجویی ام عضو یک جریان و جنبش سوسیالیستی برای مقابله با دخالت ابرقدرت ها در کشورهای در حال توسعه بودم. خیلی جالب بود که ایشان می گفت احساس کردم با شما در این موضوع یک جوری همراه و همفکرم. یعنی در جایی دیگری از دنیا با نوع تفکر و پیشینه تاریخی دیگری، فردی با یک جنبش دانشجویی ضد استبدادی و ضد امپریالیستی احساس همراهی می کند.
رنجبران: خانم دکتر به کتاب تسخیرتان اشاره کردید. این کتاب به زبان انگلیسی بوده و خبری آمده بود که آمریکا اجازه انتشارش را نداده بود.
ابتکار: بله، کتاب تسخیر در کانادا توسط انتشارات تالن بوکز چاپ شد. انتشارات بزرگ آمریکایی از انتشار آن سر باز زدند و دلیلی مشخصی هم نیاوردند، ولی هر کدام بهانه ای آوردند. مخاطب اصلی این کتاب شاید مردمی بودند که در آن طرف دنیا با جوسازی های خیلی منفی علیه ایران و انقلاب مواجه بودند و ما می خواستیم اهداف و انگیزه های این جریان دانشجویی را منعکس کنیم. البته بعد من متوجه شدم که بچه های خودمان هم سئوالات زیادی دارند که ما این سئوالات را بی پاسخ گذاشته ایم. برای نسل جوان خودمان هم مسایل بسیاری هست که باید ناگزیر جوابگو باشیم و در این زمینه کم کاری کرده ایم. بنابراین کتاب را همزمان ترجمه کردیم و توسط انتشارات روزنامه اطلاعات منتشر شد.
رنجبران: سئوال در مورد تعریف جنبش دانشجویی بود و شما به طور کلی فضای دانشجویی و روحیه دانشجویی را برای ما بیان کردید. اگر ممکن هست تعریف خودتان را در یک عبارت کوتاه از جنبش دانشجویی بیان کنید.
ابتکار: جنبش دانشجویی سرمایه اجتماعی برای هر کشور است، بسیار متکثر است، تنوع دیدگاهها و سلایق در این جنبش هست ولی ویژگی های حق طلبی، عدالت خواهی و ضد استبدادی و ضد استعماری همیشه این جنبش را تعریف کرده و از مولفه های اصلی آن بوده، سبب ایجاد حرکت و انگیزش در جامعه شده است. یعنی اینکه امام می گویند «دانشگاه مبداء تحولات است»، بخش عمده اش به خاطر همین بوده است.   
رنجبران: آقای دکتر روح الامینی، یک جامعه پویا قطعا به جنبش دانشجویی نیاز دارد. آیا جنبش دانشجویی یک راهبرد مشخص از سال های قبل - سال 32 یا حتی قبل تر در سال 1313 که جرقه های آن زده شد - و به خصوص در سال های بعد از انقلاب داشته است؟
روح الامینی: تعریف جنبش دانشجویی، جریان دانشجویی، تحرک دانشجویی، قشر دانشجو و مسایلی از این قبیل به طور عمده به دو خصوصیت نخبگی و جوان بودن باز می گردد که خوشبختانه یا متاسفانه ماها نداریم و داریم از جوان بودن فاصله می گیریم و ای کاش نمایندگان فعلی جنبش دانشجویی در کنار ما بودند حداقل و ما راه را برای آیندگان باز می کردیم. به هر حال نام برنامه شما دیروز، امروز، فرداست ولی همه اش دارد می شود دیروز، دیروز، دیروز. مقداری باید امروز و مهم تر از آن به فردا پرداخت. من چون رشته ام پارسل های دارویی است و خانم دکتر هم ایمونولوژی و محیط زیست بوده اند و این روزها هم آلودگی هوا مشهود است، مثالی بزنم. شما فرض کنید محیط که محاط بر ماست فضایی است که اگر سالم باشد چه نتایجی دارد و اگر آلودگی داشته باشد اعم از آلودگی های ماشین و کارخانه و غیره و فضا مسموم باشد چه پیامدهایی دارد. به نظرم محیط جنبش دانشجویی و به طور کلی جریان نخبگی و روشنفکری مثل هوای سالم و اکسیژنی است که در جامعه ما محاط است. جریان جوانی این شادابی را دارد و هر چه از آن به انواع و اقسام دلایل دور شویم تنفس مشکل می شود. کار کردن هم مشکل می شود، عضلات هم دیگر کار نمی کند، چشم، گوش، دست و ... همین طور. بدن یک کانون تفکر دارد که او فرمان می دهد و بقیه اجزاء عمل می کنند. در جامعه، این کانون تفکر، مرکز تجزیه و تحلیل و نخبگی، محیط های علمی هستند. من البته خیلی تاکید دارم که حتما بحث محصور به دانشگاه نشود. چون ما یک آفتی داریم در صد ساله گذشته که آمدیم نظامات علمی مان را که طی صدها سال یکی بود، جدا کردیم. قدیم و جدید، ابتدایی و عالی یا حوزوی و دانشگاهی را از هم جدا کردیم. شاید هم بیراه نبود، چون نمی خواستند اینها کنار هم باشند، چون در این صورت یک هم افزایی انجام می شد. حالا محیط را که گفتم، یک بحثی در مورد 16 آذر داشته باشیم. 16 آذر 32 تا الان می شود حدود 60 سال. من نگاه می کردم این روزها خیلی روی بحث حادثه 8 روزه غزه، قبلش 22 روز و 32 روز یا بیداری اسلامی را در منطقه که نگاه می کنیم، بعضی ها هم می گویند بهار عربی و خیلی ها هم مستند می گویند بیداری اسلامی و حتی آثار و نشانه هایش را جستجو می کنند و به رخ می کشند، اعم از نماز جماعت ها، قرآن به دست گرفتن ها و شهادت طلبی ها و غیره. بسیاری از اینها مدعی هستند که از انقلاب اسلامی الگو گرفته اند. انقلاب اسلامی چگونه نضج گرفت در دوران تطور خود از دهه 20، 30، 40، 50 تا سال 57 و سال های بعد؟ ما یک ایستگاهی مقاومت و پایداری کردیم نتایجی به دست آوردیم، یک قدم جلوتر رفتیم. نگاه کنید در آذر 32 درست چند ماه بعد از کودتای 28 مرداد لق می کنند بازگشت دیکتاتوری شاه را و راهی باز می شود. البته ساواک را تاسیس می کنند و فشارهای زیادی به همه می آید. اما در دهه 40 با 15 خرداد 42 بیشتر سست می شود. بعد دوباره با جنایات رژیم مستبد رژیم پهلوی فشارها تشدید می شود، اما در مقابلش با ایستادگی همه اعم از دانشگاه، حوزه و مردم نتایجی می گیریم و فضای تنفسی در دهه 50 ایجاد می شود که آنجا حسینیه ارشاد و سخنرانی های مرحوم شریعتی و شهید مطهری را داریم. فضای دانشگاهها هم مقداری باز می شود و اجازه آن تجمعات را می دهند. باز دوباره فضا بسته می شود و بسیاری از جمله بزرگان فعلی ما در دهه 50 زندانی و تبعید بودند و ایستادگی کردند تا بهمن 57 و بعد دوباره کودتا، دفاع مقدس و تحریم ها، همین طور یک ایستگاه فشار داشتیم و یک ایستگاه ایستادگی و پایداری کردیم. همین طور این وضع الگوبرداری و کرته برداری می شود. این موضوع در محیط نشاط، امید و از خودگذشتگی حاصل شد که این موارد بیشتر در قشر جوان و دانشجو دیده می شود. بسیاری از کسانی که امروز از مسئولین نهادهای انقلاب هستند همان دانشجویان لانه جاسوسی، دانشجویان انجمن اسلامی و فعالین دانشجویی بوده اند. حتی در سال های اخیر که شاهد یک نوع نهضت علمی و رشد دانش هستیم باز احمدی روشن ها و شهریاری ها مواجه می شویم که زاده پس از انقلاب هستند در کانون های دانشجویی، انجمن دانشجویی، بسیج دانشجویی فعال بوده اند. مثال اخیر شهید احمدی روشن از فعالین فرهنگی دانشگاه شریف بوده که وقتی می بیند کشور نیاز دارد از خودش هجرت می کند، ایثار می کند و به مقام شهادت هم نائل می شود. بنابراین این فضاست که خودش یک تبادلی دارد. هم بر این فضا عده ای تاثیر دارند و هم بهره می برند و بیشترین کسانی که نقش ایفا می کند کسانی هستند که آلودگی کمتری ایجادکرده و بیشترین ایثار را داشته اند.
رنجبران: از صحبت های دکتر روح الامینی می توان این نتیجه را گرفت که ویژگی و راهبرد اصلی جنبش دانشجویی مقاومت، پایداری، گذشت، ایثار و ایستادگی است.
