Showing posts with label شهدا. Show all posts
Showing posts with label شهدا. Show all posts

Thursday, April 25, 2013

یک مشت استخوان شدنم طول می‌کشید

شعری دیدم در سالروز وفات ام البنین؛به یاد مادران صبور مفقودین جنگ 

مادر سلام! آمده‌ام بعد سال‌ها 
انگار انتظار تو را پیر کرده است 
زود است باز این همه پیری برای تو 
شاید منم که آمدنم دیرکرده است
مادر مرا [ببخش!] اگر دیر آمدم 
جایی که بودم از نفس جاده دور بود 
آماج سنگ حادثه بودم ولی شگفت 
آیینه شکسته من پر غرور بود
دیرینه سال بود که در دور دست‌ها 
یک سرزمین به گرده من بار درد بود 
در من کسی شبیه یلان حماسه‌ساز 
بی‌وقفه با زمین و زمان در نبرد بود
دیرینه سال بود که سرپنجه‌های من 
چنگال بسته بود به حلقوم خاک سرد 
تا مغز استخوان مرا خورده بود خاک 
تا مغز استخوان مرا خورده بود درد
قصد تو را زمین و زمان کرده بود و من 
تنها برای خاطر تو این چنین شدم... 
... که چنگ بر گلوی زمین و زمان زدم 
یک عمر استخوان گلوی زمین شدم
مادر! مرا ببخش اگر دیر آمدم 
یک مشت استخوان شدنم طول می‌کشید 
تا ارتفاع شانه مردان شهرمان 
از دست خاک پر زدنم طول می‌کشید
مادر نمیر!...زندگی من از آن تو! 
مادر نمیر!...زندگی از آن میهن است 
بعد از من آفتاب تو هرگز مباد سرد! 
بعد از من آسمان تو هرگز مباد پست!..
رضا شیبانی

Thursday, January 3, 2013

برای اربعین امام حسین

دکتر شریعتی می گوید: «فتوای حسین اینست؛ در «نتوانستن» نیز «بایستن» هست... انسان زنده، مسئول است و نه فقط انسان توانا... و از حسین، زنده‌تر کیست در تاریخ ما؟ کیست که به اندازه او حق داشته باشد زندگی کند و شایسته باشد که زنده بماند؟ ... حسین مَثَل اعلای انسانیت زنده، عاشق و آگاه است. توانستن یا نتوانستن، ضعف یا قدرت، تنهایی یا جمعیت، فقط شکل انجام رسالت و چگونگی تحقق مسئولیت را تعیین می‌کند نه وجود آن را».
اربعین شهادت حسین (ع) است و دلم هوای خواندن زیارت عاشورا کرده:
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ، عَلَیْکُمْ مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً
سلام بر تو و بر ارواح پاکى که در حرم مطهرت با تو مدفون شدند. بر جمیع شما تا ابد از من درود و تحیت و سلام خدا باد
متاسفانه گاه آنقدر اعتقادات مذهبی مستمسک مسایل مختلف قرار می گیرد که گفتن این حرف ها دشوار می شود، اما ظرافتی است میان «بهره برداری کردن» و «بهره بردن» از این اعتقادات...
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
سلام بر حسين و بر على بن الحسين و بر فرزندان حسين و بر اصحاب و ياران حسين


Tuesday, November 27, 2012

تصویر متفاوتی از شهدای تهرانی

امروز تصویر متفاوتی را از شهدای تهرانی دوران جنگ دیدم. در جلسه علنی شورای شهر، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران تهران بزرگ آماری از شهدای شهر ارایه داد. از جمله اینکه:
در تهران 1149 خانواده دارای دو شهید هستند و در میان آنها 21 خانواده فقط دو پسر داشته اند که هر دو شهید شده اند؛
55 خانواده سه شهید داده اند؛
10 خانواده دارای 4 شهید و یا بیشتر هستند؛
371 خانواده هم تنها پسرشان شهید شده که در میان آنها 15 خانواده تک فرزند بوده اند.
اکنون دنیا شکی ندارد که پیروزی در آن جنگ را مردم و جوانان ایرانی به دست آوردند. این مباد که مشکلات امروز و زخم های دیروز باعث فراموشی این هویت تاریخی و نمادهای مقاومت و صبوری ملی شود. وقتی ایران هشت سال در معرض تجاوز و اشغال بیگانه قرار داشت، برخی فرار را بر قرار ترجیح دادند، بعضی کنج عافیت خزیدند و از تیرکش حادثه در امان ماندند، عده ای به پشتیبانی جبهه ها و کمک رسانی رفتند و گروهی نیز همه هستی خود را به صحنه برده و با تمام وجود به استقبال خطر رفتند؛ آنها از جان عزیز و زندگی شیرین دست شستند تا ایران بماند و به اشغال صدام درنیاید؛ آنها ایران را آزاد و آباد و دور از سستی و تباهی و فساد می خواستند و آنها رفتند تا شرافت و عزت ره آورد امنیت و عدالت برای ما باشد...

