Sunday, July 29, 2012

ابراهیم(ع) بنیانگزار آیین پرسشگری و استدلال

تدبر در قرآن (1)
رمضان ماه نزول قرآن است. شاید به همین دلیل در کشورهای اسلامی و از جمله ایران بیش از هر ماه دیگری به قرآن پرداخته می شود. ولی این به معنای رعایت شأن این کتاب آسمانی نیست. زیرا بهایی که به خواندن و قرائت یا حفظ متن قرآن داده می شود- اگر چه در جای خود ارزشمند است- هرگز به شأن تدبر و پرداختن به معنی و مفهوم آیات نمی رسد.  
فهم آیات و تدبر در معنی و مفاهیم عمیق قرآن کریم نه تنها پاسخ سئوالاتی را می دهد که در پس ذهن مخاطب همواره جریان دارد، بلکه انسان را از طریق طرح پرسش هایی ویژه وادار به اندیشه و تفکر در مسایل کلان بشری می نماید.
البته از این مهم تر، مظلومیت قرآن در عدم پای بندی و عمل به آن است؛ یعنی توجه به ظواهر و متشابهات آن و عدم درک و پای بندی به محکمات و اصول آن: «الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ - آنان كه قرآن را جزء جزء كردند (به برخى از آن عمل كردند و بعضى را رها نمودند) الحجر  91».
اشاره به داستان های انبیا یکی از روش های قرآن کریم برای بیان تاریخ عبرت انگیز بشری و نیز ارایه خطوط کلی و شیوه زندگی انسان هاست. به عنوان مثال داستان حضرت ابراهیم (ع) که شاخصه توحید و بیزاری از مشرکین بوده، سنت پژوهش و پرسشگری را پاس می دارد و شرک را همپای اطاعت کورکورانه معرفی می کند.

و اين گونه ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نمايانديم تا از جمله يقين‏كنندگان باشد (۷۵)

وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ 
پس چون شب بر او پرده افكند ستاره‏اى ديد گفت اين پروردگار من است و آنگاه چون غروب كرد گفت غروب‏كنندگان را دوست ندارم (۷۶)

فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ 
و چون ماه را در حال طلوع ديد گفت اين پروردگار من است آنگاه چون ناپديد شد گفت اگر پروردگارم مرا هدايت نكرده بود قطعا از گروه گمراهان بودم (۷۷)

فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ 
پس چون خورشيد را برآمد گفت اين پروردگار من است اين بزرگتر است و وقتی افول كرد گفت اى قوم من از آنچه [براى خدا] شريك مى‏سازيد بيزارم (۷۸)

فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّي هَذَآ أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ 
من از روى اخلاص پاكدلانه روى خود را به سوى كسى گردانيدم كه آسمانها و زمين را پديد آورده است و من از مشركان نيستم (۷۹)
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ 

حضرت ابراهیم پرسشگری را هم از زاویه اشراق و دل (چون شب بر او پرده افكند ستاره‏اى ديد، گفت اين پروردگار من است و آنگاه چون غروب كرد گفت: غروب‏كنندگان را دوست ندارم) و هم از زاویه منطق و بررسی پدیده های طبیعی می دید.
او پس از پرستش ستاره، ماه و خورشید که هر سه دیدن نور در تاریکی بود، به حقیقت بزرگ تری پی برد. ابتدا با ناپدید شدن ستاره گفت: لا أُحِبُّ الآفِلِينَ - غروب‏كنندگان را دوست ندارم. بعد که ماه در پس روشنایی روز از چشم افتاد، گفت: لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لأكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ- اگر پروردگارم مرا هدايت نكرده بود قطعا از گروه گمراهان بودم. سپس خورشید را دید که بزرگ تر است، ولی با غروب آن از شرک بی زاری جست: يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ- اى قوم من از آنچه [براى خدا] شريك مى‏سازيد بيزارم.
ابراهیم (ع) در هر مرحله پس از مشاهده، رو به استدلال آورد و با بهره مندی از حس درونی و عقل خویش از شرک ورزیدن برائت جست.
در آیات 81 به بعد، او را می بینیم که با قومش وارد بحث و استدلال می شود و شرک را روشی فاقد پشتوانه عقلی معرفی می کند:
و چگونه از آنچه شريك [خدا] مى‏گردانيد بترسم با آنكه شما خود از اينكه چيزى را شريك خدا ساخته‏ايد كه [خدا] دليلى درباره آن بر شما نازل نكرده نمى‏هراسيد پس اگر مى‏دانيد كدام يك از [ما] دو دسته به ايمنى سزاوارتر است (۸۱)

وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿۸۱﴾
كسانى كه ايمان آورده و ايمان خود را به شرك نيالوده‏اند آنان راست ايمنى و ايشان راه‏يافتگانند (۸۲)

الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿۸۲﴾

امروزه دانایی و معرفت از طریق بررسی و تحقیق پدیده های طبیعی و استدلال و تعقل به دست می آید و پایه گذار این روش که به نوعی پایه گذار تمدن بشری محسوب می شود، ابراهیم(ع) بوده است. اینکه پيامبران اولوالعزم (دارای کتاب و دعوت فراگیر) پایه گذار تمدن کنونی بشر هستند شاید مورد پسند برخی نباشد، ولی واقعیت این است که انبیاء برای به کارگیری عقل، توسعه درک و فهم و تحقیق و رهایی بشر از حصارهای تنگ نادانی آمدند، نه برای اجبار و وادار سازی به تبعیت و پیروی های کورکورانه.




Friday, July 20, 2012

رمضان؛ آزادی جان ها

بسیاری گفته اند که «نه» گفتن به تمایلات و خواهش های نفس، بالاترین درجه وجود و شرافت انسان است. در مقابل نیز بحث های زیادی صورت گرفته که آیا میل و خواهش های انسان لزوما در تقابل با عقل و اندیشه قرار می گیرد؟ ویا آیا اصلا ضرورتی برای مهار خواهش ها با افسار عقل وجود دارد؟
این بحث ها تداعی گر موضوع مشهور جدال عقل و نفس است. البته از هر زاویه و دیدگاهی که به موضوع بنگریم در اینکه رفتار انسان ها متاثر از افکار و عقاید و تمایلات درونی آنهاست و اینکه این تمایلات در صورت فقدان چارچوب اخلاقی و اصول رفتاری می تواند ابعادی غیرانسانی ناشی از زیاده خواهی، خود محوری، خشونت و در نتیجه آسیب به دیگران و به خود منتهی شود، تردیدی نیست. انسان های متعالی مراقب افکارشان هستند. زیرا افکار، رفتار فرد را هدایت می کند و رفتار فرد شخصیت او را می سازد. شخصیت نیز آینده و مسیر زندگی فرد را رقم می زند.