ابتکار: اگر ممکن است همین بحث را ادامه بدهیم. چون بنظرم آقای دکتر خیلی نکات زیبایی را فرمودند ولی آقای دکتر همه داستان این نیست. واقعیت این است که ما برای پایداری و مقاومت و برای این که بتوانیم الگوی موفقی برای دنیا باشیم و الگویی از کارآمدی اسلام در جهان کنونی ارایه بدهیم، ناگزیر هستیم که یک گفتمان درونی هم داشته باشیم و الزامات گفتمان درونی، داشتن فضای آزاد برای تضارب اندیشه ها و دیدگاه هاست. آقای دکتر، اگر امروز من و شما و افرادی که نام بردید با این اعتقاد و جسارت پای ارزش های انقلاب، پای آزادی، پای استقلال، پای جمهوریت نظام، پای جمهوری اسلامی ایستاده لیم به دلیل اینکه در یک فضایی در دوره قبل از انقلاب بوده اند که اندیشه ورزی به دلیل نوع مبارزات علیه رژیم دانشجویان داشته اند و بعد در برهه ای پس از انقلاب فضایی بوده که تضارب آرا به راحتی و بسیار آزادانه در دانشگاه ها وجود داشت و فرصت برای اندیشه ورزی و ورود به مباحث اعتقادی و سیاسی هم وجود داشت. دانشجویان پیرو خط امام مولود فضای آزاد دانشگاه ها بودند. یک جنبش دانشجویی جسور که نسبت به تاریخ معاصر خود آگاه بود، نسبت به شرایط خود اطلاع داشت و به خودباوری رسیده بود. زیرا فضای آزاد اندیشی آن دوره به آنها اجازه می داد. ما اگر آن فضا را از دانشگاههایمان دریغ کنیم که متاسفانه دریغ کردیم، یعنی آن بخشی از داستان که شما فرمودید را نفی نمی کنم و درست است. من هم نمی خواهم اینجا از انصاف خارج بشوم و بگویم همه چیز منفی است، نمی خواهم بگویم حق با عده ای است که انتقاد دارند یا مشکلات را می بینند و طرف مقابل همه رفتارش اشتباه است. من می گویم داستان 50-50 است، این طرف داستان هم متاسفانه فضای دانشگاه های ما آن فضایی که باید برای آزادی اندیشه و تضارب آرا و دیدگاه ها برای نقد درونی و طرح پرسش‌ها باشد، نیست. آقای دکتر، نسل جوان ما اگر سئوالاتش را اجازه نداشته باشد با جسارت کامل از همه چیز بپرسد، چه باید بکند؟ همان طور که در زمان پیامبر ما حتی از مبانی اعتقادی سئوال می کردند، همان طور که براساس روایات و احادیث از ائمه از همه چیز می پرسیدند.
روح الامینی: من البته از باب اثباتی عرض کردم. در دهه اول انقلاب ما درگیر بودیم دیگر، در دانشگاه تهران هر دوشنبه مقام معظم رهبری بدون بسیاری از تشریفات حضور می یافتند. حتی تا دوران ریاست جمهوری شان هر هفته در دانشگاه حضور داشتند و گفتگوی آزادی بعد از نماز جماعت برپا می شد. یعنی نماز که تمام می شد می دیدید یک سید اولاد پیغمبر سریع، با نشاط و شاداب صف جماعت را می شکافتند و با دانشجویان در ارتباط بودند. حتی بارها گفته می شد این وضع از نظر امنیتی مشکل دارد. ولی ایشان از بین جمعیت می آمدند. من خودم شخصا در دوران آقای هاشمی به ایشان گفتم، شما سرمایه انقلاب و در کنار انقلاب بوده اید، شما مسئولیت دارید در دولتتان. چه کسی باید به سئوالات دانشجویان پاسخ دهد، از ایشان خواهش کردیم که پاسخگوی عملکرد دولت سازندگی در دانشگاه ها باشند، اما ایشان با سنگینی، خیلی استقبال نکردند. می گفتیم پاسخ بدهید و نگذارید جمع بشود و بشود یک دوم خرداد. البته این روزها هم مقام معظم رهبری اخیرا سران قوا و مسئولان و حتی رییس محترم صدا و سیما را اسم بردند که بروید برای پاسخگویی و توضیح درباره عملکردشان به دانشگاه ها بروند. فرقی هم نمی کند در این دولت یا دولت های قبلی، دولت‌ها با گذشتن مدت زمانی از دولتشان کرخت می شوند و پاسخگویی را فراموش می کنند. درحالی که آسمان به زمین نمی آید یا این سئوالات پاسخ دارد یا ندارد، یا وارد است یا نیست. این آسیبی است که متاسفانه در 16 سال و 20 سال اخیر یک مقداری از سوی مسئولان اجرایی ما متاسفانه وجود داشته است.
ابتکار: رهبر انقلاب فرمودند بسط آزاداندیشی در دانشگاه ها، کرسی های آزاد اندیشی، این بسیار بحث خوبی است.
روح الامینی: عملش مهم تر از خودش است.
ابتکار: بله، عملش مهم تر است. شما نقاط قوت را گفتید. اگر واقع بینانه مسایل را ببینیم نقاط قوت زیاد است. رشد علمی ایران در ارائه مقالات آی اس آی در سال 2010 رتبه اول را داشته است. این اغراق هم نیست. بنده خودم دانشگاهی هستم و شاید سالی 5-4 مقاله به همت دانشجویانم ارایه داده ام. می توانیم بگوییم این نرخ رشد، توسعه آموزش عالی و مراکز دانشگاهی را داشته ایم.
روح الامینی: این ها لازم است، اما کافی نیست.
 ابتکار: آفرین. نکته ای که باقی می ماند این است شما می فرمایید پاسخگویی، شما می فرمایید دانشجو اجازه و فرصتی برای طرح مطالبات خود را داشته باشد، نقد داشته باشد. اما امروز آنقدر فعالیت جنبش دانشجویی پرهزینه شده که به بی تفاوتی رسیده است. دانشجو ذاتا بی تفاوت نیست. گفتیم و رسیدیم به اینکه دانشجو به دلیل انگیزه های جوانی، به دلیل شجاعتی که دارد و به دلیل حس حق طلبی ذاتا بی تفاوت نیست. ما چه فضایی را به وجود آوردیم که فعالیت جنبش دانشجویی مخصوصا اگر این جنبش مقداری مستقل باشد و بخواهد نهاد قدرت را نقد کند و مشکلات را بگوید دچار مشکل شود. شما اشاره کردید به روسای جمهور قبل، حتما جنابعالی، آقای رنجبران و همه عزیزان به خاطر دارند که جناب آقای خاتمی نشست هایی با دانشجویان داشتند و دانشجویان خیلی راحت ایشان را نقد می کردند و خیلی راحت مسائل را می گفتند و بعد هیچ اتفاقی نمی افتاد. حتی گاهی برخوردها تند می شد و افرادی احساس می کردند که کمی از ادب هم به دور است، ولی این فضا را اجازه می دادند و پیگردی در کار نبود. ما چون این تجربیات را در تاریخ خود داریم هنوز امیدواریم و می دانیم که این تجربیات قابل تکرار است، اگر رویکردها تغییر کند و اگر به این باور برسیم که فضای دانشگاه های ما اگر فضایی باز و پذیرای انتقاد باشد می تواند مبدا تحولات قرار گیرد و دانشجو جسارت ایجاد حادثه ای چون 13 آبان را داشته باشد، می تواند در جامعه خود با فساد و تبعیض و بی عدالتی مبارزه کند، می تواند مثلا تحول عظیمی را در نظام اداری کشور ایجاد کند. ولی آن الزامات و شرایط به نظرم امروز چندان وجود ندارد. به نظرم چیزی که دانشجویان از ما انتظار دارند این است: امروز حالا که خودشان اینجا نیستند و این امکان نبوده که در این جلسه باشند، ما از طرف آنها بتوانیم صحبت کنیم و این مشکلات را بگوییم و بخواهیم که این مشکلات واقعا حل شود. یعنی فضای دانشگاه طوری شود که جنبش دانشجویی بتواند به راحتی فعالیت داشته باشد. چرا امروز انجمن های اسلامی در اکثر دانشگاهها امکان فعالیت برایشان نیست؟ به این دلیل که شرایط را نقد کرده اند؟ به دلیل اینکه مشکلات را گفته اند؟ یا به دلیل اینکه تندروی کرده اند؟ رهبر انقلاب اخیراً فرمودند که معتقدم اگر جوان دانشجو یک مطلب تندی را هم گفت، نباید با او برخورد تندی انجام شود. اما آیا در عمل اینگونه است؟
رنجبران: آقای دکتر روح الامینی چند مطلب را خانم دکتر ابتکار مطرح کردند که در چند تای آن شما ورود کردید. اما مطلب اصلی اینجاست که خانم دکتر می گویند آن فضای آزاد اندیشی که باید در دانشگاهها وجود داشته باشد، وجود ندارد؟ مطلب دیگر اینکه فضایی که با آن مواجه هستیم حتما بسترسازی، چه از طرف حاکمیت، چه از طرف دانشجویی و همچنین جریان های سیاسی داشته است. سهم هر یک را شما چگونه می بینید؟  