Sunday, November 25, 2012

علی اصغر؛ برای حمایت از کودکان جهان

دردناک ترین فاجعه در جنگ ها، کشتار و آسیب به کودکان است. همیشه کودکان، بسته به نوع و گستره نبردها آسیب دیده و به انواع مختلف قربانی درگیری های مسلحانه بوده اند. در دهه های گذشته نیز هزاران کودک در جنگ ها کشته شده و تعداد بیشتری مجروح و یا برای همه عمر معلول شده اند.
براساس آماری از یونیسف که چند سال پیش منتشر شد در دهه های اخیر حدود دو میلیون کودک کشته، چهار و نیم میلیون مجروح، 12 میلیون بی خانمان، یک میلیون یتیم و 10 میلیون کودک دچار آسیب های روانی شده اند.
تصاویر کودکان و دانش آموزان دزفولی یا بروجردی که در بمباران های صدام حسین کشته شدند، یا آنچه بر سر صدها کودک افغان، فلسطینی، سوری و ... می رود همیشه زنده خواهد ماند؛ مانند آنچه در روزهای اخیر در غزه گذشت.
در روزهای عزاداری برای امام حسین (ع) از علی اصغر، کوچک ترین فرزند ایشان فراوان یاد می شود. امسال هم روز هشتم محرم طی مراسمی به شهادت علی اصغر کودک شش ماهه امام حسین پرداخته شد. از نمادهای مظلومیت و یادآور فداکاری های خاندان پیامبر برای امر به معروف، نهی از منکر، مقابله با ظلم و اصلاح انحرافات در دین خداوند، تحمل قساوتی است که دنیاپرستان مدعی مسلمانی و دینداری مرتکب شده و از کشتن کودک شش ماهه نیز نگذشتند.
علی اصغر، کودک شهید کربلا نمادی برای بشر در دورانی است که هنوز به رغم همه ادعاها و شعارها نتوانسته جلوی کشتار و آسیب کودکان در جنگ ها را بگیرد. او نمادی است بر ضرورت حمایت از کودکان در درگیری های مسلحانه و جنگ ها که باید از مناقشات محفوظ بمانند.