شاید از این رو، رمضان تمرین سیر انسان به سوی نظامی اخلاقی و رفتاری متعالی باشد. رمضان تمرین «نه» گفتن به تمام میل ها  و خواهش هایی است که می تواند انسان را از شرافت خویش دور کند. تمایلاتی که سبب بروز نقاط ضعف در شخصیت انسان شده و او را در مقابل سختی ها و فشارها و یا در مقابل طمع قدرت و ثروت خوار و ذلیل می کند. تاریخ همواره شاهد وجود انسانی هایی بوده که نتوانستند بر افکار و رفتار خود مهار اخلاق زنند و در نتیجه لطمات و آسیب های فراوانی را به جامعه خویش وارد کرده اند. بنابراین اگر رمضان تمرینی برای تعالی انسان باشد تا افکار و رفتار خود را به کنترل خویش درآورده، به زشتی ها و پلیدی ها پی ببرد و آنها را از خود دور کند، فرصت مغتنمی به حساب می آید.
از این رو بسیار شنیده ایم که رمضان و روزه تنها بستن دهان بر طعام نیست، بلکه بستن دهان بر دروغ و تهمت و ناسزاست، فرو خوردن خشم است و سد کردن راه افکار نادرست. اما شنیدن کی بود ماندن دیدن؟
رمضان های ما همچنان تنها به بستن دهان ها محدود شده و از همین روست که باور چنین اعتقاداتی برای بسیاری از مردم سخت گشته است. بسیاری، دیگر باور ندارند که دروغ هم روزه را باطل می کند و بسیاری نیز متاسفانه روزه دار را به چشم فردی می بینند که دین برایش تنها توجیه اعمال و تمایلاتش است. در موارد زیادی هم این باور مصداق دارد. آنها روزه دارانی را می بینند که به راحتی در ملاء عام دروغ می گویند اما کسی به آنها تذکر نمی دهد و با ایشان مقابله نمی کند. در حالی که رعایت ظواهر دین نباید پوششی بر باطن افراد باشد. به همین دلیل قرآن کریم در سوره ماعون می فرماید:

پس واى بر نمازگزارانى (۴)

فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ ﴿۴﴾
كه از نمازشان غافلند (۵)

الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ﴿۵﴾
آنان كه ريا مى‏كنند (۶)

الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ ﴿۶﴾

متاسفانه بسیاری از عمق و اصل روزه غافل هستند و نماز و روزه آنها فقط وسیله عُجب است. یعنی به جای ایجاد تواضع نسبت به دیگران و نگریستن به خویش، باعث غرور و خود برتربینی در آنها شده و حجابی میان واقعیات رفتاری و حقیقت روزه داری آنان می شود.
اینکه ماه رمضان پس از شعبان - که ماه انتظار برای ظهور منجی است - واقع شده شاید به این معنا باشد که برای منتظر بودن، رفتار شکلی مومنانه کافی نیست. بلکه باید رفتار ماهوی براساس تحولات معنوی در انسان رخ دهد و در مفهوم انتظار هم تجلی یابد.
ای کاش چنین بندگانی می دانستند که رمضان در حقیقت ماه آزادی روح و جان انسان هاست؛ آزادی از تمایل ها و خواهش هایی که آنها را از پرواز و ارتفاع دور نگه داشته و تا حد خواری و ذلت در مقابل خواسته ها یا بت ها و قدرت های دنیایی پایین می کشد.  
ای کاش همه بدانیم که سختی گرسنگی و تشنگی ماه رمضان اگر با درک و فهم صحیح و با شراب عشق و معنویت درآمیزد می تواند از افرادی که فقط خود و اطراف خود را می بینند، انسان هایی بسازد که خود را وقف بهبود وضعیت مردم و جامعه می کنند. 

Tuesday, July 10, 2012

آزمون صداقت

شناخت درست آموزه های هر آیین و دین برای کسانی که خود را پیرو آن می دانند و براساس تدبر و تفکر دست به انتخاب زده اند، ضرورت دارد.
بدون شناخت و تدبر کافی در اصول و مبانی، ممکن است فرد پیرو به تلقی ها یا جمع بندی هایی برسد که او را از مسیر اصلی و راه مستقیم دور کند؛ ممکن است فرد مومن تصور کند که به خاطر ایمان و باورهایش مصونیتی یافته و دیگر مورد آزمایش قرار نمی گیرد. همین تصور می تواند او را به اعمال متفاوتی وادارد. چنین فرد یا افرادی به پشتوانه باورشان به خود، رسیدن به اهداف خویش را مقدس می شمارند و بنابراین از ابزاری استفاده می کنند یا روشی را موجه می دانند که ایشان را به هدف برساند.
توجیه این پیروان ناخلف این است که به خاطر قداست اهداف می شود از یک مقدمه نادرست و خلاف واقع به نتیجه ای درست و خوب رسید. اینان فکر می کنند که برای حفظ  نوع تفکرشان و اهداف والا مقامی که دارند می توانند و باید به هر کاری دست بزنند و هر عمل زشتی را انجام می دهند.
اینان البته غافلند از اینکه در پی تحقق ناراستی هایشان چه معضلاتی در عمق جامعه ایجاد خواهد شد. اینان «بدبینی» را رواج می دهند و ریشه «اعتماد» را می زنند. «ریا و تزویر» را جایگزین راستی و درستی می کنند و «خیانت» و «دروغ» را در بطن همه رفتارهای اجتماعی بسط می دهند. چرا که با تکیه به نوع تفکر این قشری اندیشان، راهی برای تقدیر از راستی و درستی و صداقت باقی نمی ماند و این مفاهیم اصیل، به اسطوره ها و رویاهایی تبدیل شده که در میان واقعیات تلخ روزگار گم می شوند.
درست همین جاست که باید به اصل رجوع کرد؛ چه ستونی محکم تر برای مسلمانان از کتابی که خداوند برای حمایت نوع بشر فرستاد تا دلیلی باشد برای درست زندگی کردن.
قرآن تکلیف را در این موارد روشن می کند. آیات ابتدایی سوره عنکبوت را که بخوانید می بینید در این مورد چه راهگشاست. به خصوص آنجا که می فرماید: کسانی که کار زشت می کنند آیا می پندارند می توانند فرار کنند؛ و چقدر زشت است تصوری که دارند ...
به نام خداوند رحمتگر مهربان

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
الم (۱)

الم ﴿۱﴾
آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم رها مى‏شوند و مورد آزمايش قرار نمى‏گيرند (۲)

أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُوا أَن يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ ﴿۲﴾
و به يقين كسانى را كه پيش از اينان بودند آزموديم تا خدا آنان را كه راست گفته‏اند معلوم دارد و دروغگويان را [نيز] معلوم دارد (۳)

وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ ﴿۳﴾
آيا كساني كه اعمال بد بجا مي‏آورند گمان كردند بر ما پیشی خواهند جست؟ چه بد داوري مي‏كنند؟ (۴)

أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ أَن يَسْبِقُونَا سَاء مَا يَحْكُمُونَ ﴿۴﴾
كسي كه به دیدار خدا اميد دارد، اجل او سرانجام فرا مي‏رسد، و او شنوا و دانا است. (۵)

مَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿۵﴾

در آیه 3 تاکید دارد آنها که پیشتر از شما هم بودند مورد آزمایش قرار گرفتند تا در میانشان راستگویان و دروغگویان مشخص شوند.
پس بد به حال آنان که می پندارند برای حفظ دین و ایمان حتی می توان دروغ گفت؛ آنان که در این آزمون صداقت رد می شوند، بد امتحانی را اینک پس می دهند ...

Wednesday, July 4, 2012

دین غریب و انتظار


امام باقر علیه السلام: ان قائمنا اذا قام دعا الناس الی امر جدید کما دعا الیه رسول الله(ص) و ان الاسلام بدا غریبا و سیعود غریبا کما بدا فطوبی للغرباء.  
قائم ما چون قیام کند (به علت کثرت تحریفات و غربت دین حقیقی) مردم را به امر نوینی دعوت خواهد کرد؛ همان گونه که رسول خدا(ص) دعوت فرمود، اسلام غریبانه آغاز شد و به زودی مانند ابتدا غریب خواهد شد، پس خوشا به حال غریبان (دین داران واقعی) – کتاب غیبت نعمانی، ص 321.
موضوع انتظار و ایمان به ظهور منجی چه فایده و کارآیی برای روزگار ما دارد؟ اگر در این روزگار – آن گونه که برخی مدعی اند - همه چیز بر وفق مراد است و همه مشکلات به کفار و دشمنان بر می گردد، چه دلیلی برای انتظار منجی خواهیم داشت؟
مفهوم «انتظار منجی» نامناسب دانستن شرایط و عدم دستیابی به امیدها و آرزوهای متعالی اخلاقی و  انسانی است؛ یعنی این گونه نیست که «منتظر» اوضاع خود و جامعه اش را مطلوب بداند و ظهور منجی را فقط برای سروسامان دادن به اوضاع سایر ادیان یا کفار و مشرکان بخواهد. بلکه اصل فلسفه انتظار، اعتراض به وضع موجود و اعتراض به بداخلاقی ها و کج رفتاری هایی است که به نام دین صورت می گیرد. انتظار، اعتراض به استفاده ابزاری از دین برای رسیدن به مطامع دنیایی و حفظ موقعیت ها، ثروت ها و جایگاههاست.  
منتظر، کسی است که دلش از بی عدالتی ها، بی وفایی ها و بی اخلاقی ها به درد آمده؛ که: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق - من تنها برای تکمیل فضائل اخلاقی مبعوث شده‏ام/ پیامبر اکرم».
منتظر، کسی است که برای غربت دین نگران است. چرا که می بیند همه از نردبان دین بالا می روند، ولی کسی برای دین دل نمی سوزاند. منتظر از همین رو به انتظار می نشینند تا شاهد  امر نوینی مانند بعثت پیامبر باشد و فرجی که با دعوت به اسلام غریب آغاز خواهد شد.
حال ... در این غربت کجایند منتظران و دین داران واقعی؟


اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ
خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و امید قطع شد
وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ
و زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شکوه بسوى تو است
الْمُشْتَکى وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى
و اعتماد و تکیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است


Wednesday, June 27, 2012

طرح گشت ارشاد در شورای شهر

دیروز در جلسه شورای شهر مطالبی در مورد طرح گشت ارشاد گفتم که با واکنش هایی همراه شد. عصر دیدم که خبرگزاری ها و سایت ها آن را منعکس کردند و بنابراین اینجا خبر را از خبرگزاری ها نقل می کنم که البته با تفاوت هایی به انعکاس آن پرداختند.
شب هم برایم اس ام اسی خبری از سایت نسیم رسید که: فرمانده نیروی انتظامی گفته «شهرداری ظرفیت خوبی برای کمک به ناجا در اجرای طرح امنیت اخلاقی دارد» و از حضور در شورای شهر استقبال کرده است.  البته قبلا هم نیروی انتظامی از پیشنهادات استقبال کرده بود. امیدوارم حالا که این طرح موفق به نظر نمی رسد، اندیشمندان و دلسوزان پیشنهاداتی کارشناسی و اجرایی ارایه دهند و به طرحی که سال هاست پاسخ نداده است، خاتمه بخشند.
به گزارش ایلنا، معصومه ابتکار در آغاز جلسه علنی امروز شورای شهر با بیان اینکه همزمان با گرم شدن فصل گرما نگرانی‌هایی در بخش فرهنگی، اجتماعی و انتظامی در مقوله حجاب مطرح می‌شود، اظهار کرد: دراین راستا طرح‌های امنیت اجتماعی، اخلاقی و مبارزه با بد پوششی مطرح می‌شود که بیانگر دغدغه سالم سازی جامعه است. چرا که همه می‌خواهیم جامعه‌ای سالم و با نشاط داشته باشیم.
وی با بیان اینکه به دنبال داشتن پوشش ظاهری مناسب جوانان برای زندگی سالم و اخلاق مدار هستیم، تاکید کرد: همه ما دوست داریم جوانان زندگی سالمی داشته باشند که در آن معنویت و اخلاق در کنار حفظ ظاهر مناسب دیده شود، اما چگونه باید به این مهم دست یابیم.
ابتکار در ادامه با بیان اینکه برخوردهایی که در جامعه صورت می‌گیرد برای اقلیت خاصی از جامعه است و بیشتر مخاطبان اصلی آن دختران است، تصریح کرد: این برخورد انعکاس روانی در جامعه و رسانه دارد که متاسفانه عوارض آن را در جامعه می‌توان دید. البته ناگفته نماند که رفتار و پوشش این اقلیت زیبنده جامعه نیست اما رفتار و برخورد نیروی انتظامی نیز با این اقلیت، زیبنده جامعه نیست.
 وی ادامه داد: حال که نه پوشش و نه رفتار، زیبنده جامعه نیست باید به دنبال راهکار مناسبی باشیم. قطعا در مقوله فرهنگی و اجتماعی، حجاب به صورت قهرآمیز همانند برخورد با جرم قابل حل نیست و نیروی انتظامی می‌بایست در این بخش از روان‌شناسان و جامعه‌شناسان در رسیدن به راهکار مناسب استفاده کند.
عضو شورای شهر تهران در راستای پیشنهاد فرمانده نیروی انتظامی و اهمیت موضوع حجاب، از اعضای شورای شهر به ویژه کمیسیون فرهنگی خواست نسبت به این مساله بی‌تفاوت نباشند و حال که نیروی انتظامی خواستار ارایه پیشنهاد است پیش قدم شده و در جلسه کار‌شناسی با حضور جوانان، جامعه‌شناسان، روان‌شناسان و کار‌شناسان طرح‌هایی که قابلیت اجرایی کامل دارد را پیشنهاد و بررسی کند.
در ادامه جلسه مهدی چمران رییس شورای شهر در پاسخ به اظهار نظر ابتکار گفت: نیروی انتظامی سال هاست این طرح را اجرا می‌کند و به نتیجه نرسیده است چگونه انتظار داریم که در یک جلسه و با گفتن چهار کلمه موضعی که نیازمند مطالعات عمیق است مطرح و به نتیجه رسید.
حبیب کاشانی دیگر عضو شورای شهر نیز در پاسخ به اظهار نظر ابتکار و چمران گفت: قطعا نیروی انتظامی فعالیتش را در زمینه حجاب با اقدامات کار‌شناسی انجام داده است و از پژوهش‌های جامعه‌شناسان و روان‌شناسان در چگونگی برخورد با این مساله استفاده کرده است.
چمران سپس دیگر اجازه صحبت به سایر اعضای شورای شهر نداد و گفت: در جلسه‌ای که قرار است نیروی انتظامی در این بخش برگزار کند حتما از شورای شهر دعوت می‌شود تا توضیحات خود را ارایه دهد. این انتقادات که در جلسه امروز مطرح شد ۳۰ سال است که از هر دو طرف مطرح می‌شود. همیشه در فصل گرما، برنامه‌ها و طرح‌هایی در بخش‌های اجتماعی، فرهنگی و انتظامی در مقوله پوشش در جامعه مطرح کرده که جای نگرانی داشته است.