روح الامینی: من بر می گردم به همان مثال محیط زیستی و فضایی که در آن زندگی می کنیم. وقتی فضا غبارآلود و مسموم شد دیگر اینجا کاری ندارند که به خاطر آن کامیونداری است که موتورش را تنظیم نکرده، یا کارخانه ای است که دودکشش تنظیم نیست و یا تک تک موتورسیکلت ها هستند یا سوخت خانگی است. فضا که آلوده شد همه متضرر می شوند. بنظرم ما مقداری بیشتر از ناکارآمدی مجریان یا غفلت ها یا سوءمدیریت ها یا مسایل حاشیه ای که اصل شده باشد، با یک نکته اصلی روبرو هستیم. چیزی که بعد از فتنه 88 تشدید شد و در دهه 70 و 80 در دوره دولت موسوم به سازندگی یا دولت موسوم به اصلاحات هم وجود داشت و بعضی از آنها در دوره فعلی هم ادامه دارد، فضای غبارآلودگی است که بر محیط های سیاسی و اجتماعی و خصوصا فضای دانشگاهی ما حاکم است. این که سهم عواملی که فضا را غبارآلود کرده اند چقدر است و سوء تدبیرها چقدر است، نیاز به موشکافی بیشتر و جلسات بیشتری دارد. بنظرم وقتی از یک طرف بی تدبیری، سوءمدیریت و سوءمسئولیت می شود و هر کسی کاری که قانون بر عهده او محول کرده انجام ندهد یا پایش را از گلیمش آن طرف تر بگذارد یا کسانی که در این اوضاع آشفته، کنار کسی می ایستند که سمپاشی می کند، این شرایط غبارآلود پیش می آید.ما در چند سال اخیر یک گلایه جدی به دوستان اصلاح طلب داشتیم از همان سال 88 و بارها گفتیم که اگر ما در درون خانواده انقلاب بحث و مشکلی داریم، این یک راهی دارد و آنکه با اصل نظام  مشکل دارد و از همان کودتای 32 دشمن ما بوده حسابش جداست. حساب بی بی سی از حساب صدا و سیما جداست، شما می توانید صدا و سیما را نقد کنید و بگویید اگر اینکار را می کردید بهتر بود. اولین نقادش بنده، در همان برنامه هایی که سال 88 خدمت بعضی عزیزان بودیم که بالاخره می توانید این فضا را شما می توانید باز کنید، ببندید، مدیریت کنید. نگذارید فضا را یکهو ناگهانی باز کنید، یکهو ناگهانی ببندید. 
رنجبران: البته آقای دکتر این نیاز به همراهی همه دارد. 
روح الامینی: حساب این صدا و سیما هر قدر هم نقد داشته باشید، با بی بی سی جداست. من نمی توانم بگویم من ناچار شدم. من در این قضیه آسیب دیدم و تکرارش هم شاید ملال آور باشد برای مخاطبین و همدردی که ما با آن مواجه هستیم. از روز اولی که این جنایت در حق فرزندم رخ داد، سی ان ان با من تماس گرفت، بی بی سی تماس گرفت. خانم میم یک خبرنگار ضدانقلاب فراری  بیچاره کرده خودش را که یک بار با من صحبت کند، اما بگردید و ببینید که در این 4 سال یک کلام یا جمله از من در رسانه های خارجی گفته نشده است. حساب ما با آن ها جداست. من مسیر قانونی و حقوقی را دنبال می کنم و خدا را شکر دادگاه دوم این موضوع هم در حال انجام است، دادگاه اول در سال 89 انجام شد. من نیازی به هیاهو نداشتم. صحبت هم بخواهم بکنم، سایت هست، روزنامه هست، انجام هم شده، ولی خط قرمز گذاشتم و به بیگانه اجازه ورود ندادم. در مسیری که با او مشترک شوم وارد نشدم. بسیاری از خواص ما متاسفانه دچار غفلت و سوء تدبیر شدند. فضا مسموم می شود و همه متضرر می شوند از جمله جریان دانشجویی و فضای دانشگاهها. بله، آیا نمی شد بهتر مدیریت شود؟ آیا این هنوز هم باید ادامه پیدا کند؟ یک فضای غبارآلودی در سال 88 داشتیم، 89 و 90 داشتیم. باید همین جوری ادامه پیدا کند؟ نه. باید این فضای غبارآلود عوض شود و در این مسیر همه باید به هم کمک کنیم. والا گفتمان انقلاب اسلامی بالذات طرفدار آزادی بوده، برای این آزادی هزینه داده، برای این آزادی صدها هزار شهید داده و ایستاده 60 سال، اگر مبدا را شما 16 آذر بگذارید، البته من آن را از دوره مشروطیت می دانم. این پاسداشت از آزادی بیشتر برعهده کیست؟ آنها که بیشتر متوجه می شوند؟ یا این غبار آلودگی و مسیر مسموم را دنبال کردن؟ این یک اشکال اساسی به دوستانی است که اشتباه کردند. همان روزهای اول آشوب ها در خیابان های تهران، به واسطه برخی آقایان به آقای مهندس موسوی به معاونشان ما گفتیم و بسیاری از دلسوزان پیغام دادند که دشمن در حال سوار شدن بر این موج است. همان هفته اول خیلی واضح بود. حساب ها جدا نشد و این در هم ریختگی تا یک سال، دو سال بود که حتما عوارضی دارد. من با دوستان تسخیر لانه جاسوسی نیز گاه اختلاف نظر داشتیم. مثلا من به دوستان می گفتم اعلامیه آقای میم اینجا چیکار می کند که با مبانی انقلاب فاصله دارد، یا گروههای نزدیک به مجاهدین خلق. یا مثلا جنبش میم اینجا چکار می کند؟ بعضی دوستان می گفتند، عینک خودتان را  بردارید و با عینک دیگری نگاه کنید. الان خود این دوستان می دانند که این قاطی شدن مسیرها با کسانی که با اصل انقلاب مشکل داشتند مال امروز و دیروز نیست. در دورانی که مثلا نهضت آزادی ماههای اول عهده دار کشور بود. بعد تا سال 60 منافقین در کشور بودند و بعضی هایشان دست به اسلحه بردند. والا همین صدا و سیما نماینده چریک های فدایی می نشست، نماینده حزب منحله توده می نشست و شهید بهشتی هم می نشست و مناظره می کردند. انقلاب و گفتمان انقلاب و مسیر انقلاب که اصلا مشکلی با گفتگو و آزادی بیان و اندیشه نداشت. ببینیم چه مسیری متاسفانه طی شد که اینگونه شد. ولی از افراط و تفریط ها در اول انقلاب، دهه دوم و دهه سوم مثال های زیادی می شود آورد. بنظرم باید حساب آن را و سوء تدبیرها را از هم جدا کنیم.  
 ابتکار: البته ما که قرار نیست اینجا بحث کنیم و وارد همه ابعاد مسایل سیاسی بشویم. ولی واقعیت این است که جریان جنبش دانشجویی چون ذاتا جریانی خواهان نقد است، خواهان اصلاح است. همه جوامع مترقی و مخصوصا جوامع مبتنی بر تعالیم مترقی دینی اسلام، قطعا خواهان اصلاح است، قطعا حرکت اصلاحی را پیش می گیرد و یقینا اصلاح بدون پشتوانه نقد امکان ندارد. اصلاح بدون پشتوانه نقد یا به تعبیری اعتراضات ممکن نیست. به هر حال ما باید ساز و کاری را در چارچوب نظام تعریف کنیم، شما می فرمایید رسانه ها. من خودم در 3 سال گذشته و بعد از سال 88 به رسانه ملی نیامدم، این شاید دفعه اول است که حضور پیدا کرده ام. علتش هم این بود که احساس کردم رسانه ملی از چارچوب حرفه ای خودش در آن شرایط دشوار و غبارآلودی که بود، کاملا خارج شد. رسانه ملی از نقش رسانه ملی بودنش و کمکی که می توانست برای حل و فصل یک مسئله داشته باشد تا حل شود و امروز وجود نداشته باشد، فاصله گرفت. می توانست کار به شیوه ای مدیریت و پیشگیری شود که امروز مجلس ما به دنبال حل معضل قانون انتخابات نباشد. حتما آنجا مشکلی وجود داشته است که امروز به دنبال حل مشکل هستیم. یعنی ما یک مشکلی داشتیم که امروز هم راجع به آن صحبت می کنیم و عده ای در مورد آن اعلام موضع می کنند، چون مسئله حل نشده است. وقتی رسانه ملی نتواند گفتمان منتقدین را منتقل کند، وقتی فضا به گونه ای باشد که هر کسی انتقاد کرد، عامل بیگانه تلقی شود و مورد اتهام قرار گیرد، فضا غبارآلود می شود. ما همیشه دوران حساس داریم و دشمن هم در کمین است. من هیچ شکی ندارم و نمی خواهم مسئله مرزبندی با دشمن را کمرنگ کنم یا بگویم وجود ندارد. اصلاح طلبان همواره گفته اند که خواهان اصلاح هستند، خواهان جمهوری اسلامی هستند و اعتقاد به جمهوریت و اسلامیت نظام دارند.
روح الامینی: گفته اند، آیا عمل هم کرده اند؟ بالاخره الان کسانی که در آن طرف آب سر در آخور بی بی سی و سی آی ای دارند که حسابشان از من و شما جداست.
ابتکار: عمل هم بوده است. آقای دکتر می خواهم بگویم الان کسانی اینجا هستند، درون کشور هستند و در مجموعه ها و ساختارهای فعلی قدرت حضور دارند و دارند آن رفتارها را نشان می دهند و شما هم امروز منتقد آن رفتارها هستید که متاسفانه وجود دارد در مجموعه دولت. پس آقای دکتر بیاییم ببینیم اگر بخواهیم وارد این بحث بشویم، بحث اصولگرایی و اصلاح طلبی نیست،
روح الامینی: بله، این بحث اصول و مبانی انقلاب است.