Sunday, November 18, 2012

تسویل، از عاشورا تا امروز


یکی از ترفندهای دنیای تبلیغات در رسانه ها، «زیبا جلوه دادن» امری برای جلب نظر مخاطبین یا خریداران است. این روش می تواند برای تبلیغ کالا یا نوعی خدمت و حتی انتخاب تفکر یا فرد و گروهی در عرصه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی به کار گرفته شود.
اگر تبلیغ در مورد کالایی استاندارد و با کیفیت بالا باشد، واقعیت بیان می شود. ولی تبلیغ خلاف ماهیت و محتوای کالا یا موضوع، در هیچ جامعه ای پسندیده نبوده و کاری غیراخلاقی به حساب می آید. تبلیغ خلاف از روی عمد و با نیت فریب را «غش در معامله» هم می گویند. غش در معامله ریشه های رفتاری و اخلاقی دارد؛ فردی که برای رسیدن به خواسته های خود واقعیت را طور دیگری جلوه می دهد و زشت را زیبا می کند و برای این کار ادله و قرائن نیز می آورد، ویژگی ها و توانایی هایی در قلب حقیقت دارد.
زیبا جلوه دادن امر زشت در تعابیر قرآنی «سول» نامیده شده و «تسویل» در المعانی به مفهوم زینت دادن به امر خطا آمده است. قرآن کریم در چهار مورد به این موضوع اشاره دارد. از جمله ماجرای گوساله سامری و زیبا جلوه دادن کار زشت گوساله پرستی در سوره طه که کسانی با استفاده از زینت های مصادره شده از فرعونیان و قدری از رد پای فرستاده خدا، مردم را فریب داده و توانستند ماجرای زشت گوساله سامری را زیبا جلوه دهند و مردم را به پرستش گوساله وادارند.  
قَالُوا مَا أَخْلَفْنَا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنَا وَلَكِنَّا حُمِّلْنَا أَوْزَارًا مِّن زِينَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْنَاهَا فَكَذَلِكَ أَلْقَى السَّامِرِيُّ-  گفتند ما به اختيار خود با تو خلاف وعده نكرديم ولى از زينت‏آلات قوم بارهايى سنگين بر دوش داشتيم و آنها را افكنديم و [خود] سامرى [هم زينت‏آلاتش را] همين گونه بينداخت. (۸۷)
قَالَ بَصُرْتُ بِمَا لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِّنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُهَا وَكَذَلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي- گفت به چيزى كه [ديگران] به آن پى نبردند پى بردم و به قدر مشتى از رد پاى فرستاده خدا جبرئيل برداشتم و آن را در پيكر [گوساله] انداختم و نفس من برايم چنين فريبكارى كرد. (۹۶)
قرآن کریم در سوره یوسف نیز می فرماید وقتی برادران پیراهن یوسف را با خون آغشته کردند تا یعقوب پیامبر را فریب دهند، او گفت: امری را نفس شما زینت کرده است.
حضرت یعقوب، وقتی بنیامین (برادر یوسف) نیز گرفتار شد، داستانی را از پسرانش شنید که واقعه اصلی را طور دیگری جلوه می داد.
وَجَآؤُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ - و پيراهنش را [آغشته] به خونى دروغين آوردند، [یعقوب] گفت [نه] بلكه نفس شما كارى [بد] را براى شما آراسته است، اينك صبرى نيكو [براى من بهتر است] و بر آنچه توصيف مى‏كنيد خدا يارى‏ده است (۱۸)
آیه 25 سوره محمد در اشاره ای کلی به آرزوهای دور و دراز، آن را به «تسویل شیطان» تعبیر می کند: إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَى لَهُمْ - بى‏گمان كسانى كه پس از آنكه [راه] هدايت بر آنان روشن شد [به حقيقت] پشت كردند شيطان آنان را فريفت و به آرزوهاى دور و درازشان انداخت- بى‏گمان كسانى كه پس از آنكه [راه] هدايت بر آنان روشن شد [به حقيقت] پشت كردند شيطان آنان را فريفت و به آرزوهاى دور و درازشان انداخت.
تقارن آیات مختلف در این مورد نشان می دهد که نفس آدمی و شیطان در زیبا جلوه دادن امور زشت نقش اساسی دارد. انسان ها بر اساس فطرت و وجدان بیدار خویش، زشتی، دروغ و فریب را نمی پسندند. بنابراین پدیده های ناپسند یا باید توجیه و یا زیبا جلوه داده شوند و زشتی آنها در پس پرده فریب خویش یا دیگری پنهان شود.
تاریخ بشر نیز بیانگر این واقعیت است که هزاران بار از این روش برای فریب مردم استفاده شده است. اما هر بار اگر چه برای دوره کوتاهی مردم تسویل را پذیرفتند، بعد از مدتی به حقیقت پی بردند. به عنوان مثال در دوران معاصر، تلاش مزورانه حکومت ها برای جلب حمایت مردم آلمان از نازیسم یا حمایت مردم اروپا از آپارتاید و یا بخشی از آمریکایی ها از نژادپرستی نمونه ای از تسویل در موضوعات اجتماعی و سیاسی است.
در تاریخ اسلام از شاخص ترین وقایع در این زمینه، تلاش بنی امیه برای «زیبا جلوه دادن» جنگ با خاندان پیامبر و به شهادت رساندن امام حسین و اصحاب ایشان بوده است. برای اینکار بنی امیه تلاش زیادی کرد و به طور نمونه ادعا شد که خاندان پیامبر خارجی یا شورشی بودند. تبلیغات فراوان کردند تا هم مردم را فریب دهند و هم خودی ها را توجیه و به مقابله با خانواده رسول الله راضی سازند. همه ابزارهای موجود در روزگار اموی به کار افتاد تا آن همه دروغ و فریب «زیبا» جلوه داده شود. حتی تبریک گفتن در این روز را رایج کردند (يَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ) و با برگزاری چندین هزار منبر و جلسه که در حکم رسانه های آن زمان بودند، حقیقت ماجرای عاشورا را دگرگون جلوه دادند.
امروزه البته ابعاد پدیده رسانه به عنوان مولفه شکل دهنده افکار عمومی، شرایط پیچیده و خاصی را داراست. علوم ارتباطات امروز به طور تخصصی و حرفه ای با شیوه های ارائه خبر و اثرگذاری بر مخاطب دایره این فریب ها را گسترده تر و ظریف تر کرده است. به علاوه اینترنت و شبکه های اجتماعی ممکن است با کارکردی که دارند خطر تسویل را جدی تر کنند. نهادهای قدرت و حکومت های فاسد بیشترین بهره برداری را امروزه از رسانه برای سرپوش نهادن بر خطاهای خود و زیبا جلوه دادن زشتی ها و ناکارآمدی ها دارند و از اینجاست که اهمیت استقلال رسانه و جریان آزاد اطلاع رسانی برای تحقق حکمرانی کارآمد، مردم سالار و سالم اهمیت می یابد.
نظام های مردم سالار برای مقابله با جریان تسویل، تدابیری که به افزایش شفافیت و پاسخگویی تعبیر می شود دنبال می کنند تا رسانه ها و جامعه مدنی با نظارت و راهبری دقیق تر جریانات قدرت و ثروت، مانع از بهره برداری زر و زور و تزویر با ابزار تسویل شوند. به نظر می رسد مواجهه نفس با شیطان که  مورد اشاره متفکرین دینی و محور اصلی مباحث اخلاقی بوده، در این موضوع بیشترین نمود را داشته باشد. در واقع روند فزاینده به کارگیری تسویل در دنیای رسانه و جهان سیاست، نمایه ای از اضمحلال اخلاقی و سقوط ارزش های انسانی است. به ویژه آنکه قدرت ها و حکومت ها اکنون برای تداوم قدرت از این رفتار و شیوه غلط با استفاده از ابزار رسانه بیشترین بهره را می برند.  
انتشار یافته در روزنامه قانون شنبه 27 آبان 


