Showing posts with label تحجر. Show all posts
Showing posts with label تحجر. Show all posts

Tuesday, May 13, 2014

امام علی (ع)؛ نماد اعتدال و روشن بینی

امروز صبح در توییترم درباره امام علی (علی) نوشتم: «در دنیای ظلم و خشونت، مظهر عدالت و عطوفت بود و در وادی افراط گری و تحجر، نماد اعتدال و روشن بینی».  
ما دوره ای از تاریخ بشر را طی می کنیم که با وجود پیشرفت های چشمگیر، رشد علم و تکنولوژی و تحولات عظیم صنعتی همچنان آلام و دردهای بشر تسکین نیافته است. انسان همچنان گرفتار جنگ و خشونت گرایی، فقر و گرسنگی، افراط گری و تحجر و نیز تخریب شدید محیط زیست و ذخایر طبیعی جهان بوده و بسیاری از این مصائب البته ناشی از ناکارآمدی نظام های مدیریت، حکومت ها و رهبران دنیا ارزیابی می شود.
این شرایط، انسان های حقیقت طلب و دوست داران آرمان های بشری را نگران و سرگردان کرده است. آنها اندیشه می کنند که آیا امیدی هست؟ آیا می توان چشم اندازی برای رهایی از این وضعیت متصور شد؟ آیا الگوهایی را می توان یافت که ارواح خسته نسل کنونی و اسیر خشونت و افراط گرایی و تحجر را آزاد کند و به افق نامحدود عزت و آزادگی هدایت کند؟ آیا کسی حرفی برای گفتن دارد تا انسان را از  خواری و خفتی که به اشکال مختلف گرفتار شده، رها سازد؟
به این پرسش، کسانی که درباره شخصیت علی ابن ابیطالب مطالعه کرده و در سرسبزی باغ اندیشه و عمل او کاوش داشته اند، پاسخ مثبت می دهند. اخلاق و رفتار و منش امام علی امروز نیز راهی را برای جستجوگران حقیقت است؛ جستجوگرانی که از اسارت در ظواهر، مفاهیم زودگذر، منفعت طلبی، ریاکاری، چاپلوسی و قدرت پرستی بیزارند. برای بسیاری، علی (ع) الگوی گذر از همه این دشواری هاست. باید از آموزه هایش درس گرفت و فاصله ها را با شخصیتش کم کرد. در این صورت است که می توان به دین راستین به دور از افراط و تفریط، تحجر و واپس گرایی و پیرایه های زشتی که به دامنش بسته اند، دست یافت.   
مطالعه کتاب امام علی ابن ابی طالب نوشته عبدالفتاح عبدالمقصود با ترجمه مرحوم آیت الله محمود طالقاني توصیه می کنم.