Tuesday, November 27, 2012

تصویر متفاوتی از شهدای تهرانی

امروز تصویر متفاوتی را از شهدای تهرانی دوران جنگ دیدم. در جلسه علنی شورای شهر، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ آماری از شهدای شهر ارایه داد. از جمله اینکه:
در تهران 1149 خانواده دارای دو شهید هستند و در میان آنها 21 خانواده فقط دو پسر داشته اند که هر دو شهید شده اند؛
55 خانواده سه شهید داده اند؛
10 خانواده دارای 4 شهید و یا بیشتر هستند؛
371 خانواده هم تنها پسرشان شهید شده که در میان آنها 15 خانواده تک فرزند بوده اند.
اکنون دنیا شکی ندارد که پیروزی در آن جنگ را مردم و جوانان ایرانی به دست آوردند. این مباد که مشکلات امروز و زخم های دیروز باعث فراموشی این هویت تاریخی و نمادهای مقاومت و صبوری ملی شود. وقتی ایران هشت سال در معرض تجاوز و اشغال بیگانه قرار داشت، برخی فرار را بر قرار ترجیح دادند، بعضی کنج عافیت خزیدند و از تیرکش حادثه در امان ماندند، عده ای به پشتیبانی جبهه ها و کمک رسانی رفتند و گروهی نیز همه هستی خود را به صحنه برده و با تمام وجود به استقبال خطر رفتند؛ آنها از جان عزیز و زندگی شیرین دست شستند تا ایران بماند و به اشغال صدام درنیاید؛ آنها ایران را آزاد و آباد و دور از سستی و تباهی و فساد می خواستند و آنها رفتند تا شرافت و عزت ره آورد امنیت و عدالت برای ما باشد...

Sunday, November 25, 2012

علی اصغر؛ برای حمایت از کودکان جهان

دردناک ترین فاجعه در جنگ ها، کشتار و آسیب به کودکان است. همیشه کودکان، بسته به نوع و گستره نبردها آسیب دیده و به انواع مختلف قربانی درگیری های مسلحانه بوده اند. در دهه های گذشته نیز هزاران کودک در جنگ ها کشته شده و تعداد بیشتری مجروح و یا برای همه عمر معلول شده اند.
براساس آماری از یونیسف که چند سال پیش منتشر شد در دهه های اخیر حدود دو میلیون کودک کشته، چهار و نیم میلیون مجروح، 12 میلیون بی خانمان، یک میلیون یتیم و 10 میلیون کودک دچار آسیب های روانی شده اند.
تصاویر کودکان و دانش آموزان دزفولی یا بروجردی که در بمباران های صدام حسین کشته شدند، یا آنچه بر سر صدها کودک افغان، فلسطینی، سوری و ... می رود همیشه زنده خواهد ماند؛ مانند آنچه در روزهای اخیر در غزه گذشت.
در روزهای عزاداری برای امام حسین (ع) از علی اصغر، کوچک ترین فرزند ایشان فراوان یاد می شود. امسال هم روز هشتم محرم طی مراسمی به شهادت علی اصغر کودک شش ماهه امام حسین پرداخته شد. از نمادهای مظلومیت و یادآور فداکاری های خاندان پیامبر برای امر به معروف، نهی از منکر، مقابله با ظلم و اصلاح انحرافات در دین خداوند، تحمل قساوتی است که دنیاپرستان مدعی مسلمانی و دینداری مرتکب شده و از کشتن کودک شش ماهه نیز نگذشتند.
علی اصغر، کودک شهید کربلا نمادی برای بشر در دورانی است که هنوز به رغم همه ادعاها و شعارها نتوانسته جلوی کشتار و آسیب کودکان در جنگ ها را بگیرد. او نمادی است بر ضرورت حمایت از کودکان در درگیری های مسلحانه و جنگ ها که باید از مناقشات محفوظ بمانند.