Tuesday, September 11, 2012

پیامی از شهیدان

پریشب به مراسم اختتامیه دومین جشنواره محیط زیست شهری رفتم. هنگام بازدید از فعالیت ها به غرفه ای برخوردم که در اقدامی ابتکاری به گرفتن فال از وصیت نامه شهدا برای مراجعین و علاقمندان می پرداخت. به این شکل که فردی پشت مانیتور نام شما را می پرسید و پس از تایپ آن برگه ای از میان دهها وصیت نامه شهدا که به رایانه سپرده شده بود به نام شما از پرینتر خارج می شد.
نیت کردم. نیتم البته شخصی نبود و متاثر از دل نگرانی هایم جنبه عمومی داشت ... و این هم پاسخ فال و تفال من که به نظرم فال همه ماست:
ای اهل ایمان در کار دین صبور باشید و یکدیگر را به صبر و مقاومت سفارش کنید و مهیا و مراقب کار دشمن بوده و خدا ترس باشید که پیروز و رستگار گردید.

Monday, December 5, 2011

شکست پیروز

در ماجرای عاشورا برخی نکات کلیدی وجود دارد که اکثر اوقات فراموش یا دچار تحریف می شود؛ مثلا اینکه امام حسین (ع) قصد جنگ نداشت، بلکه گروهی بر سر راهش قرار گرفتند و بر او شوریدند. امام به دعوت کوفیان راهی آن شهر بود و وقتی خبر رسید که دعوت خود را پس گرفته اند و سفیر امام را در آن شهر به شهادت رسانده اند، قصد بازگشت کرد. اما لشگر مقابل، راه را بر او بست تا به بیعت با یزید که خلیفه مسلمین به شمار می رفت، وادارش کند.
پس امام نه با هدف جنگ و ورود به یک مخاصمه، بلکه برای جاودانه ماندن حقیقت دین از بیعت با یزید سر باز زد. همان جا بود که امام حسین فرمود: جز برای اصلاح دین جدم حرکت نکرده ام.

این ایستادگی باعث شد تا مسلمانان ناآگاه و دو آتشه ای که به آنها گفته شده بود «امام حسین علیه حاکم بر حق و امیرمومنان خروج کرده»، خونش را مباح بدانند. از نظر آنان، نوه پیامبر باید بیعت می کرد و راهی جز این نداشت. این توجیهی به ظاهر دینی و اعتقادی برای مقابله با امام حسین بود که کارکرد موفقی نیز در میان گروهی از عوام داشت.
اینگونه شد که در روز دهم محرم سال 61 هجری امام حسین و اندک یارانی که در کنار ایشان ماندند همه به ظاهر شکست خوردند و از صحنه روزگار کنار رفتند. در آن مقطع به نظر می رسید که حکومت یزید به ثبات و پایداری رسیده است. اما آیا واقعا حقیقت ماجرا اینگونه بود؟
پیام باطنی این شکست ظاهری را اولین بار زینب کبری خواهر شجاع امام به زبان آورد. او در کاخ سلطنتی یزید اعلام کرد که «در کربلا جز زیبایی ندیده است» و این رمزی بود که دل سیاهی و تاریکی دوران درهم تنیدگی تزویر و ظلم را می شکافت؛ مانند شهابی که دل آسمان تاریک شب را می شکافد و خطی از روشنی باقی می گذارد. همین شهاب، افراد صاحب اندیشه را به فکر واداشت که میان کشته شدنی آن چنان سبعانه با اشاره حضرت زینب به زیبایی های دشت کربلا، چه رابطه ای وجود دارد.
این پرسش را از فراز تاریخ - امروز هم که عزاداری ها بر فضای شهر سایه افکنده - می توان شنید. چه رازی در این تعابیر بوده که اینک قرن هاست عاشورا یک پیروزی تلقی می شود و ایستادگی امام حسین در مقابل ظلم، تزویر و انحراف حکومت جور نه فقط در میان شیعیان بلکه برای صاحبان اندیشه و اهل تفکر به عنوان حرکتی جاودانه و آشکار کننده حقیقت مطرح  و یک پیروزی تاریخی به حساب می آید.



امام علی(ع) در حکمت 327 نهج البلاغه کلامی دارد که گویی خبر از آینده فرزندانش در عاشورا می دهد و نیز کلامی برای همیشه تاریخ تا عمیق تر به رویدادهای روزگار بنگریم: «هر که با گناه و تخلف به پیروزی دست یابد، پیروز نیست. کسی که با توسل به بدی و شر پیروز شود در حقیقت شکست خورده است». 
این کلام، حقیقت دیگری را نیز صحه می گذارد که «هدف، وسیله را توجیه نمی کند»، و این گونه حرکت ها هرگز در قاموس ائمه (ع) و رهبران دینی نبوده است. 