Monday, July 8, 2013

پیشنهاد تاسیس کمپین مادران صلح جهان اسلام برای پایان خشونت در خاورمیانه

شفقنا: دکتر معصومه ابتکار، همان زن ایرانی است که قهرمان زمین شد در سال 85. زنی که تجربه حضور در هیات دولت ایران را دارد و در سطوح مختلف مدیریتی حضور داشته است. او امروز دغدغه زنان مسلمان و حضورشان در جامعه را دارد. نگران خشونت های خاورمیانه و قربانی شدن زنان و کودکان بی گناهی است که اسیر جنگ و مناقشات فرقه ای و مذهبی شده اند. او اگر چه زنان را آسیب پذیرترین قشر در وضعیت کنونی می داند اما نقش آنها را در پایان این خشونت و خونریزی هم پر رنگ تر از هر دیپلماتی می داند و پیشنهاد می دهد، مادران صلح جهان اسلام پیشگام دعوت به آرامش شوند و زنان همه مذاهب گردهم آیند و به این خونریزی و مناقشه بی انتها، پایان دهند.
ابتکار در گفت وگو با خبرنگار شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) از شفقنا می خواهد تا جور کم کاری برخی سازمان های منطقه یی را به دوش بکشد و پیشگام تشکیل کمپین پایان خشونت در خاورمیانه شود.
متن گفت وگوی خبرنگار شفقنا با دکتر معصومه ابتکار را می خوانید:
*نگاه جهان به زنان در کشورهای مسلمان یک نگاه عقب افتاده است و تصور آنها این است که این زنان،پوشیه و برقع پوشانی هستند که نقشی در سرنوشت خود ندارند و تا حدودی نیازمند ترحم هستند؛ نه تولید فکر می کنند،خدمات ارائه می کنند و نه در تصمیمات کلان و استراتژیک کشورهایشان نقش دارند. این چیزی است که غرب از جهان اسلام تصویر می کند اما همه ما می دانیم که این واقعیت زنان مسلمان نیست. با توجه به وقایع سال های گذشته خاورمیانه، چه آینده ای برای زنان مسلمان باحجاب متصورید؟ در اینجا کاری به طیف سکولار و ... ندارم بلکه منظورم زنانی است که اعتقادات اسلامی و حجاب کامل دارند و می خواهند در دنیای مدرن نقش داشته باشند. آیا اینها به اقتضای شرایط از پروسه تصمیم گیری و اجرا حذف می شوند یا نه نقش پررنگ تری از آنها خواهیم دید؟
ابتکار: سوال چند بعدی و پیچیده و در عین حال کلیدی مطرح کردید. جنبه اول نوع نگاه رسانه های جهانی به زن خاورمیانه ای است که البته این نگاه در بین نخبگان و تحصیلکردگان غربی تغییر کرده است. دانمارک کنفراسی در 1374 برگزار کرده بود که من بدون هیچ مسوولیت دولتی در آن شرکت داشتم و این بحث بسیار در آنجا مطرح شد. در آنجا کشورهای غربی خواستار برقراری ارتباط با زنان جهان اسلام بودند و نوعی خودانتقادی داشتند نسبت به نگاه کلیشه ای موجود و این بحث ها از آن زمان مطرح بوده است. عده ای معتقدند که یک لابی قوی صهیونیستی تلاش دارد که این نوع نگاه و کلیشه ها و چندگانگی بین فرهنگ های مختلف را ایجاد کند اما واقعیت این است که بعد از انقلاب اسلامی ایران، الگوی زن مسلمان در جوامع مختلف جهان مطرح شد.
*دقیقا چگونه مطرح شد؟ تصویر جهان از زن انقلابی فقط در تظاهرات ها بوده است...
ابتکار: این مطرح شد که زن مسلمان از یک الگویی از تجدد پیروی می کند که با الگوی غربی تجدد همخوانی ندارد و این الگو در عین حال که فضا برای استقلال فکری زن را فراهم می کند اما نسبت به رعایت شئونات انسانی و اخلاقی حساس است که مانع از شکسته شدن حرمت زن و انسان می شود. این الگو در جوامع اسلامی هم مورد استقبال گرفت چون پشتوانه فکری داشت و مباحث دکتر شریعتی،آیت الله مطهری و حضرت امام (ره) بسیار مورد استقبال قرار گرفت. بعد از انقلاب ما گرایش به حجاب در زنان خاورمیانه را در مثلا کشورهایی مثل مصر، ترکیه و سوریه می بینیم.
*این گرایش ها سلبی است یا ایجابی؟
ابتکار: این گرایش ها ایجابی است به دلیل اینکه انتخابی آزادانه است. در این جوامع هیچ اجباری برای رعایت حجاب نبوده است و فضایی که ایجاد شده در شرایط و حکومت غیردینی ایجاد شده است و اتفاقا در فضایی که حجاب دختران مانع از ورود آنها به دانشگاه می شد، رشد یافته است. زمانی که آقای شیراک، حجاب را منع کرد، نامه ای به ایشان نوشتم و توضیح دادم که زنان و دختران مسلمان فرانسوی بر اساس یک انتخاب آزادانه این حجاب را انتخاب می کنند و شما نمی توانید مانع آنها شوید و این حرکت مخل آزادی فردی است و به عنوان رییس جمهور نباید از کلیشه های ذهنی تبعیت کنید. چرا که آنها می گفتند نباید از نماد دینی استفاده کرد و ما توضیح دادیم که حجاب نماد نیست بلکه این یک سبک زندگی است که بخشی از آن رفتار و حجاب و پایبندی به اخلاق است. در مجموع هم این رفتارها در غرب دیده می شود و هم اینکه این نوع نگاه در نخبگان غربی تغییر کرده و پذیرش نسبت به زن مسلمان و نقش های فعال زن مسلمان در بسیاری از جوامع دنیا طی سالهای گذشته تغییر کرده است و زن مسلمان توانسته خود را با وجود همه محدودیت ها به اثبات برساند.
مانع رشد زن مسلمان فقط این نگاه کلیشه ای نبوده بلکه مانع جدی، نگاه به شدت متحجرانه و واپس گرایانه در جامعه خودش بوده است. با توجه به دیدگاه های امام (ره)، دو جبهه به مسایل زنان آسیب وارد می کنند. یکی نگاه غربی و دیگری نگاه متحجرانه است که برای زن هویت و ارزش قایل نیست. این نگاه در جوامع اسلامی کاملا بازدارنده و مخدوش کننده است و این ندایی نیست که فکر کنید قطع می شود. یعنی فقط طالبان نیست، بلکه طالبان یک نحله است که انتهای طیف و نگاه افراط گرایانه به شمار می رود، اما این نگاه در بسیاری از جوامع وجود دارد.
*همه این نگاه ها وجود دارند اما زنان با وجود آن نگاه کلیشه ای و این نگاه های متحجرانه و حتی افراطی، از آشپزخانه ها به دانشگاه ها و خیابان ها و مناصب آمده اند. این زنان در آینده برای تولید فکر و تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها حذف می شوند؟ حذف به معنای اینکه متناسب با پیشرفت شان حضور نداشته باشند. آیا پیشرفت آنها قطره چکانی خواهد بود و تعداد آنها کاهش می یابد یا آنکه حضور فعال خواهند داشت؟
ابتکار: نمی توان نسخه ای واحد برای همه کشورهای اسلامی در نظر گرفت. کل برآیند بردارها برای حضور زنان، تحصیل آنها و تجربه اجرایی زنان مثبت است و فضا بازتر شده است. تحولات منطقه در راستای ارتقای حضور اجتماعی زنان و بهبود وضعیت آنان رقم خورده است. اما نمی توان یک نسخه واحد پیچید. در مورد ایران متاسفانه فضای دوقطبی ایجاد شده موجب محدودیت فعالیت زنان فعال در عرصه اجتماعی شد. اگرچه در دولت وزیر زن حضور داشت اما در مجموع فضا مناسب نبود.
*شما حضور زن در کابینه را یک افتخار می دانید یا یک امر عادی است؟
ابتکار: یک امر عادی است. مخصوصا در عرصه های اجتماعی و فرهنگی حضور زنان می تواند موجب افزایش تعادل شود. بحث افتخار نیست و اگر شایستگی باشد نباید محدودیت و موانع کلیشه و ذهنی موجب عدم حضور زنان در عرصه شود. حضور زنان نمادی از تعادل و عدالت و نگاه وسیعی است که قرآن کریم به دنبال ترویج آن است. در بین مثال های قرآن کریم مثال ملکه صبا هم بیان می شود. می بینید که ملکه صبا یک زن است و تدبیر هم می کند و جلوی جنگ را می گیرد و نظر شورایی را دنبال می کند. قرآن، الگوی خوبی را از حکمرانی یک زن بیان می کند پس چرا ما باید فکر کنیم این یک الگوی غربی است؟ حضور زن در مسند امور، غربی نیست و می تواند یک الگوی اسلامی باشد. ضمن آنکه ما می توانیم به زنان فعال و برجسته اسلام نگاه کنیم که موثر و تصمیم گیر بودند مثل حضرت خدیجه (س) که سرآمد تجار جزیره العرب بودند و تاثیرگذاری، درایت و تدبیر ایشان در دوران بعثت مشهود است و نقش راهبری اقتصادی داشتند.
*پس چرا اینقدر برخی رهبران مذهبی نسبت به حضور زنان حساس هستند؟
ابتکار: برمی گردد به برداشت ها و تفاسیری که وجود دارد. در بحث زنان نیازمند یک اجتهاد جدی و بازنگری بودیم که امام (ره) بسیاری از آنها را مطرح کرد و یکی از پروژه ها و محورهای راهبردی امام (ره)، اصلاح نگاه به بحث زنان و بهبود وضعیت زنان بوده است. ما این مساله را در رهبران کشورهای دیگر بسیار کمتر می بینیم و زنان یک رهبر جدی نداشتندکه هوادار آنها باشد و فعالیت آنها را جهت دهی کند؛ در حالی که حضرت امام (ره) حامی حضور و فعالیت زنان بودند کما اینکه گروهی که معتقد بودند زنان نباید در مجلس حضور داشته باشند،این موضوع را با ایشان مطرح کردند و امام (ره) در پاسخ گفتند این گفته شما درست نیست. اگر این درایت امام و حمایت های ایشان نبود، زنان ایرانی هم اکنون در پستو مانده بودند و به هویت امروزی دست نمی یافتند.
*یکی از انتقاداتی که درباره دیدگاه امام مطرح می شود انتقاد ایشان از حق رای به زنان در سال 1342 است...
ابتکار: تحلیل امام (ره) در آن شرایط این است که با این حق، دموکراسی واقعی محقق نمی شود و مردم اختیاری ندارند و مقصود استفاده تبلیغاتی از رای زنان است. در حالی که امام، شرایط را می سنجد و ظرفیت زنان را می بیند و وقتی موضوع تغییر می کند، حکم نیز تغییر می کند و تغییر رای امام حاکی از اجتهاد پویای ایشان است. امام یک حامی بزرگ برای زنان مسلمان بودند، نه فقط حامی زن ایرانی. امام (ره) به عنوان یک مجتهد و رهبر سیاسی کاری بزرگ کرد، در برابر بسیاری از هم قطارانش ایستاد و مسایل زنان را مطرح و به جهان اسلام الگو دهی کرد.