Monday, June 25, 2012

فعالان محیط زیست برای فاجعه جنگل ابر به دیوان عدالت شکایت کنند

ایلنا: رئیس سابق سازمان حفاظت محیط زیست گفت:‌ فعالان زیست محیطی می‌توانند از طریق دیوان عدالت تلاش کنند و مساله قطع درختان جنگل ابر را از مراجع قانونی پیگیری کنند.
معصومه ابتکار در گفت‌و‌گو با ایلنا، درباره قطع ۴ هزار درخت از جنگل ابر برای ساخت جاده‌، اظهار کرد‌: سازمان حفاظت از محیط زیست در ابتدا مخالفت جدی با این اقدام داشت چراکه این عمل منجر به تخریب در منطقه می‌شد و براساس مطالعات انجام شده ضرورتی برای این کار احساس نمی‌شد و مسیرهای موجود کافی بود.

وی با بیان اینکه در چند سال اخیر فشارهای زیادی بر سازمان محیط زیست وارد شده است، تصریح کرد: ‌در ‌‌نهایت سازمان به بهسازی رضایت داده و موافق مسیری جدید و تخریب جنگل نبود اما در ‌‌نهایت دولت در ایجاد این جاده توافق نامه‌ای را امضا کرده است. این توافق نامه میان سازمان حفاظت از محیط زیست، سازمان جنگل‌ها و مراتع و وزارت راه است.

ابتکار با بیان اینکه ایران از جمله کشورهای جهان است که از پوشش جنگلی کم برخوردار است، گفت: تنها ۷ درصد از مساحت کل کشور جنگل است و باید برای حفظ آن تلاش کرد. اگر چه در برنامه سوم و چهارم توسعه برنامه‌هایی را برای حفظ مراتع و جنگل‌های طبیعی داشتیم و موفق شدیم در مجموع ۱۰ درصد از جنگل‌ها و مراتع را به مناطق حفاظت شده بیفزایم اما این سیاست در سال های اخیر دیگر پیگیری نمی‌شود.
رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر  و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در دوره اصلاحات، با بیان اینکه جنگل ابر و مکانی که درختان آن به بهانه احداث قطع می‌شود، جزو مناطق حفاظت شده سازمان مراتع و جنگل‌ها هستند، گفت: این منطقه به دلیل گونه‌های ممنوع‌القطع حفاظت شده است و حتی در آن دوران پیشنهاد دادیم که به عنوان پارک ملی اعلام شود ولی پذیرفته نشد و اعلام شد مدیریت ویژه‌ای برای این منطقه وجود دارد.
ابتکار با بیان اینکه این موارد گویای ازرشمند بودن جنگل ابر است، افزود: شاید بتوانیم برنج و خودور را از خارج کشور و چین تهیه کنیم اما نمی‌توانیم جنگل طبیعی وارد کنیم. با توجه به جنس خاک و وضعیت آب و هوای جنگل ابر و شیب ۳۰ درصدی بازسازی این جنگل‌ها تقریبا امکان پذیر نیست. ما به سمت تخریب بدون بازگشت حرکت می‌کنیم. 
وی در پاسخ به اینکه قطع درختان براساس قوانین موجود تخلف است یا نه، خاطر نشان کرد: ‌شاید نتوان گفت تخلفی صورت گرفته شده است البته مجلس باید تعیین کند که آیا تخلفی صورت گرفته شده است یا نه! اداره تطبیق قوانین مجلس بایستی این مساله را بررسی کند که آیا این اقدام با قوانین و مقررات کل کشور مغایرت دارد یا نه، اگرچه متاسقانه دولت کنونی در سال‌های اخیر این روال را رعایت نکرده است. 
ابتکار در پاسخ به اینکه آیا می‌توان مانع از انجام این کار شد، گفت: ‌این مساله امکان پذیراست، فعالان زیست محیطی می‌توانند از طریق دیوان عدالت تلاش کنند و مساله را از مراجع قانونی پیگیری کنند که این اقدام چه عوارض و آثار منفی دارد. 
وی با بیان اینکه اطلاع دقیقی نسبت به قطع شدن یا نشدن ۴ هزار اصله درخت از درختان جنگل ابر ندارم، افزود: ‌اگر این درختان قطع شده باشند که جبران و احیا آن بسیار مشکل است، اما اگر این فاجعه به صورت کامل و در همین حجم وسیع اتفاق نیفتاده باشد می‌توان از آن پیشگیری کرد. 
ابتکار افزود: تحلیل من به عنوان فردی علاقه‌مند به محیط زیست، این است که این روند به ضرر مصالح عام کشور است و متاسفانه باز هم در رتبه بندی‌های ملی و جهانی از نظر مدیریت محیط زیست و توجه به این مسائل در حال سقوط هستیم. 
رئیس سابق سازمان حفاظت محیط زیست با بیان اینکه توجه دولت به مسائل محیط زیست و مدیریت زیست محیطی از وضعیت خوبی برخوردار نیست و نیازمند تغییر رویکرد جدی است، تاکید کرد: ‌ متاسفانه این روند در سال‌های اخیر تشدید شده و قطع درختان جنگل ابر از این دست اتفاقات است که در آن توسعه جاده سازی به تخریب منابع طبیعی و حفاظت از آن ترجیح داده شده است. در واقع توجه به سایر مصالح نسبت به حفظ جنگل ابر در اولویت قرار گرفته است. 
ابتکار با اشاره به اینکه مجلس اگر بخواهد، می‌تواند نسبت به قطع درختان جنگل ابر اعتراض کند، تصریح کرد: ‌ امیدوارم مجلس نهم به ویژه فراکسیون محیط زیست نسبت به مساله محیط زیست توجه بیشتری داشته باشد. البته با توجه به اینکه تعداد انگشت شماری از حامیان محیط زیست در مجلس حضور دارند کار دشوار است. 
وی با بیان اینکه اگر قرار بود این قطع درختان جنگل ابر در دوره ریاست من اتفاق بیفتد، با آن مخالفت جدی می‌کردم، ادامه داد: ‌این منطقه از مناطق جنگلی طبیعی کشور و جز جنگل‌های هیرکانی است که به جز در ایران در هیچ جای جهان نظیر آن وجود ندارد. 
ابتکار خاطر نشان کرد: بنابراین نمی‌توانیم و نباید اجازه دهیم که با راه سازی، این مناطق دست خوش تغییرات شود. زیرا قطعا با این کار قیمت زمین در آن نواحی افزایش یافته و با بورس بازی تخریب بیشتری در جنگل ابر رخ می‌دهد. 