Thursday, September 29, 2011

لحظات دفاع مقدس در نیایش های شهید چمران

 ... اينها را ننوشته ام كه بر كسي منت بگذارم، بلكه كاغذ نوشته ها بر من منت گذاشته اند و درد و شكنجه درونم را تقبل كرده اند ...
اينجا،‌ قلب مي سوزد،‌ اشك مي جوشد،‌ وجود خاكستر مي شود ‌و احساس سخن مي گويد ...
اينجا كسي چيزي نمي خواهد، ‌انتظاري ندارد، ‌ادعايي نمي كند ...
فرياد، ضجه ايست كه از سينه اي پر درد به آسمان طنين انداخته ‌و سايه اي كم رنگ از آن فریادها بر این صفحات نقش بسته است ...
چه زيباست: راز و نيازهاي درويشي دلسوخته و نا اميد در نيمه شب، ‌فرياد خروشان يك انقلابي از جان گذشته در دهان اژدهاي مرگ، ‌اعتراض خشونت بار مظلومي زير شمشير ستمگر، ‌اشك سرد ياس و شكست بر رخساره زرد دل شكسته اي در ميان برادران به خاك و خون غلطيده،‌ فرياد پر شكوه حق از حلقوم از جان گذشته اي عليه ستمگران روزگار ...
چه خوشست: دست از جان شستن و دنيا را سه طلاقه كردن،
از همه قيد و بند اسارت حيات آزاد شدن،‌
بدون بيم و اميد عليه ستمگران جنگيدن،‌
پرچم حق را در صحنه خطر و مرگ برافراشتن،‌
به همه طاغوت ها نه گفتن،
با سرور و غرور به استقبال شهادت رفتن؛ جايي كه ديگر انسان مصلحتي ندارد تا حقيقت را براي آن فدا كند، ‌ديگر از كسي واهمه نمي كند تا حق را كتمان نمايد. آنجا حق و عدل همچون خورشيد مي تابد و همه قدرت ها ‌و حتي قداست ها فرو مي ريزند ‌و هيچكس جز خدا - فقط خدا- سلطنت نخواهد داشت.
... من آن آزادي را دوست دارم و از اينكه در دوره هاي سخت حيات آن را تجربه كرده ام خوشحالم، و به آن اخلاص و سبكي و ايثار ‌و لذت روحي و معراج كه در آن تجربه ها به آدمي دست مي دهد حسرت مي خورم ...
خوش دارم كوله بار هستي خود را كه از غم و درد انباشته است بر دوش بگيرم و عصا زنان به سوي صحراي عدم رهسپار شوم. خوش دارم از همه چيز و همه كس ببرم و جز خدا انيسي و همراهي نداشته باشم ...
(از کتاب نیایش ها؛ راز و نيازهاي دست نوشته شهید مصطفی چمران)