*این دیدگاه و نگاهی که امام (ره) به جایگاه زنان داشتند مثل موضوع حق رای را نمی شد در طول سال های گذشته توسعه داد و مرزهای آن را بازتر کرد...
ابتکار: زنان در همه جاهایی هستند که باید باشند و فداکاری کنند و در جایی با محدودیت مواجه می شوند که تقسیم قدرت مطرح است. تقسیم قدرت که در بخش های مختلف اتفاق افتاد زنان با محدودیت مواجه شدند...
*چرا زنان را در قدرت راه نمی دهند؟
ابتکار: برای اینکه رقابت بین مردان هم شدید است و وقتی مناسبات اینگونه جدی و رقابت شدید می شود، اگرچه زنان نقش پررنگی دارند اما نادیده گرفته می شوند. در وقایع اخیر خاورمیانه و در کشورهای مختلف مثل مصر و تونس و... می بینید که زنان چه نقش و حضور پررنگی دارند. در کشورهای مسلمان زنان در ردیف اول مبارزه قرار گرفته اند و این بسیار جالب است. در این شرایط ما ایران را به عنوان الگوی جهان اسلام معرفی می کنیم و طبیعتا یک الگو به دلیل غلبه جنبه های مثبت، الگو می شود. ایران هم اگر در همه موارد ناموفق بود، الگو نمی شد. البته این الگو شدن مطلق نیست و بخشی از تجربه ایران، تجربه شکست ها و عدم موفقیت هاست. همان طور که باید موفقیت ها را به عنوان یک الگو برای زنان مسلمان مطرح کنیم باید خطاها و اشتباهات را هم بیان کنیم که درس بگیرند و آن خطاها را تکرار نکنند. این خیلی مهم است که اشتباهات و نقاط ضعف را هم بیان کنیم، اما از آن طرف هم خانم ها راهبری صحیحی نداشتند و زمان تقسیم قدرت سهم آنان را ندیدند. در برخی کشورها مثل لیبی حتی در مبارزات هم خانم ها را ندیدند. البته گفته می شود موضوع لیبی بسیار برنامه ریزی شده بوده است. در اتفاقاتی که در کشورهای عربی رخ داد، سقوط دیکتاتوری، آزادی و جنبش مدنی مطرح بود. خانم ها هم سهم خواهی نکردند اما بعد که دولت ها شکل گرفتند دیدند در بسیاری از زمینه ها کنار گذاشته و نادیده گرفته شدند.
*وضعیت زنان چه در دولت،چه در تصمیم گیری ها یا تصمیم سازی ها، در کدام کشور مسلمان مطلوب تر است؟
ابتکار: وضعیت مطلوب تر برای زنان به دلیل پیشینه ای که داشتند، وضعیت زنان مصر بود اما به نظر نمی رسد که اخوان المسلمین سهمی برای آنها قایل شود.
*زنان افغانستان چطور؟
ابتکار: در افغانستان هم وزیر زن داشته ایم اما طالبان فضای دوقطبی شدیدی ایجاد کرده و هجمه و فشار موجود علیه زنان کماکان شرایط را برای خانم ها دشوار کرده و خشونت علیه زنان بالاست.
*اشاره کردید که برای زنان خاورمیانه نمی توان نسخه واحد ارائه داد و از سوی دیگر ایران باید تجربه های خود را با زنان در میان بگذارد. همچنین اشاره به نحله های مختلف و برداشت های مختلف فقهی از نقش زنان داشتید. سوالم از شما که تجربه کارگزاری دولتی دارید این است که زنان شیعه کشورهای اسلامی به ویژه لبنان، عراق و ایران چه جایگاهی دارند؟
ابتکار: در مجموع پیشبرد وضعیت زنان در این کشورهای شیعه بهتر بوده است و نگاه به جنبه های نظری، میزان محدودیت ها در جوامع و حوزه های علمیه شیعه در برابر دیدگاه های سلفی بسیار متعادل تر است. البته امام خمینی (ره) سرآمد همه اینها بوده اند و نقشه راهی که ایشان برای زنان شیعه ترسیم کردند جاریست و زنان بر اساس این نقشه راه پیش می روند ولی در مواردی با وجود ایده پردازان روشن بینی مثل امام موسی صدر یا شیخ فضل الله در لبنان، در عمل می بینیم زنان در این کشور  چندان در عرصه سیاسی وارد نمی شوند، حالا به این دلیل که غلبه با شاخه نظامی است یا نه، نمی دانم. اما زنان تحصیلکرده بسیاری در لبنان هستند که ورود نکرده اند. در عراق وضعیت به گونه ای دیگر است و می بینیم طی ده سال گذشته حضور زنان شیعه پررنگ است و حضرت آیت الله سیستانی نیز نگاه بسیار روشنی نسبت به موضوع داشتند و برخی سختگیری هایی که در ایران مثلا در بحث حجاب وجود دارد، در عراق برای زنان فعال در اجتماع رخ نداد و علما در این موضوع ورود نکردند. به نظر می رسد از تجربه ایران در این زمینه بهره برده اند. در عراق نیز اختلاف نظر درباره فعالیت زنان وجود دارد اما در عرصه سیاسی مشهود است که با وجود ضریب بالای خشونت در عراق، زنان حضور قابل قبولی در عرصه داشته اند و این حضور و صبر و تحمل بسیار ارزشمند است.
*اگر زنان مسلمان از شما بخواهند که تجربیات خود را پس از انقلاب اسلامی و مسوولیت هایی که داشتید بیان و بایدها و نبایدها را گوشزد کنید، چه پیشنهادهایی به آنها می دهید؟
ابتکار: آموزش و تحصیلات برای دختران و اجازه ادامه تحصیل در حد استعداد و توانمندی دختران. باید امکان رشد این سرمایه اجتماعی را فراهم کنیم و زمینه تشکیل خانواده به گونه ای فراهم شود که مانع نقش های اجتماعی زنان نشود و زنان بتوانند تعادل را برقرار کنند. نباید ارزش مادر بودن و نقش محوری در خانواده را نادیده گرفت اما این نقش نباید تبدیل به حصاری برای زنان شود. از نگاه زنانه و نگاه معنوی و عاطفی زنان باید برای برخی سیاست گذاری ها بهره برد زیرا زن و مرد در جامعه، در کنار هم تعادل بخش هستند و  اگر نگاه ها یکسویه و مردانه شود ممکن است بسیاری از ظرایف دیده نشود، در حالی که حضور زنان فضاها را تلطیف می کند.
ما در ایران تجربیات موفق بسیار داشتیم و اگر آسیب های اجتماعی کنونی جامعه ایرانی را در نظر بگیریم، یک بخش مهمی از این آسیب ها ناشی از سیاست های نادرست و ناپایدار ما درباره زنان بوده که مثلا پوشش یکی از این موضوعات است.
نتوانسته ایم توجه به هویت جوانان، حق اختیار آنها و ایجاد فضایی مناسب که به طور مستقل تصمیم بگیرند را فراهم کنیم. در ارتباط با مساله حقوق زن در خانواده و بیرون از آن، پیشرفت های خوبی داشته ایم اما کماکان چالش هایی هم داریم که حوزه های ما باید در این زمینه فعال باشند. در زمینه حقوق زنان و مسایل فقهی همه کشورهای اسلامی باید تلاش فراوان کنند تا برخی معضلات حل شود.
*در بین کشورهای مسلمان، سوریه وضعیت تراژیکی به خود گرفته و این وضعیت برای زنان و کودکان در حال تبدیل به یک سوگواری بشری است؛ مجموعه زنان جهان اسلام با همه داشته ها و نداشته هایشان چه کاری می توانند برای زنان سوریه انجام دهند؟
ابتکار: این وضعیت متاسفانه در افغانستان، عراق و سوریه طی دهه اخیر در حال تکرار است. به نظرم باید حکومت سوریه گروه های مختلف را کنار هم جمع کند و  کنار گذاشتن خشونت را در اولویت قرار دهد. دخالت بیگانگان باید متوقف شود و فقط مردم سوریه درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند. شما سوریه را مطرح کردید اما من کل جهان اسلام را در نظر می گیرم. به نظر می رسد یک سیاست کاملا حساب شده ای برای تشدید مناقشات فرقه ای به ویژه شیعه و سنی در حال وقوع است. این مساله را قبلا در هند و پاکستان میدیدم اما الان در عراق و سوریه و بحرین می بینیم و متاسفانه برادرکشی و اشاعه نفرت پدیده خطرناک رایجی شده است. تریبون ها را ببینید، کسانی که جوامع انتظار دارند با عقلانیت و خردمندانه سخن بگویند با کینه و نفرت پیام می دهند و در اینجا زنان مسلمان وظیفه و مسوولیتی دارند که در برابر افرادی که عامدا اختلافات را تشدید می کنند و عامدا  شکاف بین شیعه و سنی را محملی برای ایجاد ناپایداری در جوامع اسلامی و بعد حضور بیگانگان و اضمحلال این جوامع پیش می برند، بایستند. زیرا زنان و کودکانی که در این مساله بسیار آسیب می بینند خودشان می توانند ابتکار عمل را به دست گیرند و در نزدیک کردن قلوب نقش داشته باشند. نمی دانم گروه های تقریب ادیان الان کجا هستند.
دکتر مهاتیر محمد و آقای خاتمی اقدام جالبی انجام دادند و پیام مشترک علیه فرقه گرایی در جهان اسلام منتشر کردند. زنان جهان اسلام می توانند از این شیوه استفاده کنند، کار مشترک و پیام مشترکی داشته باشند تا در برابر این گونه مناقشات فرقه ای بایستند و اقدامات خشونت بار و تروریستی را متوقف کنند. این امر نیازمند حرکتی اجتماعی از سوی زنان است و فکر می کنم شفقنا می تواند در این زمینه کمک کند. پیشنهاد می کنم شفقنا کمپینی را آغاز کند با محوریت زنان برای دفع خشونت های فرقه ای و خشونت میان شیعیان و سنی ها. 
دعوتی از مادران صلح شیعه و سنی صورت گیرد، در این زمینه می توان کارهای زیادی کرد و من هم حاضرم کمک کنم و می شود به این موضوع پرداخت که چقدر شیعه و سنی به هم نزدیک هستند و می توان پیام هایی از افراد موثر گرفت. باید افشا شود که برنامه ریزی انجام شده برای خاورمیانه بخشی از زنان و دختران جهان اسلام را هدف قرار داده است. می توان یک جنبش مدنی ایجاد کرد.
*می توان جنبش را به نتیجه رساند؟
ابتکار: پیام را که می توان بیان کرد. می توان گفت ما زنده هستیم، مخالف خشونت های فرقه ای هستیم و می دانیم دست هایی پنهان این خشونت ها را هدایت و تشدید می کند و برخی سخنان که به نام رهبران دینی صورت می گیرد، ریشه در اعتقادات دینی مسلمانان ندارد. باید گفت خشونت های فجیعی که رخ می دهد هیچ نسبتی با دین ما ندارد. به نظر من شفقنا یکی از جاهای مهمی است که می تواند در این زمینه اقدام کند، چون به نظر می رسد مجموعه های فعال در حوزه تقریب مذاهب فعلا گرفتار فعالیت های رسمی هستند و در حال حاضر می توان از طریق شفقنا و با فعال کردن رسانه ها و تشکل های غیردولتی منطقه اقدام کرد.
انتهای پیام
www.shafaqna.com/persian