Sunday, November 18, 2012

تسویل، از عاشورا تا امروز


یکی از ترفندهای دنیای تبلیغات در رسانه ها، «زیبا جلوه دادن» امری برای جلب نظر مخاطبین یا خریداران است. این روش می تواند برای تبلیغ کالا یا نوعی خدمت و حتی انتخاب تفکر یا فرد و گروهی در عرصه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی به کار گرفته شود.
اگر تبلیغ در مورد کالایی استاندارد و با کیفیت بالا باشد، واقعیت بیان می شود. ولی تبلیغ خلاف ماهیت و محتوای کالا یا موضوع، در هیچ جامعه ای پسندیده نبوده و کاری غیراخلاقی به حساب می آید. تبلیغ خلاف از روی عمد و با نیت فریب را «غش در معامله» هم می گویند. غش در معامله ریشه های رفتاری و اخلاقی دارد؛ فردی که برای رسیدن به خواسته های خود واقعیت را طور دیگری جلوه می دهد و زشت را زیبا می کند و برای این کار ادله و قرائن نیز می آورد، ویژگی ها و توانایی هایی در قلب حقیقت دارد.
زیبا جلوه دادن امر زشت در تعابیر قرآنی «سول» نامیده شده و «تسویل» در المعانی به مفهوم زینت دادن به امر خطا آمده است. قرآن کریم در چهار مورد به این موضوع اشاره دارد. از جمله ماجرای گوساله سامری و زیبا جلوه دادن کار زشت گوساله پرستی در سوره طه که کسانی با استفاده از زینت های مصادره شده از فرعونیان و قدری از رد پای فرستاده خدا، مردم را فریب داده و توانستند ماجرای زشت گوساله سامری را زیبا جلوه دهند و مردم را به پرستش گوساله وادارند.  
قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنَا وَلَكِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَارًا مِّن زِينَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْنَاهَا فَكَذَلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ-  گفتند ما به اختيار خود با تو خلاف وعده نكرديم ولى از زينت‏آلات قوم بارهايى سنگين بر دوش داشتيم و آنها را افكنديم و [خود] سامرى [هم زينت‏آلاتش را] همين گونه بينداخت. (۸۷)
قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي- گفت به چيزى كه [ديگران] به آن پى نبردند پى بردم و به قدر مشتى از رد پاى فرستاده خدا جبرئيل برداشتم و آن را در پيكر [گوساله] انداختم و نفس من برايم چنين فريبكارى كرد. (۹۶)
قرآن کریم در سوره یوسف نیز می فرماید وقتی برادران پیراهن یوسف را با خون آغشته کردند تا یعقوب پیامبر را فریب دهند، او گفت: امری را نفس شما زینت کرده است.
حضرت یعقوب، وقتی بنیامین (برادر یوسف) نیز گرفتار شد، داستانی را از پسرانش شنید که واقعه اصلی را طور دیگری جلوه می داد.
وَجَآؤُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ - و پيراهنش را [آغشته] به خونى دروغين آوردند، [یعقوب] گفت [نه] بلكه نفس شما كارى [بد] را براى شما آراسته است، اينك صبرى نيكو [براى من بهتر است] و بر آنچه توصيف مى‏كنيد خدا يارى‏ده است (۱۸)
آیه 25 سوره محمد در اشاره ای کلی به آرزوهای دور و دراز، آن را به «تسویل شیطان» تعبیر می کند: إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ - بى‏گمان كسانى كه پس از آنكه [راه] هدايت بر آنان روشن شد [به حقيقت] پشت كردند شيطان آنان را فريفت و به آرزوهاى دور و درازشان انداخت- بى‏گمان كسانى كه پس از آنكه [راه] هدايت بر آنان روشن شد [به حقيقت] پشت كردند شيطان آنان را فريفت و به آرزوهاى دور و درازشان انداخت.
تقارن آیات مختلف در این مورد نشان می دهد که نفس آدمی و شیطان در زیبا جلوه دادن امور زشت نقش اساسی دارد. انسان ها بر اساس فطرت و وجدان بیدار خویش، زشتی، دروغ و فریب را نمی پسندند. بنابراین پدیده های ناپسند یا باید توجیه و یا زیبا جلوه داده شوند و زشتی آنها در پس پرده فریب خویش یا دیگری پنهان شود.
تاریخ بشر نیز بیانگر این واقعیت است که هزاران بار از این روش برای فریب مردم استفاده شده است. اما هر بار اگر چه برای دوره کوتاهی مردم تسویل را پذیرفتند، بعد از مدتی به حقیقت پی بردند. به عنوان مثال در دوران معاصر، تلاش مزورانه حکومت ها برای جلب حمایت مردم آلمان از نازیسم یا حمایت مردم اروپا از آپارتاید و یا بخشی از آمریکایی ها از نژادپرستی نمونه ای از تسویل در موضوعات اجتماعی و سیاسی است.
در تاریخ اسلام از شاخص ترین وقایع در این زمینه، تلاش بنی امیه برای «زیبا جلوه دادن» جنگ با خاندان پیامبر و به شهادت رساندن امام حسین و اصحاب ایشان بوده است. برای اینکار بنی امیه تلاش زیادی کرد و به طور نمونه ادعا شد که خاندان پیامبر خارجی یا شورشی بودند. تبلیغات فراوان کردند تا هم مردم را فریب دهند و هم خودی ها را توجیه و به مقابله با خانواده رسول الله راضی سازند. همه ابزارهای موجود در روزگار اموی به کار افتاد تا آن همه دروغ و فریب «زیبا» جلوه داده شود. حتی تبریک گفتن در این روز را رایج کردند (يَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ) و با برگزاری چندین هزار منبر و جلسه که در حکم رسانه های آن زمان بودند، حقیقت ماجرای عاشورا را دگرگون جلوه دادند.
امروزه البته ابعاد پدیده رسانه به عنوان مولفه شکل دهنده افکار عمومی، شرایط پیچیده و خاصی را داراست. علوم ارتباطات امروز به طور تخصصی و حرفه ای با شیوه های ارائه خبر و اثرگذاری بر مخاطب دایره این فریب ها را گسترده تر و ظریف تر کرده است. به علاوه اینترنت و شبکه های اجتماعی ممکن است با کارکردی که دارند خطر تسویل را جدی تر کنند. نهادهای قدرت و حکومت های فاسد بیشترین بهره برداری را امروزه از رسانه برای سرپوش نهادن بر خطاهای خود و زیبا جلوه دادن زشتی ها و ناکارآمدی ها دارند و از اینجاست که اهمیت استقلال رسانه و جریان آزاد اطلاع رسانی برای تحقق حکمرانی کارآمد، مردم سالار و سالم اهمیت می یابد.
نظام های مردم سالار برای مقابله با جریان تسویل، تدابیری که به افزایش شفافیت و پاسخگویی تعبیر می شود دنبال می کنند تا رسانه ها و جامعه مدنی با نظارت و راهبری دقیق تر جریانات قدرت و ثروت، مانع از بهره برداری زر و زور و تزویر با ابزار تسویل شوند. به نظر می رسد مواجهه نفس با شیطان که  مورد اشاره متفکرین دینی و محور اصلی مباحث اخلاقی بوده، در این موضوع بیشترین نمود را داشته باشد. در واقع روند فزاینده به کارگیری تسویل در دنیای رسانه و جهان سیاست، نمایه ای از اضمحلال اخلاقی و سقوط ارزش های انسانی است. به ویژه آنکه قدرت ها و حکومت ها اکنون برای تداوم قدرت از این رفتار و شیوه غلط با استفاده از ابزار رسانه بیشترین بهره را می برند.  
انتشار یافته در روزنامه قانون شنبه 27 آبان 


Sunday, November 4, 2012

روایت کامل از: آرگو؛ روایتی امریکایی

امروز یادداشتی با عنوان «آرگو؛ روایتی امریکایی» در روزنامه آرمان منتشر شده است. این یادداشت در مورد فیلم پر سر و صدای هالیوود از ماجرای 13 آبان است که هفته گذشته آن را دیدم و درباره اش با مجله چلچراغ به همراه آقای کمال تبریزی مصاحبه کردم و همچنین این یادداشت را به روزنامه آرمان دادم. 
اما چند خطی در این یادداشت حذف شده یا جا افتاده که بسیار مهم است. بنابراین متن کامل یادداشت را در زیر آورده و خطوط جا افتاده را با  تغییر رنگ مشخص کرده ام ... این تنها یک سئوال است؛ یک سئوال از رسانه ملی ... برای اینکه از خود بپرسیم آیا اگر ما به سوژه آرگو می پرداختیم مانند هالیوود تاریخ را تحریف می کردیم یا نه؟