Tuesday, June 19, 2012

شریعتی، چمران و نسلی که هنوز ایستاده است

شاید نشانه ای بوده که این هر دو «بزرگ» در یک تاریخ به فاصله چند سال از میان ما رفتند ... شریعتی در آخر خرداد 56 و چمران در آخر خرداد 60 ...
این روزها مدام فکر می کنم این دو نفر اگر بودند، کجا بودند و بعد می اندیشم که شاید مصلحت خداوند بوده که این پایه گذاران فکری و معنوی انقلاب اسلامی نباشند و این روزهای دشوار را نبینند؛ روزهایی که کسانی داعی بزرگداشت این دو روشنفکر و پیشرو مسلمان را دارند که در فکر و عمل هیچ نسبتی با آنها ندارند و بیشتر نان این نام ها را می خورند.
از ویژگی های این دو، آن طور که من می شناختم دفاع از حق و حقیقت به قیمت از دست رفتن همه منافع و مصلحت های فردی بود. افرادی که نوعا برخلاف جریان روزمره، با فکری نو، اندیشه ای پویا، جسارت نقد و نیزخود انتقادی حرکت می کردند. برای همین در روزگاری که یاد بسیاری از نام ها با عدم پذیرش نسل جوان مواجه می شود، نام این دو نفر - که در تقابل با تحجر، واپس گرایی، ریا و دروغ عمری رنج و گرفتاری را بر خود پسندیدند، همچنان بر سر زبان هاست. اگر چه بسیاری از یاران و همفکرانشان نه تنها دیگر در صحنه نیستند و به حاشیه رانده شده اند، بلکه هنوز در انتظار طعم شیرین آزادی به سر می برند... و این از بازی های تلخ روزگار است.
امروز که به آن سال ها و روزها نگاه می کنم هنوز هم شریعتی برایم مصداق بارز روشنفکر دینی در جامعه است. اگر چه باید هر پدیده و شخصیت را در ظرف زمانی خود تبیین و تفسیر کرد. شریعتی در دوره ای که مسائل دینی مبهم و دینداران واپس‌گرا معرفی می شدند و البته دین‌داری سنتی توان آگاهی‌بخشی در آن دوره را نداشت، نسل جوان را فهمید و با بیانی روشنگر پویایی و حرکتی درونی را به نسل جوان بخشید؛ حرکتی پویا که زمینه ای شد برای انقلاب ضد استبدادی بهمن۵٧.
شریعتی چهره ای از دین را رونمایی کرد که در تقابل با تعصب و خرافات و تبعیت و تقلید کورکورانه بود. از این رهگذر نسل ما توانست میان نگاه متعصبانه و نگاه روشنی‌بخش اسلام تفاوت قائل شود. او جلوه ای از دین را معرفی کرد که «احیاگر» است؛ جلوه ای که «انسان مسئول» می سازد؛ و گفت: مسئولیت زاده «توانایی» نیست، زاده «آگاهی» است و زاده «انسان بودن». 
مصطفی چمران شاید تبلور همین «آگاهی» بود. انسانی روشنگر با روحی بزرگ و مخالف تحجر و خشونت که  چهره اش را نه فقط در دلاوری های جنگ 8 ساله علیه ایران، بلکه در قبل و پس از حضورش پس از سال ها دوری از وطن باید جستجو کرد؛ چهره ای ورای کلیشه های معرفی شده ...
آن هنگام که با همسر امريكايي و سه فرزندش – دو دخترو يك پسر- هفته اي را در آپارتمان دانشجويي پدرم در فيلادلفيا مهمان بودند. سال 1966 حدودا 7 ساله بودم و با دختر بزرگش هم بازی.
چمران در موفقيت هاي تحصيلي بين دانشجويان در امريكا پرآوازه بود ولي وضعيت اقتصادي خوبي نداشت؛ به نظر مي رسيد با انديشه مبارزه در ايران و فلسطين و لبنان، كمكي را از انجمن هاي اسلامي دريغ نمي كند. يادم هست آخر آن هفته- كه براي من با وجود سه همبازي هفته اي رويايي و شيرين به حساب مي آمد- يك ماشين قديمي و ارزان قيمت را اجاره كرد و با خانواده براي ادامه تحصيل راهي غرب امريكا شد.
يكي دوسالي بعد، آنها را در منزل دكتر سعيد كوزه كنعاني در اوهايو ديديم. همسرش را كه پروانه صدا يش مي كرد با ظاهري مثل دفعه قبل ساده و خوش قلب و فرزندانش را كه ساعت ها با هم نقاشي كرديم . چند وقت بعد شنيدم كه دختر كوچكش را در حادثه اي از دست داد.