Thursday, May 3, 2012

در تکریم علم و آزاد اندیشی

روز معلم كه مناسبت بزرگداشت تلاشگران عرصه دانش و پژوهش است، پس از انقلاب با شهادت آيت الله مطهري نامگذاري و بهانه اي شد براي پرداختن به موضوعی که به جای خود پردامنه و پر حاشيه است.
مرتضی مطهری را بسیاری از صاحب نظران از جمله روحانیون، به عنوان شخصیتی صاحب اندیشه، متفکر و پیشرو می شناسند و شاخصه این نوع برداشت، استقبال او از تعامل با منتقدان و مخالفان است. استاد مطهری تفکر فلسفی و روش رئالیسم را در حالي دنبال مي کرده كه به بررسی تطبیقی و علمی تاریخ، ادبیات و مسائل اجتماعی اعتقاد داشت. او در دوران رژیم پهلوی و نیز در زمان کوتاهی که پس از انقلاب زیست، در میدان مباحثه با مخالفین یا غیرمتدینین از اسباب استدلال و منطق – و نه تکفیر و اجبار - استفاده می کرد.
شهید مطهری به آزاد اندیشی اعتقاد داشت و آن را برای جامعه لازم مي دانست، تا آنجا که حتی در مقام یک روحانی با مجله زن روز قبل از انقلاب وارد مباحثه  ای منطقی و محترمانه شود و طرف مقابل را به  رسمیت بشناسد. از سوی دیگر شاهد گفتگوهای او با فلاسفه دوران یا آزاداندیشانی چون دکتر علي شریعتی بودیم. وسعت ديد مطهری در مواجهه با پرسشگران، برای ما جوانان آن روزگار، نشانگر خط مشی صبورانه شنیدن و تحمل صدای نقادی و پژوهش برای کشف حقیقت بود؛ و شهادتش را در ماههای اولیه پیروزی انقلاب، بهایی می دانستیم که برای دستیابی به آرمان های بلندش پرداخت.
اکنون اما در سالروز آن شهادت و روز معلم، چشم در راه مشی تحمل و شنیدن صدای نقد و پژوهش بی طرفانه مانده و از یاد نبرده ایم که روز معلم  به نام معلمی متفکر و آزاداندیش و الگویی برای تلاشگران عرصه دانش نامگذاری شده است.  
در واقع مشی مطهری و نگاه امام(ره) به حادثه شهادت ایشان حاکی از خط مشي بود که جمهوری اسلامی می بایست در عرصه علم اندوزی مدرسه، دانشگاه و حوزه دنبال کند. در این رویکرد بی شک به فضای آزادی اندیشه به عنوان پشتوانه ای برای آموزش و پژوهش نگاه می شد. مطهري و بسياري از اصحاب علم هم دوره او مانند دكتر شريعتي، نقشه راهي را ترسيم كردند كه در آن تفكر و خِردگرايي نه تنها درعرصه دانش، بلكه در همه عرصه های زندگي مردم اصل قرار گیرد و آزاد انديشي و نقد، پشتوانه اي براي اصلاح و بهبود مستمر باشد.
به بیان دیگر اگر فضای مدارس، دانشگاهها و حوزه های ما - صرف نظر از اینکه چه رشته ای از  علوم طبیعی، مهندسی يا علوم انساني را پوشش می دهند –  فاقد آزاد اندیشی و امکان طرح سئوال و تعامل با منتقدان یا شنیدن صداهای متکثر و متنوع باشد، عرصه علمی با خمودی و دلسردی نیروها و سرمایه های علمی روبرو شده و در عمل فضای ذهنی و روانی مناسب برای دانش اندوزی و رشد علم فراهم نمی شود. واقعیت این است که تاکید برای دانش افزایی بدون معرفت طلبی یا تاکید بر اسلامی و ارزشی شدن فضای مدرسه و دانشگاه با نگاه یکسویه بسته و محدود امکان پذیر نیست. در چنین روندی عملا بهره وری محیط های علمی، اشتیاق دانشجویان و اساتید و خلاقیت دانش آموزان و معلمان رو به کاهش می نهد.
یکی از مولفه های مهم در ساخت نظریه ها و تولید علم به کار گرفتن خلاقیت و تفکر در فرآیند مطالعه و پژوهش است. چنانچه محیط علمی پذیرای نوآوری و خلاقیت نباشد و فضای روانی مساعد برای محقق فراهم نشود - تا با احساس امنیت کافی نظرات خود را مطرح کند-  حرکت علمی رو به رشد و بالندگي نخواهد گذاشت. این مسئله در بلندمدت به تولید علم و پیشرفت جامعه علمی صدمه خواهد زد. تعصبات و تنگ نظري ها ناقوس مرگ انديشه و اهالي آن را می نوازند و مجالي براي اظهار وجود آنان باقي نمي گذارند. در مقابل اما تامین فضای آزادی اندیشه، توجه به عزت نفس و کرامت معلم است.
البته در كنار آزاد انديشي، جريان آزاد تبادلات علمي از موئلفه هاي مهم رشد محسوب مي شود. علم و دانش مقوله اي بسيط و بهم پيوسته است، به طوري كه تعامل دو سويه براي همه طرفين معادله سبب هم افزايي و رشد دانايي شود. به قول معصوم (ع) زكات علم نشر آن است. خوشبختانه امروزه وجود اينترنت و دسترسي آزاد به شاهراههاي اطلاعاتي با هزينه اي اندك - که ثمره فن آوري های جديد است - به رشد علم کمک شایانی می کند. اما در عین حال زمزمه هايي درباره محدوديت قريب الوقوع دسترسي به اينترنت جهاني به گوش می رسد که نتیجه آن می تواند کُندی حرکت در عرصه هاي تخصصي و نیز دسترسي مردم به اطلاعات و دانش عمومي باشد.  از سوی دیگر مدتي است حساسيت ها در مورد تبادلات فكري و فرهنگي با دنيا افزايش يافته و مبادلات علمی گاه به خاطر تقابل رویکردهای متعصبانه مذهبی و گاه به دلیل فضاسازی رسانه های بیگانه و جنبه های امنیتی، مورد بی مهری قرار گرفته و منتفی و یا بسیار محدود شده است.
لازم به یادآوری نیست که مبادلات فکری و علمی برای محقق حکم خط حیات علمی را دارد. یعنی نمی توان برای دانش، محدوده ای قائل شد و می بایست علم و دانش را به صورت یکپارچه و جهانی در نظر گرفت و برای آن  برنامه ریزی کرد.
چندی پیش آقای دکتر غلامحسین دینانی در برنامه ای تلویزیونی به جریان خاتمه یافتن مباحثات هانری کوربن با علامه طباطبایی اشاره کرد که نمونه بارزی از وجود تعصبات و تنگ نظری ها، فشارها و مشکلات متفکرین است. 
هانری کوربن از بزرگ ترین فلاسفه اروپا به شمار می آید و آثاری ارزشمند درباره تشیع دارد که هر یک به چندین زبان ترجمه شده است. دکتر دینانی او را یکی از موثرترین شخصیت ها در معرفی تشیع به جهان معرفی و تاکید کرد که جلسات مباحثه برای هر دو شخصیت بسیار حائز اهمیت بوده است. اما افرادی پس از مدتی به دکتر دینانی می گویند که به علامه طباطبایی پیغام دهد ادامه مباحثه دیگر به صلاح نیست. علامه با شنیدن پیغام بسیار ناراحت می شود و می گوید این تنها فرصت من برای آشنایی با وضعیت فلسفه غرب است و عده اي حتی چنین جلساتی را هم نمی توانند تحمل کنند.
مواجهه علمی سید حسین طباطبایی و هانری کوربن شاید از مهم ترین وقایع علمی آن دوره و از موثرترین اقدامات در تعاملات میان فرهنگی معاصر محسوب می شود. این واقعه و نوع رویکرد علامه، بیانگر رویکرد پیشرو و عالمانه مبتنی بر توجه به بسیط بودن علم و دانش به عنوان مقدمه ای برای معرفت است. همچنین می تواند الگویی برای مراکز علمی و دانشگاهی و برای محققان و دانش پژوهشان معرفی شود تا با انجام تبادلات سالم فکری و علمی، امکان تضارب آرا و دیدگاهها و بالندگی علمی در محیط های علمی و پژوهشی فراهم شود. اگر چه نقشه راه علمي كشور با سر و صداي زياد به تصويب رسيده و به نظر مي رسد خط مشي هايي هر چند قابل تامل براي اين موضوع وجود دارد، ولي دو مؤلفه اصلي هنوز محقق نشده است. لازمه تحقق اين نقشه ابتدا وجود فضاي آزاد انديشي در محیط های علمی به دور از تعصبات و فشارها براي معلمان، اساتيد و دانش پژوهان و سپس امكان تبادل سالم و بی دغدغه در عرصه دانايي جهانی است. روش شناسی در موضوع رشد علمی برای کشوری مانند ایران که همواره ملاحظات فرهنگی و اجتماعی بر سیاست های علمی غلبه داشته، اهمیت فراوان دارد و شاید در شرایط حاضر شیوه ای برای خروج از فضای نامطلوب کنونی باشد. 
منتشر شده در روزنامه اعتماد 12 اردیبهشت