آرگو؛ روایتی امریکایی
                                                                                                          
این روزها فیلم «آرگو»، کار مشترک بن افلک و جرج کلونی محور بحث بسیاری از محافل سیاسی و هنری است. آرگو به داستان فرار 6 دیپلمات آمریکایی پس از واقعه 13 آبان می پردازد که با پاسپورت های جعلی و تحت پوشش یک گروه فیلم سازی از ایران خارج می شوند. این فیلم اگر چه ویژگی هایی از فیلم های پرتحرک و اکشن هالیوودی دارد و در اولین روزهای اکران، رتبه خوبی در گیشه کسب کرده، ولی گرفتار ضعف هایی است که از دید منتقدان بی طرف پنهان نمانده و این روزها در میان نقدها به چشم می خورد.
آرگو می خواهد تاریخ را روایت کند و با این ادعا، در مقدمه کوتاه ابتدای فیلم به طور بسیار خلاصه و غیردقیق به مداخله آمریکا در ایران، کودتای 28 مرداد و حمایت از رژیم غیردمکراتیک شاه می پردازد. اما این روایتی اصیل و بی طرفانه نیست. زیرا با بکارگیری انیمیشن به طور سطحی از اهمیت حوادثی که 25 سال دیکتاتوری و خفقان را بر 30 میلیون شهروند ایرانی به خاطر تامین منافع آمریکا حاکم کرد، می گذرد.
در این فیلم اگر بتوان از تخلفات آشکار مدعیان پایبندی به قوانین بین المللی در جعل پاسپورت یا جعل مهرها و فرم های فرودگاه گذشت، از کم توجهی به تاریخ معاصر نمی توان به راحتی عبور کرد. صحنه های آغاز فیلم، بازسازی صحنه ای از تجمع هیجان زده عده ای است که هیچ نسبتی با واقعیت ندارد. آرگو حتی از فیلم مستند و معروف حرکت آرام و منظم تعداد محدودی از دانشجویان مقابل سفارت آمریکا که منجر به ورود آنها به سفارت بوده استفاده نکرده تا اینگونه القا کند که جمعیت اشغال کننده سفارت آمریکا خشن و عصبی بوده و ترکیب دانشجویی نداشته است. این موضوع البته شامل کل فیلم می شود، به طوری که تلاش شده ماهیت دانشجویی این حرکت انعکاس نیابد؛ تا آنجا که در دیالوگی گفته می شود: آنها خواندن و نوشتن می دانند و متوجه تعداد کارکنان می شوند.
به بیان دیگر آرگو سعی دارد چهره ای خشونت طلب، عصبانی و غیرمتشکل از اشغال کنندگان ارایه دهد. چنانچه در میانه فیلم نیز، صحنه هایی القاء کننده رفتارهای خشن ایرانیان با گروگان ها است. در حالی که این چهره و چنین فضایی با فیلم ها، عکس ها و مستندات واقعه مغایرت دارد. همچنین بازسازی خیابان های تهران، علائم، نشانه ها و حتی دیالوگ های فارسی بازیگران نقش ایرانی حرفه ای و طبیعی نیست. به طوری که هر کسی کمترین آشنایی با ایران داشته باشد متوجه استفاده از مشاوران ضعیف و ناوارد برای فیلم می شود. فیلمنامه نیز به دلیل رویکرد جانبدارانه و عدم پایبندی به اصالت تاریخی ضعف های فراوان دارد که در این مجال امکان پرداختن به آن نیست.
همه این مسایل به جنبه تبلیغاتی آرگو دامن زده، به طوری که به راحتی تداعی کننده فیلم های سفارشی حکومتی شده و تا حد فیلمی غیر واقعی به سفارش CIA  تنزل یافته است. به این ترتیب هالیوود در این ماجرا به خدمتCIA  به عنوان یکی از مخوف ترین دستگاههای اطلاعاتی جهان در آمده و از جایگاه هنر مستقل و حرفه ای افول کرده است که البته اولین بار نیست. این امر لطمه بزرگی به اعتبار هنرمندان مستقل هالیوود و سینمای آمریکا بوده و شاید علت کنار کشیدن جرج کلونی را از کارگردانی آرگو (و باقی ماندن فقط به عنوان یکی از تهیه کنندگان) باید در همین مسئله جستجو کرد. چنانچه برخی منتقدین هم تولید فیلم آرگو را 32 سال پس از ماجرایی که به گفته بسیاری از سیاستمداران تحقیرآمیزترین شکست امریکا در مواجهه غیر نظامی با حریفان خود بوده، تلاشی برای جبران این تحقیر از طریق القای موفقیت یک حرکت مداخله جویانه قلمداد کرده اند. این در حالی است که پیش از رسیدن شش دیپلمات فراری به خاک آمریکا، تعداد بیشتری از زنان و سیاهپوستان شاغل سفارت امریکا در تهران که در میان گروگان ها بودند به دستور امام خمینی آزاد شده و به کشورشان بازگشتند.
از طرف دیگر متاسفانه سینمای ایران یا رسانه ملی نیز هرگز برای موضوع انقلاب دوم آن گونه که شایسته پرداختن بوده اقدام نکرده اند. از همین رو دلایل تاریخی این حرکت و واقعیت های ماجرای 13 آبان 58 اعم از نقاط قوت و ضعف آن به محاق کشیده شده است. البته رسانه ملی در قالب مصاحبه ها و گزارشاتی تلاش هایی در این زمینه داشته، ولی بعضا به تحریف و اشتباهاتی تاریخی دچار شده که گاه ناشی از نگاه غیرحرفه ای و گاه برخوردهای جانبدارانه سیاسی بوده است. به ویژه در مورد معرفی چهره های شاخص و شورای مرکزی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام که از مدت ها قبل به خاطر مواضع اصلاح طلبانه ممنوع التصویر بوده و امکان طرح دیدگاه های خود را نداشته اند.
این رویکرد رسانه ملی شاید دلیل عدم پیگیری تولید فیلمی در مورد این واقعه نیز باشد که حدود 5 سال پیش از طرف مقام رهبری در پاسخ به نامه تعدادی از دانشجویان مورد استقبال قرار گرفت و به رسانه ملی ارجاع شد. اینک در حالی که آرگو سالن های سینماهای جهان را تسخیر می کند، معلوم نیست آن مکاتبات برای ساخت فیلمی متکی به مستندات تاریخی در کدام کشو یا بایگانی رسانه ملی خاک می خورد؛ فیلمی که می توانست در عین جذابیت و حفظ جنبه های حرفه ای، تصویری واقع بینانه و نه تبلیغاتی از زاویه ای جهانی ارائه دهد. اما به دلیل نیاز مبرم چنین اثری به منابع مالی، سینماگران مستقل امکان ساخت خصوصی آن را ندارند.  
در هر حال امروز یک سئوال با هر یک از دو طرف ماجرا، قابل طرح است؛ یکی از آقای جرج کلونی که آیا حاضر است فیلمی در مورد کودتای 28 مرداد یا 50 مهمان از میان مردم امریکا که همزمان با ماجرای گروگان ها دعوت شدند و مهمان دانشجویان بودند، بسازد؟ و دیگری از آقای ضرغامی که آیا آمادگی دارد فیلمی از ماجرای 13 آبان بسازد که نقش هیچیک از بازیگران اصلی واقعه مانند آقایان محمد موسوی خویینی ها، محسن میردامادی، محسن امین زاده و بهزاد نبوی حذف نشود؟
نکته پایانی اینکه به نظر می رسد فیلم آرگو در شرایطی که امریکا و اسرائیل با تهدیدات و تحریم های روزافزون مردم ایران را در تنگنا قرار داده اند، سعی دارد با تصویرسازی منفی به افزایش تنش ها و آماده سازی افکار عمومی امریکا علیه ایران دامن بزند. بنابراین انتظار می رود چنین سیاستی از سوی هنرمندان مستقل و سینمای آزاد آمریکا مورد نقد قرار گیرد و در این شرایط حساس، گامی برای ترویج صلح و فضای ضد جنگ - مانند آنچه برخی شخصیت های سینمایی در آستانه جنگ عراق انجام دادند- برداشته شود. شخصیت های مستقل می بایست برای گسترش فهم مشترک میان ملت ها و درک صحیح متقابل از این واقعه تاریخی در روابط ایران و آمریکا تلاش کنند و در جهت تضعیف جنگ طلبان و مستبدان جهان گام بردارند.