Wednesday, August 10, 2011

ما و خبرنگاری

در عصر کنونی به رغم پیشرفت روزافزون فن آوری های اطلاع رسانی و گردش سریع و شفاف اطلاعات، «خبرنگاری» کماکان از مشاغل مخاطره آمیز و پر هزینه به حساب می آید. چنانچه در بسیاری نقاط دنیا شاهد آسیب های فراوان به خبرنگاران حین تهیه خبر و خبررسانی و در جریان درگیری ها و اعتراضات هستیم. از سویی جراحت ها و گاه خطر مرگ آنها را تهدید می کند و از سوی دیگر محدودیت هایی مانند حبس یا عدم امنیت شغلی می تواند نتیجه جسارت آنها در عمل به وظایفشان باشد. 17 مرداد که در بزرگداشت شهادت محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی به دست عوامل طالبان در مزار شریف افغانستان به عنوان روز خبرنگار نامگذاری شده است، نشان از همین واقعیت دارد؛ آنجا که طالبان به نمایندگی از تفکری متحجر و زورگو با برداشت های انحرافی از دین در مقابل آزادی و حق انتخاب، دست به حذف می زدند.
این در حالیست که قرآن کریم در آیات متعدد و مختلفی بر نشر آگاهی و دانایی تاکید دارد. مانند آیه «الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ- به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترين آن را پيروى مى‏كنند اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان / سوره زمر، آیه 18». چنانچه رسالت انبیاء را در تعلیم و آگاهی بخشی و البته تزکیه را ملازم با ارتقای آگاهی دانسته است.
در دنیای امروز هم اطلاعات مبنای آگاهی و آگاهی مبنای انتخاب و تصمیمات افراد در سطح فردی و اجتماعی است. اگر جریان آزاد اخبار و اطلاعات نباشد، دایره انتخاب افراد محدود شده و در دایره اطلاعات محدود، تصمیمات روند نادرستی را پیش خواهند گرفت. از همین رو خبرنگاری در هر عصری حرفه ای حیاتی برای بقا و سرزندگی جامعه به شمار می رود. به بیان دیگر انتشار صحیح اخبار امری تعیین کننده است و اگر تصمیمات مردم مبتنی بر اطلاعات لازم نباشد و اخبار به بهانه های مختلف محدود شده یا نادرست انتشار یابد، روند انتخاب ها و تصمیم ها دچار انحراف خواهد شد. در این حال اگر آزادی بیان در چارچوب های منطقی و قانونی رعایت نشود، حرفه خبرنگاری کارآیی خود را از دست می دهد.
نکته قابل تامل دیگر، بسط و گسترش علم روزنامه نگاری در دنیای امروز است. خوشبختانه در ایران نیز کار علمی و پژوهشی در زمینه روزنامه نگاری صورت گرفته، اما اخیرا با کمال تعجب و در سکوت خبری شاهد حذف رشته روزنامه نگاری در دو دانشگاه مهم یعنی تهران و علامه بوده ایم. این اتفاق پدیده ای قابل تحلیل و ارزیابی است که چگونه در شرایطی که بیش از هر زمان نیازمند روزنامه نگاری حرفه ای در عصر اطلاعات هستیم، چنین حذف هایی صورت می گیرد.  
نگاه علمی در امر روزنامه نگاری نیاز جامعه بوده و می بایست در خبرنگاری حرفه ای مد نظر قرار گیرد. به علاوه در این روند باید به سمت ایجاد گرایش های تخصصی در میان خبرنگاران مبادرت ورزید و در موضوعات مختلف از وجود خبرنگاران مطلع و عالم به حوزه تخصصی خود بهره برد.
وضعیت کنونی حرفه خبرنگاری در کشور دشواری ها و نگرانی هایی را در بر دارد. یکی از مشکلات خبرنگاران، روشن نبودن محدوده اخبار مجاز و غیرمجاز است. این موضوع البته مختص اخبار سیاسی نبوده و حتی در موضوعاتی مرتبط با محیط زیست گاه شاهد مرزبندی های مجاز و غیرمجاز هستیم. اما این مرزبندی ها آیا بر علم و منطق استوار است؟
برای مثال در موضوع امنیت اجتماعی در حالی که عده ای انگشت اتهام را به سوی اطلاع رسانی رسانه ها نشانه رفته اند، برخی کارشناسان معتقدند اطلاع رسانی می تواند جنبه پیشگیری از آسیب ها در امنیت اجتماعی را داشته باشد.  
به نظر می رسد تلاش برای حمایت از این حرفه و کسانی که با فداکاری در این عرصه حضور دارند وظیفه ای ملی است. باید از آسیب ها و مشکلات روزنامه نگاری کاسته شود و خبرنگاران احساس امنیت شغلی بیشتری کنند تا بتوانند کار خود را با آرامش، منطق و نگاه علمی و حرفه ای انجام دهند. این مهم البته با موضع گیری های یک طرفه و نگاه سیاسی به خبرنگاران مستقل، امکان پذیر نبوده و سیاست های حمایتی از رسانه های دولتی و خبرنگاران آن پاسخگوی نگرانی ها نیست. بلکه ضرورت در حمایت از خبرنگاران و رسانه های مستقل با مواضع انتقادی است، تا با جرات به نقد مشکلات پرداخته و مردم و مسئولین را در اتخاذ تصمیمات درست یاری کنند.
بسیاری معتقدند هر چه از محدودیت ها و ابهامات در اطلاع رسانی و حرفه خبرنگاری کاسته و جریان آزاد اطلاعات تضمین شود، فضای اجتماعی امن تر و سالم تری خواهیم داشت.

این مطلب به مناسبت روز خبرنگار در روزنامه آرمان منتشر شد.