Wednesday, August 10, 2011

ما و خبرنگاری

در عصر کنونی به رغم پیشرفت روزافزون فن آوری های اطلاع رسانی و گردش سریع و شفاف اطلاعات، «خبرنگاری» کماکان از مشاغل مخاطره آمیز و پر هزینه به حساب می آید. چنانچه در بسیاری نقاط دنیا شاهد آسیب های فراوان به خبرنگاران حین تهیه خبر و خبررسانی و در جریان درگیری ها و اعتراضات هستیم. از سویی جراحت ها و گاه خطر مرگ آنها را تهدید می کند و از سوی دیگر محدودیت هایی مانند حبس یا عدم امنیت شغلی می تواند نتیجه جسارت آنها در عمل به وظایفشان باشد. 17 مرداد که در بزرگداشت شهادت محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی به دست عوامل طالبان در مزار شریف افغانستان به عنوان روز خبرنگار نامگذاری شده است، نشان از همین واقعیت دارد؛ آنجا که طالبان به نمایندگی از تفکری متحجر و زورگو با برداشت های انحرافی از دین در مقابل آزادی و حق انتخاب، دست به حذف می زدند.
این در حالیست که قرآن کریم در آیات متعدد و مختلفی بر نشر آگاهی و دانایی تاکید دارد. مانند آیه «الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ- به سخن گوش فرامى‏دهند و بهترين آن را پيروى مى‏كنند اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان / سوره زمر، آیه 18». چنانچه رسالت انبیاء را در تعلیم و آگاهی بخشی و البته تزکیه را ملازم با ارتقای آگاهی دانسته است.
در دنیای امروز هم اطلاعات مبنای آگاهی و آگاهی مبنای انتخاب و تصمیمات افراد در سطح فردی و اجتماعی است. اگر جریان آزاد اخبار و اطلاعات نباشد، دایره انتخاب افراد محدود شده و در دایره اطلاعات محدود، تصمیمات روند نادرستی را پیش خواهند گرفت. از همین رو خبرنگاری در هر عصری حرفه ای حیاتی برای بقا و سرزندگی جامعه به شمار می رود. به بیان دیگر انتشار صحیح اخبار امری تعیین کننده است و اگر تصمیمات مردم مبتنی بر اطلاعات لازم نباشد و اخبار به بهانه های مختلف محدود شده یا نادرست انتشار یابد، روند انتخاب ها و تصمیم ها دچار انحراف خواهد شد. در این حال اگر آزادی بیان در چارچوب های منطقی و قانونی رعایت نشود، حرفه خبرنگاری کارآیی خود را از دست می دهد.
نکته قابل تامل دیگر، بسط و گسترش علم روزنامه نگاری در دنیای امروز است. خوشبختانه در ایران نیز کار علمی و پژوهشی در زمینه روزنامه نگاری صورت گرفته، اما اخیرا با کمال تعجب و در سکوت خبری شاهد حذف رشته روزنامه نگاری در دو دانشگاه مهم یعنی تهران و علامه بوده ایم. این اتفاق پدیده ای قابل تحلیل و ارزیابی است که چگونه در شرایطی که بیش از هر زمان نیازمند روزنامه نگاری حرفه ای در عصر اطلاعات هستیم، چنین حذف هایی صورت می گیرد.  
نگاه علمی در امر روزنامه نگاری نیاز جامعه بوده و می بایست در خبرنگاری حرفه ای مد نظر قرار گیرد. به علاوه در این روند باید به سمت ایجاد گرایش های تخصصی در میان خبرنگاران مبادرت ورزید و در موضوعات مختلف از وجود خبرنگاران مطلع و عالم به حوزه تخصصی خود بهره برد.
وضعیت کنونی حرفه خبرنگاری در کشور دشواری ها و نگرانی هایی را در بر دارد. یکی از مشکلات خبرنگاران، روشن نبودن محدوده اخبار مجاز و غیرمجاز است. این موضوع البته مختص اخبار سیاسی نبوده و حتی در موضوعاتی مرتبط با محیط زیست گاه شاهد مرزبندی های مجاز و غیرمجاز هستیم. اما این مرزبندی ها آیا بر علم و منطق استوار است؟
برای مثال در موضوع امنیت اجتماعی در حالی که عده ای انگشت اتهام را به سوی اطلاع رسانی رسانه ها نشانه رفته اند، برخی کارشناسان معتقدند اطلاع رسانی می تواند جنبه پیشگیری از آسیب ها در امنیت اجتماعی را داشته باشد.  
به نظر می رسد تلاش برای حمایت از این حرفه و کسانی که با فداکاری در این عرصه حضور دارند وظیفه ای ملی است. باید از آسیب ها و مشکلات روزنامه نگاری کاسته شود و خبرنگاران احساس امنیت شغلی بیشتری کنند تا بتوانند کار خود را با آرامش، منطق و نگاه علمی و حرفه ای انجام دهند. این مهم البته با موضع گیری های یک طرفه و نگاه سیاسی به خبرنگاران مستقل، امکان پذیر نبوده و سیاست های حمایتی از رسانه های دولتی و خبرنگاران آن پاسخگوی نگرانی ها نیست. بلکه ضرورت در حمایت از خبرنگاران و رسانه های مستقل با مواضع انتقادی است، تا با جرات به نقد مشکلات پرداخته و مردم و مسئولین را در اتخاذ تصمیمات درست یاری کنند.
بسیاری معتقدند هر چه از محدودیت ها و ابهامات در اطلاع رسانی و حرفه خبرنگاری کاسته و جریان آزاد اطلاعات تضمین شود، فضای اجتماعی امن تر و سالم تری خواهیم داشت.

این مطلب به مناسبت روز خبرنگار در روزنامه آرمان منتشر شد.


Friday, June 3, 2011

امام و بازگشت به خويش

در اينكه بزرگ ترين ميراث به جاي مانده از نهضت امام خميني تاسيس جمهوري اسلامي است، شكي نيست. اما در اينكه تا چه حد به اصالت اين ميراث در محتوا و عمل و آن چنان كه مد نظر امام و متاثر از سيره و تفكر ايشان بود دست يافتيم، محل بحث است. اين بحث را البته نه در نقطه اي كه امروز ايستاده ايم، بلكه در تصويري از كليت 32 ساله استقرار جمهوري اسلامي و در ابعاد مختلف بايستي مورد بحث قرار داد.
در اين صورت اگر منصفانه بنگريم به نظر مي رسد با توجه به اهداف و شاخص هايي كه امام مطرح مي كرد در بعضي زمينه ها آرمان هاي مورد نظر امام و وعده هاي داده شده محقق شده، ولي در بعضي زمينه ها اين اتفاق رخ نداده است. 