ديدار بعدي ما اما ارديبهشت 1358 يعني حدود 10 سال بعد در دانشگاه پلي تكنيك بود؛ وقتی دكتر مصطفي چمران به عنوان يك چريك قهرمان به دعوت انجمن اسلامي به جمع دانشجويان پا مي گذاشت. اتفاقات زيادي طي اين سال ها رخ داده بود. در فضاي پرهيجان و تشنه روزهاي پس از پيروزي انقلاب به ميان دانشجويان آمد وسخنراني پرشوري ايراد كرد. بعد از اينكه از تريبون پايين آمد تا به جمع دانشجويان بپيوندد مرا بلافاصله شناخت. برايم خيلي مهم بود كه آن قهرمان ، پيش دوستانم آن گونه پدرانه و مهربان خطابم كند.
بعد از آن بارها و بارها دكتر مصطفي را ديدم. مرحوم پدر ابتدا مشاور و بعد قائم مقامش در وزارت دفاع شد و رفت و آمدهاي كاري و خانوادگي ادامه داشت. اگرچه پروانه و بچه ها با او نبودند و در اين قسمت از زندگي پرماجرايش از همراهي او عقب ماندند.
مصطفي مظهر مسلمان مبارز، روشنفكر و پرجاذبه اي براي جوانان به حساب مي آمد؛ با سابقه اي روشن و درخشان در زندگي و تحصيل و مبارزه. او ازکسانی بود که به بهترین ها می اندیشید و کمتر از مدارج عالی در همه ابعاد زندگی؛ چه درس، چه اخلاق، چه شجاعت و چه عرفان باشد، نمی خواست. اما حالا این خصلت به اوج رسیده بود. جوشش خاص و متفاوتي با ديگران در وجودش بود. گويي پاهايش بر روي زمين قرار نداشت؛ قدري بالاتر از ديگران و نزديك تر به آسمان. مي شد فهميد كه مورد حسادت خيلي هاست. همان طور كه  به دكتر شريعتي به خاطر محبوبيتش حسادت مي كردند، او هم مورد حسد بود. اصلا بيش از هر كسي مي شد او را با شريعتي كه جاي شخصيت پرجاذبه اش ميان جوانان خالي بود، قياس كرد. براي خيلي ها شخصيت پارادوكسيكال «چمران – شريعتي» تابلوي رمزآلودي بود كه مي شد در آن تعمق كرد و به دنبال حقايق كميابي گشت. حتي گاه در كلامش و در نيم رخش مي شد شريعتي را ديد.
دكتر مصطفي بسيارمستقل عمل كرد. زير بليط هيچ جناح و حزبي نرفت و وارد بازي هاي قدرت نشد. در گفتار و عمل مي شد فهميد كه از بسياري كارهاي رايج سياسي برائت مي جويد. ستاد جنگ هاي نامنظم او كه برخي از فرماندهان نظامي تاسيس آن را نمي پسنديدند هسته هاي اوليه تشكيل بسيج براي مقابله با حمله بيگانگان شد. البته بعد از شهادت ديگر كسي نگفت كه چرا روزگاري مخالفين زيادي داشت... ولی امام او را خوب شناخت که در شهادتش گفت هنر مردان خدا اینست که به دور از هیاهوهای سیاسی برای خدا...
حالا اما ... شریعتی و چمران دیریست که رفته اند، ولی نسلی که آنها به خروش و حرکت در آوردندش، هنوز ایستاده است ... 

Wednesday, June 6, 2012

سوت بلبلی دکتر کهرم در روز جهانی محیط زیست

دیروز 16 خرداد مصادف با روز جهانی محیط زیست بود و بنابراین بی مناسبت نبود اگر بیشتر مباحث این جلسه به محیط زیست تهران اختصاص یافت.

حاشیه نگاری ایلنا البته شاید به نظر خیلی ها جالب تر از خود مباحث باشد. ایلنا در زیر تیتر «سوت بلبلی اسماعیل کهرم در جلسه علنی شورای شهر تهران» نوشت: در این جلسه به بهانه آغاز هفته محیط زیست، کمیته محیط زیست شورا از اسماعیل کهرم متخصص محیط زیست دعوت کرده بود تا گزارشی از وضعيت گونه‌های پرندگان شهر تهران و طرح باغ پرندگان به اعضا ارائه دهد.
وی در این باره گفت: تهران هم اکنون ۱۴۶ گونه پرنده دارد که بسیار تعداد آن اندک است. شهر زوریخ که یک ششم مساحت تهران را دارد به اندازه‌ای پرنده دارد که ساکنان آن هر روز با صدای الله اکبر پرندگان بیدار می‌شوند.
کهرم از ساخت باغ پرندگان در منطقه ۴ شهر تهران خبر داد و اظهار کرد: ‌اگر این باغ ساخته شود جاذبه‌ای گردشگری ایجاد مي‌شود كه مي‌تواند جنبه بين‌المللي داشته باشد.
وقتی ادامه جلسه قرار شد گزارشی از روند ساخت این پروژه ارائه شود، مهدی چمران تمایلی برای شنیدن آن نداشت و كمبود زمان را بهانه کرد كه در واکنش به او، معصومه ابتکار گفت: ‌تمایلی ندارید تا صدای پرندگان در صحن شورا شنیده شود؟
چمران در پاسخ گفت: پارسال این صدا در صحن شنیده شد، برخی از دوستان هوس پرنده کردند.
در ادامه کهرم با تقلید صدای چکاوک در چند مرحله گفت‌: صدای این پرنده نوید بخش زندگی است.
ایلنا این را هم نوشت که: در این جلسه شهردار، رئیس شورا و اعضای شورای شهرستان ابوموسی نیز به عنوان ميهمان‌ حضور داشتند و شیبانی به نمایندگی از شورای شهر به رسم یابود کتاب هنرهای اسلامی را به آن‌ها هدیه داد. مهمانان نیز تابلویی را از شهرستان ابوموسی به رییس شورای شهر دادند و از تمامی اعضا دعوت کردند تا از این شهر بازدید کنند. نکته جالب این بود که در زمان هدیه دادن و هدیه گرفتن، بنظر نمی رسید نگرانی که برای چمران از اتلاف وقت در زمان ارائه گزارش محیط زیست پدید آمده بود، وجود داشته باشد.