Tuesday, September 28, 2010

یاران، چه غریبانه


دیروز فرصتی دست داد تا در میان کارها و جلسات به اتفاق تعدادی همکاران از نمایشگاهی که به مناسبت هفته دفاع مقدس در دانشگاه محل تدریسم (تربیت مدرس) برگزار شده، بازدیدی داشته باشم.
 آنچه که در ابتدای ورود توجه همگان را جلب می کرد داستان موتورسواران خلافکار شهید چمران بود. یعنی ماجرای حضور داوطلبانه جوانانی که به عملیات متهورانه موتورسواری دست می زدند و به منش اخلاقی و رفتاری شهید چمران جلب شده و مسئولیت آرپی چی زدن روی موتور را در جبهه ها بر عهده گرفته بودند.
جلوی تصویر شهید چمران ایستاده بودیم که تعدادی از مسئولین نمایشگاه و خانم های عضو بسیج به استقبال آمدند و از حضور ما تشکر کردند. با یکی از آقایان که ایثارگر بوده و 7 سال سابقه آزادگی در زندان های بعثی را داشت، صحبت از این شد که چگونه دکتر چمران از جذب حداکثری بهره می برد، ولی اکنون جز محدود کردن چیزی نمی بینیم و به خصوص این وضع در دانشگاهها روزافزون شدت می یابد. در حالی که انقلاب و دفاع مقدس و سایر مقاطع حساس تاریخ ایران عزیز متعلق به همه بوده و محدود به قشر و طیف خاصی نیست.
تاکید هم کردم که ای کاش از همه ابعاد شخصیتی مصطفی چمران می گفتید؛ از اینکه او در آمریکا تحصیل کرد، همسر آمریکایی داشت و فرزندانی، از زندگی خوب، موقعیت ممتاز تحصیلی و شرایط مناسب شغلی برخوردار بود و امکان انتخاب داشت. در این انتخاب اما مسیری را انتخاب کرد که به شهادتش ختم شد.
در بخشی از نمایشگاه، دست نوشته هایی از آزادگان ایرانی اسیر در زندان های عراق را قرار داده بودند. این یادداشت ها اغلب بر روی کاغذهایی غیرمتعارف نوشته شده بود. مثلا بر روی کاغذ مواد غذایی. دیدم که تاریخ چگونه تکرار می شود. امروز هم جوانانی که فقط به دلیل عقیده خویش متاسفانه در بند می شوند گاه به همین گونه و با محدودیت ها، خاطرات و مطالبشان را ثبت می کنند.
در انتهای نمایشگاه تشکر کردم و گفتم این قبیل فضاها فرصت خوبی را برای گفت و گو و ذکر خصایصی که برخاسته از آموزه های اصیل دینی ماست، فراهم می کند. ای کاش به واسطه همان روحیات، این روزها شاهد نبودیم  که هفته دفاع مقدس با حمله به خانواده شهدایی چون باکری و همت آغاز شد. ای کاش احترام ها باقی می ماند که اگر غیر از این باشد همه بنیان های اجتماعی مبتنی بر حرمت فرو می ریزد و بی منطقی و خشونت جای استدلال و عقلانیت را می گیرید و چنین شیوه هایی افراد را فراری خواهد داد.
در دفتر یادبود نمایشگاه هم نوشتم که امروز پاسداری از خون اینها، پاسداری از صداقت، رعایت احترام و امانت مردم و مقابله با ظلم در هر شکل آنست ... و از ذهنم گذشت: یاران، چه غریبانه ...
در حالی که بیرون می آمدیم به یکی از همکاران گفتم ما نیازمند ارتباط و گفت و گو با یکدیگریم، ولی متاسفانه شکاف های عمیق اجتماعی ارتباط را بسیار کم کرده است. عده ای که خواب های آشفته برای کشورد دیده و عملا سناریوهای خود را نقش بر آب می بینند، حاضر به تن دادن به فضای آزاد و سازنده و گفتمان منطقی نیستند. آنها التهاب و برخورد با ساختارهای قانونی و سیاسی را کماکان اصل می دانند تا رقیب را از میدان خارج کنند ... اما آیا به گواه تاریخ می توانند؟

Saturday, June 19, 2010

قاب خالی تصویر دکتر علی شریعتی


 ٢٩ خرداد ۸٩


تصاویر دکتر مصطفی چمران بر در و دیوار شهر باز هم خبر از خردادهای پر حادثه در سرنوشت مردم ایران می دهد. اما نمی دانم چرا خبری از تصاویر دکتر علی شریعتی نیست که او نیز 29 خرداد سال 1356 از میان نسلی تشنه که هنوز به اندیشه و سخنش نیازمندند پر کشید و رفت.
مصطفی چمران و علی شریعتی هر دو از روشنفکران جامعه ما بودند و نقش روشنفکر این است: در شرایطی که تشخیص حق از باطل دشوار می‌شود و شفافیت فضا از بین می‌رود، روشنگری کند تا جامعه مسیر و راه اصلی را گم نکند و حقیقت فراموش نشود.
دکتر شریعتی مصداق بارز روشنفکر دینی در جامعه ما بود. او در دوره ستمشاهی ـ که مسائل دینی مبهم و دینداران متهم به واپس‌گرایی بودند و البته دین‌داری سنتی نیز توان آگاهی‌بخشی در آن دوره را نداشت ـ درد نسل جوان را درک کرد و با بیانی روشنگر توانست پویایی و حرکتی درونی را به نسل جوان ببخشد؛ حرکتی پویا که زمینه ای شد برای پیروزی انقلاب ضد استبدادی بهمن۵٧.
شریعتی چهره ای از دین را رونمایی کرد که در تقابل با تبعیت و تقلید کورکورانه و تعصب و خرافات بود. از این رهگذر نسل ما توانست میان نگاه متعصبانه و نگاه روشنی‌بخش اسلام تفاوت قائل شود. او رسالت خویش را به انجام رساند و جلوه ای از دین را معرفی کرد که «احیاگر» است؛ جلوه ای که «انسان مسئول» می سازد؛ که گفت: مسئولیت زاده «توانایی» نیست، زاده «آگاهی» است و زاده «انسان بودن».  
شهید چمران نیز انسانی روشنگر با روحی بزرگ و مخالف تحجر و خشونت بود. چهره مصطفی چمران را نه فقط در ماههای نخستین جنگ 8 ساله علیه ایران که دلاورانه از خاک میهن دفاع کرد، بلکه طی حضورش پس از سال ها دوری از وطن – و به دور از کلیشه ها - باید جستجو کرد؛ چهره ای که از ورای تاریخی نه چندان دور قابل رویت است .
حالا اما ... شریعتی دیریست که رفته، ولی نسلی که او به خروش و حرکت در آوردش، هنوز ایستاده است ... نسلی که صدای شریعتی را برای همیشه در گوش دارد:
اگر تنهاترین تنهاها شوم باز خدا هست،
 او جانشین همه نداشتن هاست
 نفرین ها و آفرین ها بی ثمر است
 اگر تمامی خلق گرگ های هار شوند
 و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد
 تو مهربان جاودان آسیب نا پذیر من هستی
 ای پناهگاه ابدی
 تو می توانی جانشین همه بی پناهی ها شوی