به بيان ديگر، در ارزيابي يك حكمراني مطلوب يا انقلابي كه هدف اصلي اش تاسيس حكومتي براي تحقق برنامه هاي دين در جامعه بوده، امروز چه قضاوتي مي توانيم داشته باشيم؟ 

با ملاك ها و معيارهاي امروز در بعضي زمينه ها، همگرايي با ديدگاههاي امام مشاهده مي شود و در بعضي زمينه ها شاهد فاصله با آن ديدگاهها هستيم. به نظر مي رسد اين مسئله از آنجا ناشي مي شود كه پيروان امام هر كدام به بخش هايي از تفكر، سيره و توصيه هاي ايشان عمل كرده و بخش هاي ديگر را كنار گذاشتند. يعني به مصداق مكرر تاريخ هر كسي از ظن خويش در كنار امام قرار گرفت و ادامه دهنده مسير وي شد. اين وضعيت موجب فاصله ميان آرمان ها و اقدامات شده و البته چنين رخدادي را مي توان در پس هر انقلابي اعم از حركت هاي عظيم الهي مانند آنچه در صدر اسلام رخ داد و ساير انقلاب ها در طول تاريخ ديد. مگر نبود قيام امام حسين (ع) كه پس از 60 سال از آغاز هجرت براي اصلاح آنچه به نام دين پيامبر پياده مي شد، رخ داد؟
مثال هاي فراواني را نيز مي توان از روند ساير انقلاب ها بيان كرد. اين تجارب بشري حاكي از ضرورت اصلاح مداوم و بازنگري، خود ارزيابي و خود پالايي مستمر انقلا ب ها براي حفظ اصالت آنها و انطباق با خواست ها و انتظارات نسل هاي جديد است.
امام همان قدر كه بر هويت اسلامي و ايراني و مبارزه با استكبار تاكيد داشت، بر فضايل اخلاقي و مبارزه با هواي نفس كه جهاد بزرگ تر شمرده مي شود، اصرار داشت. چنانچه به همان ميزان كه دشمن بيروني را مايه آسيب به انقلاب مي دانست، تحجر و خرافات را نيز آفت اين انقلاب مي شمرد.
به هر حال، در هر وضعيتي كه امروز قرار گرفته و هر ارزيابي كه داشته باشيم، اصلاح و بازگشت به فضايل اخلاقي، همدلي و نگاه اصلاح طلبانه مي تواند فاصله ها و زاويه را كم كند و ما را به اصل خويش بازگرداند.

Saturday, September 25, 2010

حذف گفت و گو؛ پاک کردن صورت مسئله


موضوع گفت و گوی تمدن ها قبل از اینکه به عنوان پیشنهاد از سوی رییس جمهور وقت جناب سید محمد خاتمی در سازمان ملل متحد ثبت شود و مورد اقبال گسترده جامعه جهانی قرار گیرد، از طرف مردم ایران به عنوان یک خواست و مطالبه ملی و جهانی مطرح شد. 



 در واقع ملت ما در دوم خرداد 1376 با انتخاب گفتمان خاتمی، رویکرد خود به «گفت و گو با جهان» و خواسته خویش را مبنی بر «برقراری فضای تعامل و تضارب افکار در سطح داخل» بیان کرده بود. این هر دو البته از شعارها و برنامه های اصلی سید محمد خاتمی در مبارزات انتخاباتی اش بود.
آن روزها احساس ضرورت برای گفت و گوی تمدن ها در سطح بین المللی چنان مشهود بود که بلافاصله بازتاب های گسترده ای را پدید آورد و در زمینه های مختلف موضوعی و در ابعاد سیاسی، اقتصادی، آکادمیک، زنان و حتی محیط زیست مورد توجه قرار گرفت. به خاطر دارم در بحث گفت و گوی تمدن ها از منظر محیط زیست، سازمان ملل برنامه ویژه ای را فراخوان کرده و تدارک دید. براساس آن، اجلاس وزرای سال 2001 در مقر محیط زیست ملل متحد در نایروبی برگزار شد و گفت گوی تمدن ها به عنوان یکی از موثرترین شیوه ها برای حفاظت از محیط زیست، حل و فصل مناقشات منطقه ای و تضمین صلح در سطح جهان مورد تاکید قرار گرفت. در حاشیه این اجلاس کتابی هم با موضوع محیط زیست و گفت و گوی تمدن ها انتشار یافت.  
این رویکرد البته به اجلاس نایروبی ختم نشد و در اقدامات دیگری مانند برگزاری دو اجلاس بین المللی در تهران طی سال های 2003 و 2004 تداوم یافت. در این دو نشست که با محور گفت و گوی تمدن ها، یکی در زمینه ادیان و محیط زیست و دیگری در مورد صلح و محیط زیست برپا شد، شخصیت های برجسته جهانی حضور یافتند.
به هر حال برنامه های متعددی در سطح بین المللی انجام شد که برخی از آنها تا امروز هم ادامه دارد. اما در سطح داخلی یکی از مطالبات احزاب اصلاح طلب طی دوران 8 ساله ریاست جمهوری آقای خاتمی بحث گفتمان درونی به ویژه با گروههای منتقد و مخالف اصلاحات بود؛ به عبارت روشن تر جایگزینی فرهنگ منطق و استدلال، قانون گرایی و تفاهم به جای تهدید و زورگویی، بی قانونی و جولان عوامل خودسر. این مطالبه بحق برای آن بود که جامعه ایران ثبات و آرامش را در خود نهادینه کند و تنوع فکری و فرهنگی و قومی را عاملی برای همدلی و همبستگی و تعمیق غرور ملی بداند و مانع از گسست نسلی و فروپاشی اجتماعی بشود.
در این زمینه اگر چه تلاش های فراوانی صورت گرفت و اتفاقات خوبی هم رخ داد، اما طیف خاصی - که بعدها به همه ارکان قدرت دست یافت - بر یکه تازی و یک دستی، بی نیازی از منتقد، نفی تنوع و تکثر، انکار تساهل و تسامح، ترویج انواع تقابل، تشدید تخاصمات فکری و اجتماعی و قومی اصرار ورزید و راه دیگری را در پیش گرفت.
اینک اگر بخواهیم وضعیت روز را در صحنه بین المللی ترسیم کنیم شاهد استمرار تلاش امپریالیسم سلطه گر در قالب جناح های افراطی در غرب و توهین به مقدسات دینی برای درگیری میان اقوام و ادیان و نیز نفوذ افراطیون مذهبی در بین ادیان مختلف ابراهیمی هستیم. این وضعیت که متاسفانه سبب بروز خشونت طلبی و ترور و استمرار مظلومیت ملت هاست مجددا نیاز به گفت و گو را - نه براساس تحمیل و زورگویی - بلکه براساس حقوق مساوی همگان، کرامت انسانی و با نگاهی عادلانه برای حل تخاصمات و مناقشات یادآور می شود.  
به عبارت دیگر امروز بیش از هر زمان، گفت و گو در سطح بین اللمللی به عنوان مطالبه ای اساسی از سوی دوستداران صلح و عدالت و نخبگان و روشنفکران مطرح است.
در سطح داخلی نیز گسترش شکاف های نسلی و اجتماعی و بی انگیزگی و بی تفاوتی، فقدان فضای آزاد و سالم برای گفت و گو و انحصار رسانه ملی که اینک در اختیار یک طیف خاص از درون یک جناح و جریان است، چنان تیشه بر ریشه گفت و گو زده که به راحتی روز ملی گفت و گوی تمدن ها از تقویم ایرانی حذف می شود.
این در حالیست که منشور کورش را برای چند ماه هم شده به امانت می گیرند تا سر و صدایی تبلیغاتی به راه اندازند. غافل از آنکه با حذف روز گفت و گوی تمدن ها پرده از تضادها و تناقضات خود بر می دارند. کورش شخصیتی تمدنی، جهانی و فراملیتی است که در منشور خود از صلح و تعامل با دیگران گفته؛ از اینکه فرمان داده تا همه در پرستش خدای خود آزاد باشند و در صلح و آشتی با یکدیگر قرار گیرند. آیا می شود کورش را شاه جهان نامید و اما گفت و گوی تمدن ها را از تقویم ها حذف کرد؟!
جالب تر اینکه می گویند چون این روز متولی نداشته، آن را حذف کرده اند. اگر چنین مشکلی بود می توانستید مردم را در جریان این مشکل قرار دهید تا ببینید چگونه صدها هزار نفر از اقشار تحصیلکرده و فرهنگی داوطلب می شوند که این موضوع گران و با اهمیت را حمایت کرده و حفاظت و هدایت آن را بر عهده گیرند.
افسوس که عده ای جز پاک کردن صورت مسئله ها، کاری بلد نیستند.