Wednesday, October 24, 2012

اسناد طبقه بندی شده را به مقامات عالی ارایه داده ام

ایلنا:‌ رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران با تاکید بر سیاسی نبودن پافشاری‌ها برای ساماندهی دکل‌ها و آنتن‌های مخابراتی تاکید کرد: اسناد علمی موجود در مورد تاثیرات امواج را به مراجع ذی صلاح ارائه کردم و آن‌ها اگر صلاح بدانند منتشر می‌کند.
معصومه ابتکار در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایلنا در پاسخ به سوالی در مورد اینکه مصوبه شورای شهر در خصوص ساماندهی دکل‌ها و آنتن‌های مخابراتی در چه مرحله‌ای است، اظهار داشت: این مصوبه پس از اینکه توقفی را داشت و برای مدتی ابلاغ نشد، حدود ۴ یا ۵ ماه است که عملیاتی شده است.
وی ادامه داد: شرکت ارتباطات شهر از طرف شهردار تهران مسئولیت اجرایی این مصوبه را بر عهده گرفته است.
ابتکار افزود: کمیته محیط زیست شورای شهر تاکنون نزدیک به پنج جلسه به بررسی این مصوبه اختصاص داده است و در آخرین جلسه پیگیر مراحل اجرایی این مصوبه بوده‌ایم.
به گفته وی اعضای شورای شهر به ویژه مهدی چمران رئیس شورا به جدیت پیگیر اجرایی شدن مصوبه مذکور هستند.
وی با بیان اینکه مساله ساماندهی و ضابطه مند شدن آنتن‌ها و دکل‌های مخابراتی به لحاظ مسائل زیست محیطی، منظر شهری و سلامت بسیار حائز اهمیت است، اظهار کرد: از همین رو شورای شهر پیگیر اجرای صحیح این ضابطه‌مندی است.
وی بیان داشت: گزارشات ما نشان می‌دهد که خوشبختانه همکاری خوبی از سوی نهادهای دولتی برای اجرای این مصوبه صورت گرفته است و شرکت‌های سرویس دهنده خدمات مخابراتی همچون آنتن‌های تلفن همراه، (BTS) همکاری نسبتا خوبی داشته‌اند.
به گفته ابتکار روح مصوبه ساماندهی دکل‌ها و آنتن‌های مخابراتی این است که شهرداری تهران باید با تاسیسات مخابراتی از جمله دکل و آنتن‌ها به عنوان سازه برخورد کند و سازه باید از سوی شهرداری تهران پروانه فعالیت دریافت کند.
وی با اشاره به اینکه مصوبه به تازگی رنگ اجرایی به خود گرفته است، گفت: طبیعی است که به علت نوبودن آن هنوز آنگونه که باید و شاید این مسائل رعایت نمی‌شود و اطلاع رسانی کامل در مورد مصوبه شورا انجام نشده است.
این عضو شورای شهر با اشاره به موانع و دستگاه‌هایی که با اجرای این مصوبه مخالفت داشته‌اند، گفت: فکر کنم بزودی شاهد همکاری تمامی نهادهای متولی در اجرای این مصوبه خواهیم بود.
به گفته وی این مصوبه می‌خواهد رویه واحدی در مورد تمامی دکل‌ها و آنتن‌های مخابراتی از هر نوعی و از سوی هر نهادی، رعایت شود، چه آنتن‌های موبایل باشد یا آنتن‌های مقابله با امواج ماهواره‌ای.
وی با بیان اینکه این‌ها مقرراتی شهری است و فرقی میان نوع موج و تشعشع نمی‌کند، اظهار داشت: این مصوبه برای هیچ نوع موجی استثنا قائل نشده است. ضابطه‌مند شدن استقرار آنتن‌ها و دکل‌های مخابراتی از هر نوعی که باشد از این روست که نگرانی‌هایی در مورد اثرات این گونه امواج وجود دارد و تمام این اقدامات در جهت رفع این نگرانی است.
رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران گفت: اسناد و مطالعات علمی که از سوی دستگاه‌های مختلف شامل دستگاه مسئول در شهرداری تهران، بخش‌های بهداشت و شواهد علمی موجود است، نشان می‌دهد نگرانی از بابت امواج مخابراتی جدی است و تنها مختص کشور ما نیست و در سایر کشورهای دنیا نیز وجود دارد که در حدود یک ماه پیش آنها را گردآوری کرده و به مقامات عالی رتبه و متولی ارائه دادم.
وی خاطرنشان کرد: اما چون برخی از این اسناد دارای طبقه بندی بوده، علی رغم اصرار برخی از سایت‌ها که می‌خواهند این اسناد منتشر شود، از سوی بنده قابل انتشار برای عموم نیست و چنانچه خود مراجع صلاح بدانند می‌توانند آن را منتشر کنند.
وی ادامه داد: ‌ما کار و وظیفه خود را به عنوان شورای شهر و نماینده مردم انجام داده ایم، زیرا اگر این وضعیت ساماندهی نشود نگران کننده خواهد بود.
ابتکار با بیان اینکه این یک بحث روشن و ساده است و اصلا سیاسی نیست، خاطرنشان کرد: این مسائل در چارچوب مصوبات شورای شهر و وظیفه نمایندگی است و دلیلی ندارد اگر نماینده‌ای دارد وظایف نمایندگی‌اش را انجام می‌دهد وارد بحث‌های اتهام زنی به وی شوند.
وی مجددا تاکید کرد: نگرانی‌هایی که مطرح می‌شود مختص شورای تهران یا کشور ما نیست. چنانچه سازمان بهداشت جهانی اخیرا نظرسنجی را از شهروندان اروپایی به عمل آورده که براساس آن ۴۶ درصد شهروندان اروپایی نگران آثار و تبعات امواج الکترومغناطیسی بوده اند.
وی خاطرنشان کرد: در کتاب‌های پایه پزشکی نیز مطرح شده است که ممکن است امواج مخابراتی منشاء بیماری های ناشناخته ای باشد.
ابتکار تاکید کرد: ما نمی‌گوییم آنتن یا دکل بگذارید یا نگذارید، بلکه می‌گوییم هر کاری که انجام شود باید در چارچوب استاندارد و ضوابط قرار بگیرد و ابدا کاری به مصادیق نداریم. حرف ما بدیهی و روشن است. اگر برخی از آن بهره برداری سیاسی می‌کنند و جوسازی و تهدید می‌کنند، به آن کاری نداریم و وظیفه خود را انجام می‌دهیم.
نماینده مردم در شورای اسلامی شهر تهران تصریح کرد: ‌شهروندان به ما رای داده‌اند که حامی و حافظ منافع آن‌ها باشیم و مردم این دغدغه را دارند که این مسائل استانداردسازی شود و در چارچوب قرار گرفته و روی آن نظارت شود و ابعاد مساله تحت کنترل قرار گیرد و ما باید این دغدغه را رفع کنیم.
وی تاکید کرد: با این وجود شواهد و مطالعات نشان می‌دهد برخی از مراجع علمی معتقدند این امواج هیچ اثر سوئی ندارد و برخی نیز می‌گویند دارای اثر سوء است و نتایج علمی متقنی راجع به آن وجود ندارد.
ابتکار ادامه داد: آنهایی هم که معتقدند امواج عوارضی ندارد شروطی را برای آن مطرح کرده و گفته‌اند به شرطی که استاندارد‌ها و ضوابط مربوط به انتشار امواج رعایت شود مشکلی نخواهد داشت. عده‌ای هم معتقدند که‌‌ همان استاندارد‌ها نیز باید سخت گیرانه باشد و اعتقاد به مضر بودن امواج هستند.
وی اظهار کرد: مطالعات بسیاری از سوی نهادهای مختلف صورت گرفته، برای نمونه مرکز پژوهش‌های مجلس مطالعاتی را در این مورد امواج در زمان مجلس قبلی انجام داد که در آن گزارش نگرانی‌هایی بابت انتشار امواج مطرح شده بود. اما چون این اسناد نیز طبقه بندی شده است و اختیار انتشار آنها را ندارم. اگر مسئولان صلاح بدانند آن را خود منتشر می‌کنند.
رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران متذکر شد: شایسته است در بررسی مسائلی این چنین که با سلامت مردم مرتبط بوده و جنبه‌های ناشناخته بسیار دارد افرادی صاحب نظر و با سابقه علمی صحبت و رفع نگرانی کنند. اما اگر مساله خارج از استاندارد باشد، نه فقط امواج بلکه کلیه آلودگی‌های زیست محیطی خطرناک و مضر خواهد بود.
وی خاطرنشان کرد: قطعا منشاء بسیاری از بیماری‌های صعب العلاج که روند رو به رشدی نیز دارد همین آلودگی‌ها زیست محیطی است و اگر استانداردسازی‌ها نهادینه نشود در آینده نزدیک با فاجعه مواجه خواهیم شد.