Sunday, May 23, 2010

ممد نبودی ببینی


٢ خرداد ۱۳۸٩


سال 1361 که آقای خاتمی مسئولیت و نمایندگی امام در موسسه کیهان را بر عهده داشتند، من در کیهان انگلیسی بودم. سوم خرداد آن سال، بعد از ظهر همه به خاطر عملیات موفقیت آمیز چند روز اخیر در جبهه های جنوب، گوش به زنگ خبرهای جدید بودند. گویی فضا از حس انتظاری عمیق  آکنده بود... که ناگهان ... تلکس ها انتظار را به پایان بردند ... خونین شهر آزاد شد.
به خرمشهر از زمان اشغال آن توسط عراق و در پی به شهادت رسیدن بهترین فرزندان کشور در خاک آن، خونین شهر می گفتیم و حالا صدای رادیو نیز در سراسر سالن بزرگ و عریض و طویل کیهان که تحریریه نشریات مختلف در آن قرار داشت پیچیده بود ... مارش پیروزی و حس آزادی خرمشهر ...
شادی و نشاط عجیبی همه را فرا گرفته بود. هیچکس نمی توانست به کارش ادامه دهد. همه از پشت میزها بلند شده بودند... اما این فقط ما نبودیم که سر از پا نمی شناختیم. مردم در خیابان ها هم به پایکوبی پرداخته بودند. از موسسه که بیرون رفتم در خیابان فردوسی شاهد صحنه های بی نظیری از شادی مردم بودم. ماشین ها چراغ های خود را روشن کرده بودند و بعضی هم برف پاکن ها را در هوا به رقص در آورده بودند. خیلی ها هلهله کرده و دست می زدند، بعضی ها پرچم هایی را در دست داشتند و در هوا می چرخاندند و حتی بعضی ها در وسط خیابان می رقصیدند.
در این میان البته صدای آمبولانس هایی که از فرودگاه مجروحین را به بیمارستان های مختلف شهر می رساند نیز به گوش می رسید. یاد شهدای خرمشهر به خیر؛ شهدایی که خونشان ضامن این حماسه بزرگ و در نوع خود بی نظیر بود. در عملیات  آزادسازی خرمشهر فقط  نوزده هزار سرباز عراقی خود را تسلیم نیروهای ایرانی کردند و این نمی شد مگر با پایمردی شهدا که البته در میان آنها نام محمد جهان آرا می درخشد و آن نوحه زیبا و معروف «ممد نبودی ببینی» که در ذهن ها جاودانه شده است.  
جالب است که پدر شهید جهان آرا هنوز در عین کهنسالی به دنبال آرمان های پسر بلندآوازه اش است. خبری امروز از او دیدم که در مجلس حضور یافته و مسایل مهمی را در مورد مشکلات خرمشهر با رییس مجلس مطرح کرده است.
او را به خاطر آوردم که در مراسم آغاز به کار یکی از طرح های بزرگ آب و فاضلاب اهواز در دولت اصلاحات حضور داشت و از ایشان درخواست شد که طرح را افتتاح کند. 
جالب است که او سال گذشته نیز این روزها و در جریان انتخابات در یکی از خاطره انگیزترین مراسم شرکت داشت ... به یاد پسر شهیدش ...
به عکس نگاه کنید



این نکته را جهت استحضار آن عده ای گفتم که تصور می کنند - و البته سعی می کنند که دیگران هم تصور کنند - همه ایثارگران و خانواده هایشان از یک طیف سیاسی خاص هستند؛ در حالی که تعداد قابل توجهی از خانواده های ایثارگران به دنبال حقیقت هستند و دل به شعارها نسپرده اند.
آن عده متوجه نیستند وقایع اخیر همانطور که خانواده ها را دچار شکاف کرده، در سایر اقشار نیز آثار خود را باقی گذاشته است.