... و حالا گزارش خودم:
به مناسبت روز جهانی محیط زیست، گزارشی از عملکرد کمیته محیط زیست شورا که در شورای سوم ایجاد شده ارایه دادم. خلاصه اش اینکه کمیته محیط زیست دارای 24 کارگروه است که فعال ترین آنها کارگروههای آلودگی هوا، آلودگی صدا و آب و فاضلاب بوده اند. در جلسات کمیته هم که به حدود  مورد 150 مورد رسیده، نمایندگان دستگاههای دولتی، بخش خصوصی، اساتید دانشگاه و سازمان های غیردولتی شرکت داشته اند.
همچنین از اقدامات و تاسیسات زیست محیطی مناطق 22 گانه تهران بازدید به عمل آمده و موارد مهم پیگری شده است.
بهترین اقدامات در این زمینه بهبود آب شرب و پیشرفت در کار فاضلاب تهران بوده که توسط وزارت نیرو صورت گرفته و در شهرداری نیز به خصوص در بحث فضای سبز و پردازش زباله رشد خوبی داشته است. 
اما مسایلی که باید به آنها توجه خاص شود عبارتند از:
ضرورت حمایت بیشتر شورا از اقداماتی که می بایست در بحث پسماندها  و وزارت بهداشت در موضوع پسماندهای بیمارستانی صورت گیرد؛
ارتقای کیفیت مواد غذایی که از دستاوردهای دور سوم شورا بوده و با ورود سازمان های متولی از جمله جهاد کشاورزی، سازمان استاندارد و شهرداری تهران عملیاتی شده، اما هنوز به مرحله نهایی نرسیده است. متاسفانه بقایای سموم، فلزات و کودهای شیمیایی در فرآورده های کشاورزی نه تنها وجود دارد، بلکه در خیلی موارد بالاتر از حد استاندارد است؛
در بخش ساماندهی آنتن ها و دکل های مخابراتی هم اگر چه مصوبه خوبی تهیه شد، اما هنوز در شورای حل اختلاف مانده و به نتیجه نرسیده؛
به طرح جمع آوری آب های سطحی توجه شده ولی باید با توجه به مسایل زیست محیطی شهر تهران بازنگری شود  ؛
هر چه زودتر گزارش دوم وضعیت محیط زیست (SOE) شهر تهران می بایست تهیه و ابلاغ شود؛
مهم ترین مساله شهر تهران کماکان آلودگی هواست که مشکل ریزگردها هم به آن اضافه شده است. متاسفانه آنگونه که باید پیشرفتی در این زمینه نداشته ایم و انتظار می رود دولت تلاش جدی تر داشته باشد.
در جلسه دیروز لایحه مورد بحث هم زیست محیطی بود؛ لایحه اصلاح مصوبه بهای خدمات و چگونگی اعمال نظارت برجمع آوری و دفع پسماندهای ویژه پزشکی، صنعتی و کشاورزی در شهر تهران.
در خلال بررسی این لایحه تاکید شد که مسئولیت اصلی پسماندهای ویژه (بیمارستانی) و تفکیکی آن برعهده وزارت بهداشت و سازمان حفاظت محیط زیست است. ولی از سویی هنوز برای تعیین و تایید استاندارد پسماندهای ویژه و تبدیل آن به پسماندهای عادی اقدامی صورت نگرفته است. از سوی دیگر باید تمامی بیمارستان‌ها مجهز به سیستم اتوکلاو باشند. اگرچه وزارت بهداشت در این بخش اقدامات خوب و کمیته ویژه تشکیل داده است اما این کافی نیست، چرا که روش اتوکلاو روش نهایی نیست.
خانم دکتر آباد هم به عنوان دبیر کمیته سلامت شورای شهر گفت: نگاه وزارت بهداشت و سازمان‌های متولی در این زمینه نگاه اقتصادی است و سیستم نظارتی حاکم برعملکرد وزارت بهداشت در مورد تفکیک زباله‌های بیمارستانی از زباله‌های عادی، بسیار ضعیف عمل می کند.
خانم آباد با اشاره به گزارش سازمان جهانی WHO در مورد عدم تفکیک زباله‌های تیز و برنده از سایر زباله‌ها گفت: براساس این گزارش ۲۱ میلیون مورد هپاتیت سی، ۲۰ میلیون مورد هپاتیت بی و ۱۶۰ هزار HIV از طریق این نوع زبله‌ها اتفاق افتاده است. بنابراین از مسئولان می خواهیم تا به خصوص در مورد منع قانونی استفاده از کودکان در بخش تفکیک زباله اقدام کنند.
در نهایت به خاطر اینکه هنوز سازمان‌های مرتبط، ضوابط لازم را در این بخش اعلام نکرده‌اند خواستار مسکوت ماندن این لایحه شدیم. در واقع براساس قانون، سازمان مدیریت پسماند مسئولیتی در این بخش ندارد و تنها به عنوان پیمانکار در قبال جابه جایی این پسماند‌ها وجهی را دریافت می‌کند؛ ضوابط و استاندارد توسط این سازمان تعیین نمی‌شود و تعرفه‌ها نیز واقعی نیست.
اگر بخواهیم مسئله پسماند‌ها استاندارد و نظام مند شود، سازمان حفاظت محیط زیست ابتدا باید برنامه ها و ضوابط خود را اعلام کند تا براساس آن تکلیف سازمان مدیریت پسماند مشخص شود.