همه برای یک لبخند تو می آیند

بازارچه فصلي خيريه زينب کبري(س) روزهای چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه همین هفته 



پنجاهمین بازارچه خيريه بنياد زينب كبري در روزهای چهارشنبه سوم تا جمعه پنجم آبان ماه 91 برگزار می شود. اين بازارچه در هر فصل براي ياري كودكان و خانواده هاي تحت سرپرستي اين بنياد در فضايي شاد و پرانگيزه بر پا شده و میزبان علاقمندان و نیکوکاران است.
انواع پوشاک، وسایل زینتی، غذاهای سنتی و فست فودها، انواع نوشیدنی های گرم و سرد، شیرینی، کتاب و ظروف در این بازارچه با قیمت های مناسب ارایه شده و تهیه هدایای مختلف یا ملزومات روزمره در این مجموعه امکان پذیر است.لازم به ذكر است بنياد زينب كبري (س) از سال 1358 توسط جمعي از بانوان تاسيس و تاكنون به پشتوانه حمايت هاي مردمي بیش از 1000 كودك و صدها خانواده را سرپرستي كرده و موفق به ساخت چندین مرکز کار و دانش و توانمندسازی دختران و بانوان شده است. ادامه این روند نیازمند حضو گرم و صمیمانه شماست.   نشانی: اقدسیه- بعد از تقاطع آجودانیه، خیابان موحد دانش - کوچه نیلوفر- پلاک 5

Saturday, October 6, 2012

خاتمی و محیط زیست خلیج فارس

کتاب «خوشه های شهریور» حاوی خاطراتم از 8 سال دوره مسئولیتم در دو دولت آقای خاتمی است. این روزها که به مناسبت سالروز تولد آقای خاتمی مطالب مختلفی در فضای رسانه ها مطرح می شود، فکر کردم خاطره ای از این کتاب را در وبلاگم بگذارم، شاید دوستانی تمایل به خواندن آن داشته باشند. اما پیش از آن لازم است به نکاتی اشاره کنم. فضای آن سال ها با این روزهای کشور متفاوت بود. آقای خاتمی در سفرهای استانی اش در دادن وعده و همچنین ارایه آمارها بسیار احتیاط می کرد. یعنی تا اطمینان از حصول وعده ای نداشت آن را مطرح نمی کرد. همین طور توجه داشت که در بیان آمارها اغراق نشود و حتی گاه آنها را کمتر از حد ارایه شده از سوی کارشناسان بیان می کرد. به طوری که بعضی وقت ها سبب دلخوری مسئولین مربوطه می شد. در مورد گردهمایی ها هم تاکید داشت که ادارات و مدارس تعطیل نشوند و دیدارها در محل استادیوم ورزشی شهر صورت گیرد، اگر چه خیلی وقت ها اینگونه نمی شد.
***
در اولین سفر استانی آقای خاتمی به بوشهر، مرکز تحقیقات محیط زیست آن استان آماده افتتاح و بهره برداری بود. دفتر رییس جمهور را از مدتی قبل در جریان این موضوع قرار دادم و پیشنهاد افتتاح مرکز توسط آقای خاتمی به طور کتبی ارایه شد. تقاضاهای زیادی برای بازدیدها و ملاقات های آقای خاتمی در سفرهای استانی از ناحیه مردم اعم از جوانان، بانوان، دانشگاهیان و سایر گروهها وجود داشت که با توجه به فرصت محدود و ضرورت حضور آقای خاتمی در تهران به منظور پیگیری امور جاری ملی، گنجاندن برنامه های جدید را دشوار می ساخت. با این حال نظر آقای خاتمی در مورد افتتاح مرکز تحقیقات محیط زیست بوشهر منفی نبود.
بالاخره برنامه پیشنهادی سازمان برای عصر روز دوم سفر به تصویب رسید و من هم در آن روز به هیات همراه ایشان پیوستم. برنامه های آن روز شامل چندین سخنرانی در شهرستان های مختلف از جمله دشتستان بود. تا آن موقع در سخنرانی های مردمی آقای خاتمی شرکت نکرده بودم. ولی وصف آن را زیاد شنیده بودم. وقتی با آقای ابطحی در هلی کوپتر از روی شهرستان رد می شدیم گفت: «هر جا آقای خاتمی سخنرانی دارند همه شهر خالی می شود و در عوض ورزشگاه مملو از جمعیت است، نگاه کنید»...
درست می گفت. گویی مناطق مسکونی خالی از سکنه بود. آقای ابطحی تعریف می کرد: «یک بار آقای خاتمی از این وضع ابراز نگرانی کرد و گفت: نکند دزد خانه مردم را بزند، و من گفتم نگران نباشید دزدها هم آمده اند ببینند در ورزشگاه چه خبر است».
در داخل استادیوم مردم مدت ها بود که در انتظار آقای خاتمی بودند. آنان که حافظه تاریخی خوبی دارند به یاد می آورند که موج جمعیت برای دیدار با آقای خاتمی چگونه بود؛ جمعیتی که برای دیدار– و نه به انگیزه دیگری- حاضر می شدند و شور و علاقه آنها برنامه ها را به درازا می کشاند...
 عصر نیز در مسیر و مکان افتتاح مرکز تحقیقات محیط زیست، اگر چه آقای خاتمی خواسته بودند که مردم در مسیر نایستند و به خصوص به دنبال خودرو حرکت نکنند، کسی حریف جمعیت نشد. در مقابل محل افتتاح و ساختمان مرکز ، اهالی محله به امید دیدن رییس جمهور تجمع کرده بودند. ما هم در محوطه منتظر بودیم. خودرو ها وارد مرکز شدند و آقای خاتمی پیاده شد، اما به جای اینکه به سمت ساختمان مرکز تحقیقات بیاید ناگهان برگشت و به سرعت داخل جمعیت شد تا پاسخ ابراز محبت مردم را بدهد. تیم حفاظت از این اقدام که ظاهرا تازگی نداشت نگران شد، ولی رییس جمهور نگرانی نداشت و بدون واهمه و تشریفات دقایقی را بین مردم ماند... (خوشه های شهریور – صفحات 110 تا 112)
***
اولین مرکز تحقیقات محیط زیست خلیج فارس آن روز افتتاح و پس از بازدید رییس جمهور از تاسیسات آن شامل آزمایشگاههای مجهز و موزه تاریخ طبیعی مورد بهره برداری قرار گرفت.   



Thursday, October 4, 2012

چشم های باز هادی حیدری

از ویژگی های مهم کاریکاتور یا کارتون این است که مخاطب را به تفکر وادارد؛ چگونه؟ با بزرگ کردن و اغراق در موضوع یا سوژه اصلی که اغلب چاشنی طنز هم دارد. این همان خاصیت کاریکاتور است که مخاطب را به تفکر وا می دارد و اتفاقاً تفکر همان چیزی است که امروز نیاز فراوان به آن داریم!
کاریکاتور یا کارتون در مقابل تصاویر واقعی، دارای ظرایف و رمز و رازهایی است که ذهن را به چالش می کشد و فرد را وادار می کند به چرایی بسیاری از پدیده ها بیاندیشد. در مورد کاریکاتور «چشمبندان» هادی حیدری این کارکرد اتفاقاً یا عامداً مضاعف شده است. زیرا علاوه بر آنکه به عنوان یک کاریکاتور می خواهد نظر مخاطب را نسبت به موضوع خاصی با بزرگ کردن آن، جلب کند، ما را متوجه این پرسش می سازد که چرا باید چشم هایمان را بر واقعیت ها ببندیم؟ و چرا باید دیگران را هم تشویق کنیم یا وادار کنیم که چشم هایشان را در مقابل حقایق و واقعیت ها ببندند؟
این سوژه، آیه 50 سوره انعام را تداعی می کند که: ... قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ- بگو آيا نابينا و بينا يكسان است، آيا تفكر نمى‏كنيد؟
آیه 104 سوره انعام هم به کسانی که از کنار حقایق و نشانه ها می گذرند و آنها را نمی بینند، هشدار می دهد که: قَدْ جَاءكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِيَ فَعَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ- به راستی شما را روشنگری هایی از سوی پروردگارتان آمده، پس هر کسی چشم باز کند و بنگرد به سود خود اوست و هر کسی که کوری کند و ننگرد به زیان اوست و من محافظ شما نیستم.
کاریکاتور گاهی واقعیت های تلخ را در قالب طنزی تلخ منتقل می کند و شاید یکی از طنزهای تلخ روزگار ما مفهوم «نگاه کردن، ولی ندیدن» باشد؛ طنز تلخ انسان هایی که خداوند به آنها توانایی درک و دیدن داده، اما خود را از آن محروم می کنند. عملی که نوعی خودسانسوری برای ندیدن است و در نتیجه به نفهمیدن و سپس به عکس العمل نشان ندادن و در آخر به بی تفاوت بودن می رسد.
طنز تلخ چشمبندان زنگ خطر مهمی است که کاریکاتور آقای حیدری در روزنامه شرق به صدا در آورد. کاریکاتوری که در واقع انعکاس یا ترجمه تصویری ندای درون انسان های خداجو است تا به یکدیگر ضرورت «دیدن واقعیات» را هشدار دهند. «چشم بندان» البته حاکی از چشم های باز و بینای تصویرگر آن است و این سئوال پس از برخورد با آن مطرح می شود که چرا چنین هشداری باید به گونه ای دیگر تفسیر شود و اصل پیام نادیده بماند؟