Sunday, July 11, 2010

سنگسار


٢٠ تیر ۱۳۸٩

این روزها موضوع «سنگسار» به دلیل اخباری مبنی بر صدور این حکم در کشور به یکی از موضوعات اصلی در فضای مجازی مبدل شده است. حکم سنگسار نه امروز بلکه از سال های نخست پس از پیروزی انقلاب مورد بحث و مناقشه بوده است.
آیت الله سید حسین موسوی تبریزی که در آن سال ها دادستان کل انقلاب اسلامی بود، گفته است که امام خمینی در سال ۱۳۵۹ هنگامی‌که یک حکم سنگسار در کرمان انجام شد به شخص من گفت سنگسار را اجرا نکنید. حتی از ایشان پرسیدم اگر کسی اقرار کرد چه کنیم؟ ایشان توصیه اکید کرد کاری کنید که اصلاً اقرار نکند. مرحوم بهشتی هم همین نظر را داشت. برخورد آنها به گونه‌ای بود که تا زمانی که امام در قید حیات بود به جز همان موارد اولیه دیگر سنگساری اجرا نشد، چرا که ایشان دستور توقف در این مورد داده بودند.
آیت الله محمد موسوی بجنوردی نیز با صحه بر این موضوع و گفت و گوی مشابهی که با امام در همان سال ها داشته بارها خاطرنشان ساخته که  امام خمینی فرمودند رجم اجرا نشود و من در شورای قضایی این مسأله را نقل کردم و شورای قضایی هم آن را بخشنامه کرد که از آن به بعد دادگاهها حکم رجم ندهند.
آنچه قرآن کریم درباره مجازات زنا در سوره نور می فرماید، اینست: «الزّانِیَةُ وَ الزّانی فَاجْلِدُوا کُلّ واحِدٍ مِنْهُما مّائَةَ جَلْدَةٍ وَلاَتأْخُذْکُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فی دینِ اللهِ ... - زنا کننده زن و مرد را هر یک، صد تازیانه زنید و در کارِ دینِ خدا نسبت به آنها مهربان نباشید ...»
آیت‌الله بجنوردی که مجاز به اجتهاد توسط آیت‌الله خویی و مدرس دانشگاه و حوزه است، درباره سنگسار به همین کیفر یعنی صد تازیانه اشاره می کند و می گوید این کیفر با حکم دیگری مانند رجم تخصیص نمی‌خورد... (به علاوه) روایات مربوط به رجم از حیث سند ضعیف است... بنده عرض می‌کنم که این از مسلمات فقه ماست در باب زنا که اگر قبل از «ثبوت عندالحاکم» متهم توبه کند، حد ساقط می‌شود. لذا این روایات همه قابل خدشه است... و مسئله فتوای فقهای عظام برای ما نمی‌تواند منبع بشود، در علم اصول گفته‌اند که شهرت فتوایی (فقط) یکی از «ظنون» است، ما تابع دلیل هستیم نه تابع فتوا...
استاد منیر گرجی نیز نه تنها معتقد است رجم از اسرائیلیات وارد جهان اسلام شده، بلکه با استناد به قرآن کریم، سنگسار را عملی مربوط به دشمنان پیامبر می داند. یعنی مجازات سنگسار برای زناکار در قرآن دیده نمی‌شود، اما لفظ «سنگسار» در سخنان تهدیدآمیز مخالفین نسبت به پیامبر مبعوث شده، شنیده می شود.  مثلاً مخالفین نوح به او ‌گفتند: «لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ  - ای نوح اگر از این سخنان دست بر نداری، از سنگسار شدگان خواهی بود / سوره شعراء، آیه ۱۱۶». بنابراین از دید قرآن کریم، عملِ سنگسار، تهدید کفار نسبت به پیامبران بوده است.
متاسفانه کسانی که به نوعی از اجرای حکم سنگسار دفاع می کنند بر ضرورت حفاظت از حریم خانواده تاکید دارند. آنها خانواده را یک حصن می بینند و از منظر آنان زنا تعرضی به حصن خانواده است. البته این درست است که خانواده حرمت دارد و براساس عهد و پیمانی که میان زن و مرد بسته می شود باید از خیانت محفوظ بماند؛ و درست است که خانواده با قراردادی دو طرفه و با آگاهی طرفین شکل می گیرد که وفای به عهد از اصول اولیه آن است؛ اما راه برخورد با پیمان شکنی در خانواده این نیست.
از هر منظری ار جمله روانشناسی یا جامعه شناسی نگاه کنیم، خانواده از ارکان توسعه انسانی است و در چارچوب آن نسل ها به رشد معنوی و عقلی و ذهنی می رسند. فقدان خانواده و اضمحلال آن نیز به طور قطع  یکی از بحران های عصر ما است. اما به دلایل متعددی با سنگسار نمی شود در مقابل این بحران ایستاد.
آسیب پذیری خانواده ریشه در مباحث فرهنگی و اخلاقی و نیز آگاهی زن و مرد از حقوق فردی و خانوادگی و برخوردها و مجازات های مناسب در صورت تخطی از قوانین آن دارد.
سنگسار یک بار در سال 60 توسط امام خمینی و یک بار نیز در سال 83 با بخشنامه ای از سوی آیت الله شاهرودی نهی و متوقف شد. اما متاسفانه باز هم – اگر چه به تعداد انگشت شمار - شاهد آن بوده ایم. مسئله اینست که این نقض صریح حقوق بشر که با آموزه های اسلامی نیز سنخیت ندارد باید از قوانین ایران اسلامی خارج شود. بنابراین از مجلس انتظار می رود که نسبت به اصلاح قانون و بازگشت به معارف اصیل اسلامی اقدام کند...

Thursday, June 17, 2010

برنزه ها لطفا سفید شوند


٢٧ خرداد ۸٩


گفت: بفرمایید داخل ماشین.
گفتم: چرا؟ حجاب من که مشکلی نداره.
گفت: پوستت رو برنزه کردی!
گفتم: من از موقعی که به دنیا اومدم سبزه بودم و اگر نتونید غیر از اینو ثابت کنید علیه تون شکایت می کنم.
این گفت و گوی یکی از دوستان با مامورین بوده که دیروز اتفاق افتاده است. وقتی برایم تعریف می کرد به یاد موارد مشابهی افتادم که این روزها از گوشه و کنار می شنوم و البته سوالات مشابهی که از من به عنوان عضو شورای شهر تهران در این مورد می شود.
بارها در این خصوص صحبت کرده ام. چه در وبلاگم، چه در شورای شهر و چه در مصاحبه ها. نمی دانم این چه مسیری است که در آن افتاده ایم. بارها خاطرنشان کرده ام  وقتی راهی را می رویم که موفقیتی از آن حاصل نمی شود چرا نباید به راه حل دیگری فکر کنیم؟ چرا از گذشته و تجربیات درس نمی گیریم؟ چرا با جوانان اینگونه برخورد می کنیم؟ آیا بهتر نیست به جای اصلاح آنها، عملکرد خود را اصلاح کنیم تا از این طریق به مقصود برسیم؟
بنظرم این گونه برخوردها بیشتر سبب واکنش های منفی می شود تا واکنش های مثبت. در تعالیم دینی ما نیز به صراحت آمده که اگر کسی را از چیزی منع کنی، نسبت به آن حریص می شود. امر به معروف و نهی از منکر هم شرایطی دارد و زبان و ادبیات خاص خود را می طلبد و کسانی که مدعی ارزش های دینی هستند باید این شرایط را رعایت کنند. در حالی که عمل آنها بعضا سنخیتی با تعالیم و ارزش های دینی ندارد.
اگر جامعه ما یک جامعه مبتنی بر ارزش های دینی است می بایست براساس شفقت و دوستی اداره شود و نمی توان با توسل به زور مباحثی مانند نوع پوشش را به نسل جوان دیکته کرد. جوان امروز گفتمان خاص خود را دارد و رایزنی و مذاکره با او نیازمند آگاهی و اتخاذ شیوه های درست است.  
متاسفانه این مباحث بخش عظیمی از دغدغه ها را تشکیل می دهد و همه جا مورد توجه قرار می گیرد. دیروز دیدم سایت جرس هم مطلبی در این مورد زده که فکر می کنم از مجموع صحبت های من در جاهای مختلف استفاده کرده است.
در ضمن یادم رفت بگویم که سبزه ها یا به قول مامورین «برنزه ها» بهتر است به هر شیوه ممکن پوستشان را سفید کنند، چون این روزها سبزه بودن خطرناک است!