Sunday, June 3, 2012

امام نسل ما

هفده سال داشتم که امام خمینی را شناختم؛ در اوج پرسشگری دوران جوانی و آن زمان که چرایی و چگونگی های فراوانی درباره آموزه های دینی و تکالیف و مسئولیت های انسان دین دار در ذهن داشتم.
تفاوت نسل ما شاید این بود که مجال تفکر درباره این موضوعات را در شرایطی دیگر داشتیم؛ در فضایی که فشارها به عکس امروز بود. دوره شاه که حرکت های دیکته شده سمت و سوی دین زدایی یافته و عناصر سنتی متدین نیز نوعی از دین را ترویج می کردند که کاربردی برای نسل ما نداشت و پاسخگوی سوالات و چالش های ذهنی مان نبود.
قرآن کتاب آسمانی مسلمانان بود، ولی بیشتر برای مردگان قرائت می شد. مناسک و علائم دینی بود، ولی سرد و بی روح و اثر مثبتی در مناسبات زندگی نداشت.
در چنین شرایطی یکباره نسل من با امام آشنا شد. مردی که در کسوت روحانیت به گونه ای دیگر از دین می گفت و چهره روزآمد و نوینی را از اسلام معرفی می کرد؛ چهره ای که با تلاش گروهی از روشنفکران و مصلحان دینی مانند دکتر علی شریعتی همسو بود و می توانست پرسش ها و کنکاش ها و ابهامات جوانان را پاسخ دهد. همان ابهاماتی که شریعتی به جهت تئوری و نظری بدان ها می پرداخت، امام قالبی عملی و کاربردی به آنها داد.
به این گونه، نام آیت الله خمینی برای نسل ما، تجسمی از مبارزه و استقامت شد؛ ما با شخصیتی تبعیدی و رنج کشیده روبرو بودیم که یک تنه و با صبوری مقابل مظهر استبداد و اختناق و سرکوب دوران، یعنی محمدرضا شاه ایستاده و به جای عافیت گزینی در مقام مرجع تقلید در قم، رنج زیستن در غربت را ترجیح می داد، باشد که مسیر مبارزه بر ملت مسدود نشود. برای بسیاری از ما، امام یادآور آزادی بود که می بایست در فضای سیاسی کشور نصیبمان شود.  
از او جسارت را می آموختیم. حتی نفس تئوریزه کردن مباحث حکومت دینی در آن دوره جسارتی بود که می توانست به پایان بی عدالتی و اختناق منجر شود.  بسیاری از روشنفکران دینی در تئوری به این موضوع پرداخته، ولی در جنبه فقهی آن، آیت الله خمینی پیشقدم شد. اگر چه شاید می دانست در این مسیر با مشکلات فراوانی روبرو می شود و حتی پیش بینی می کرد که چند دهه بعد انتقادات زیادی را متحمل شود، ولی این تجربه ای مهم و حاصل تصمیمی بزرگ بود که اکثرت مردم از آن حمایت کردند و در کنار مشکلات، دستاوردهایی قابل تاملی نیز داشت.  
امام از جمله شخصیت های دوران است که تصمیمات بزرگی را در مقاطع حساس گرفت، چنانچه در زمینه فقهی آقای هاشمی رفسنجانی ایشان را صاحب 100 مورد نوآوری در فتاوا می داند. در عین حال در موضوعاتی که بسیاری در مقام فقاهت از آن دوری می کردند مانند فلسفه و عرفان امام جسورانه ورود کرده و نظریات خود را ارایه می داد.
اما ظرفیت شخصیتی امام خمینی به رغم ورود در همه این مباحث به گونه ای بود که انتقاد از خود و تاکید بر مقابله با هوای نفس را در کنار مقابله با دشمن بیرونی، همواره سر لوحه بیانات قرار می داد. بدون پروا به مسئولین درباره هوای نفس و جاه طلبی هشدار می داد و درباره خود، تا پای رنجاندن نماینده اول مردم تهران در مجلس شورای اسلامی پیش چشم میلیون ها نفر بیننده تلویزیون پیش رفت؛ آنگاه که فخرالدین حجازی در قالب شعر به مداحی امام پرداخت و با مخالفت تند و صریح ایشان مواجه شد. امام مدح گویی و به کار بردن ادبیاتی این چنین را سبب تخریب روحی و آثار منفی در افراد گوشزد کرد.
از اتفاقاتی که در دوره ما رخ داد، تعطیلی تفسیر سوره حمد توسط امام بود که از تلویزیون پخش می شد و با علاقه آن را دنبال می کردیم. وقتی به امام گفتند دیگر صاحب نظران تفاسیری دارند ولی دسترسی به صدا و سیما برای انعکاس نظرات آنها وجود ندارد، ایشان جلسات تفسیر خود را قطع کرد. این کار نشان داد که امام با انحصار به هر شکلی مخالف است.
همچنین «تغییر» و «اصلاح» در سیره آیت الله خمینی مذموم نبود و مثال آن تحولی است که نسبت به حضور اجتماعی زنان در نظرات خود بروز دادند. یعنی پس از نظراتی که  در سال 42 در چارچوب انتخابات انجمن های ایالتی و ولایتی نسبت به زنان مطرح شد، در چرخشی آشکار در دوران انقلاب و پس از آن طی دوران حیات خویش در جمهوری اسلامی بر حضور فعالانه و موثر زنان در همه عرصه های سیاسی اجتماعی و حتی اقتصادی و صنعتی با وجود مخالفت های جدی برخی علمای سنتی پافشاری کرد. ایشان هرگز با طرح هایی مانند جداسازی زنان و مردان در دانشگاهها موافقت نکرده، بلکه با آن مقابله نمود.
از دیگر نکات برجسته ای که برای نسل ما جذابیت داشت، مخالفت امام با خرافات و واپسگرایی، هم در اندیشه و هم در رفتارها بود که مثال های زیادی برای آن وجود دارد. در واقع امام با هر گونه سوء استفاده از اعتقادات مردم و تحمیق آنها مقابله می کرد. دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی اخیرا در جایی نقل کرده که امام نه تنها در مورد مجتهدین بلکه در مورد طلاب هم گفته بودند طلبه ای که معانی قرآن و روایات را می فهمد نباید تقلید کند. بلکه باید زحمت بکشد و حکم خدا را بفهمد.
این تلقی امام می تواند دارای مصادیق گسترده ای در جامعه ای باشد که امکانات فراوان برای تعالیم اسلامی دارد و تفکر و اندیشه را جایگزین اطاعت کورکورانه کند.
جسارت امام در بازنگری احکام فقهی مانند حرمت موسیقی و شطرنج و پرداختن به موضوعات جدید (مستحدثه) مانند مباحث تنظیم خانواده یا بیمه پیشقدمی او در این زمینه بوده است.
امامی که ما شناختیم دارای نگاهی پیشرو بود و البته در بعضی موضوعات هم شاید فرصت نیافت ابهامات را برطرف کند یا با تکیه بر تجربیات و عبرت های به دست آمده به بازنگری در نظریات و دیدگاههای خود بپردازد.
متاسفانه جنگ 8 ساله ای که به ایران تحمیل می شد و فعالیت های گروههای تروریستی عواملی مهمی در رادیکال کردن فضای اجتماعی پس از یک انقلاب گسترده سیاسی بود و امکان اعتدال بخشی بیشتر را از امام گرفت. فضای رادیکال به طور قطع مانع دستیابی به برخی هدف هایی بود که انقلاب اسلامی مد نظر داشت. امام تلاش خود را برای کاهش آسیب ها انجام داد و سپردن تصمیمات به نهادهای برخاسته از مردم مانند مجلس که بسیار از سوی ایشان صورت گرفت، موید این امر است.
بنابراین برای قضاوت عادلانه و به دور از پیش داوری ها باید تاریخ را بی طرفانه مرور کرد و حوادث و تصمیمات را در ظرف زمانی خود دید و با عبرت از گذشته راه هر گونه رادیکالیسم را در مسیر ملت مسدود کرد.