Wednesday, June 9, 2010

تا بوده، همین بوده



  ۱٩ خرداد ۸٩
،
سیل محکومیت حرکت ناشایست و نسنجیده عده ای اخلال گر در سخنرانی حجت الاسلام سید حسن خمینی نوه گرامی امام خمینی در سالگرد رحلت و در کنار مزار ایشان، از روز جمعه تاکنون همچنان ادامه دارد. همان طور که انتظار می رفت هیچ فرد یا گروهی از این حرکت دفاع نکرده و همگان اعم از اصولگرا و اصلاح طلب این اقدام غیراخلاقی را محکوم کردند. چرا که کسی تردیدی در مغایرت این اعمال با اصول مسلم اخلاقی و دینی ندارد.
حتی مرتکبین نیز جرات دفاع از اقدام خود را نداشته و تنها سعی کردند با طرح موضوع کذب درگیری فیزیکی میان وزیر کشور و نوه امام بعد از پایان مراسم، فضا را مبهم و پر گرد و غبار کرده تا افکار عمومی از مظلومیت سید حسن خمینی منحرف شود. کاری که در مسئله پاره کردن عکس امام و حوادث تلخ روز عاشورا به دنبال آن بودند.
البته تاریخ کم از اینگونه رفتارها ندیده و خط انبیاء و صالحین و سادات همواره گرفتار چنین جریاناتی بوده است؛ چنانچه سید حسن خمینی نیز در سخنرانی خود به این موضوع اشاره کرده و گفت: «تا بوده، همین بوده».
این ماجرا یک بار دیگر آخرین سخنان آیت الله توسلی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام را – در آخرین لحظات زندگی اش – یادآور می شود. مروری بر آن سخنان نشانگر سرآغازی است که روز جمعه 14 خرداد ماه 1389 به اوج خود رسید و در واقع هشداری جدی به وقوع چنین رخدادی بود.
مرحوم آیت الله توسلی آن روز ناطق پیش از دستور بود و در بخشی از سخنانش گفت: «با تاسف از این که در ایام دهه فجر که - از روز ورود حضرت امام تا 22 بهمن روز خوشحالی ملت ایران است و همه به یاد امام  بودند - جای تاسف است که در چنین ایامی به بیت رفیع حضرت امام آن طور اهانت ها و تهمت ها و دروغ پردازی هایی شد که حتی رادیوهای بیگانه هم کلمات این سایت را نقل کرده‌اند. همانطور که حضرت عالی (هاشمی) فرمودید ما نمی دانیم که چه کسی هست اما متوجه می شویم که یک دستی در کار است که بیت امام و شخصیت های مبارز اسلام را که به انقلاب دلبستگی داشتند، آنها را از صحنه خارج کنند. آقای حاج حسن آقا خمینی دو تا مطلب ذکر کرد که حالا از منشاء آن هم، یک خوابی که ایشان دیده بودند را بگویم. حدود دو ماه قبل، بعضی از بزرگان اطلاع دارند، ایشان گفتند که من خواب دیدم امام به من فرمودند که: حسن من را دارند از این خانه بیرون می کنند. گفتم: آقا چه کسی شما را از این خانه بیرون می کند؟
باز خواب دیدم (دوباره) که امام فرمودند: حسن من را دارند از این خانه بیرون می کنند، تا سه مرتبه من این خواب را دیدم .
البته من نمی گویم که خواب حجت است، اما گاهی خواب هایی است که انسان از آنها چیزهایی را متوجه می شود. من در کلمات حضرت امام  مطالعه می کردم و دیدم که این پیش بینی را خود امام کرده است در تاریخ 23 آبان 61 که: این جانب هیچ گاه میل نداشتم و ندارم که درباره نزدیکان خود سخنی بگویم یا دفاع کنم. لیکن علاوه بر آنکه در پیشگاه مقدس حق (جل وعلی) مقصر و مجرم هستم و از درگاه متعال است امید عفو و بخشش دارم و تمام سرمایه ام اعتراف به تقصیر و عذر از آن است و نزد مسلمانان و ملت عزیز نیز اعتراف به قصور، تقصیر و از آنان امید عفو و طلب آمرزش دارم؛ اما درپیش گروه هایی و اشخاصی گناهانی نابخشودنی دارم (از نظر این گروهها) و احتمال قوی می دهم که پس از من برای انتقام جویی از من به بعضی از نزدیکان و دوستانم تهمت ها که من آن ها را ناروا می دانم، بزنند و به آتشی که باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احیانا به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگیرند».
این مطلب را نه امروز که در 30 بهمن 88 طی یادداشتی در وبلاگم عنوان کردم. ولی نمی دانستم که خیلی زود ناچار از بیان و یادآوری دوباره آن خواهم شد... افسوس که «تا بوده، چنین بوده»... و صد افسوس که «هنوز بیست سال از رحلت امام(ره) نمی گذرد که» ...  

Tuesday, June 1, 2010

امام و جریان مرموز تحریف


۱۱ خرداد ۱۳۸٩

بسیار مهم است که هنگام ورق زدن تاریخ و مرور شخصیت های تاریخی با نگاهی جامع به آنها بنگریم. به ویژه برای کسانی که شاهد واقعه یا عملکرد شخصیت مورد نظر نبوده و آن را تجربه نکرده اند، ارایه تصاویر باید کاملا بی طرفانه، واقع بینانه و جامع باشد. اگر راویان فقط بخشی از واقعه را بازگو و بخش های عمده ای را رها کنند، نه تنها امانتداری نکرده، بلکه در مسیر تحریف تاریخ گام برداشته اند. به خصوص از سوی آنان که خود را در شمار مومنین می شمارند؛ که امانت داری ویژگی ایمان و از خصایص مومن است.
اگر قرار است راجع به یک فرد یا واقعه تاریخی مطلبی بیان شود، حق مطلب فقط در جامعیت، واقعیت و نگاه بی طرفانه ادا خواهد شد؛ به ویژه امروز که متاسفانه شاهد تفاوت دیدگاههای جدی در کشور هستیم و تحلیل جناح های سیاسی معتقد به انقلاب دچار زاویه و اختلافاتی غیرقابل انکارشده است.
این روزها می بینیم که هر کسی سعی دارد به گونه ای از ریشه ها بهره بگیرد که مواضع خویش را ثابت کند و یکی از ریشه هایی که مورد بهره برداری نادرست و غیرمنصفانه برای توجیه یکسری رفتارها واقع شده، دیدگاهها و سیره امام خمینی بنیانگذار انقلاب است.
من این را در واقع نوعی حمله و هجمه به دیدگاههای امام می بینم. حمله ای که مثال بارز کج فهمی از اندیشه های امام است و البته در دوره زندگی شان نیز وجود داشت. چنانچه در یکی از نامه های خود اشاره کردند به واسطه مطالعه و تدریس فلسفه در حوزه علمیه، عده ای گفته بودند از ظرفی که پسرشان حاج آقا مصطفی آب نوشیده، کسی آب نخورد. ظاهرا آن روزها فلسفه از دیدگاه دسته ای از متحجرین جزو کفریات به حساب می آمده است.
در واقع آن زمان نیز امام مورد حمله کسانی بودند که برداشت های قشری از احکام دین داشته و خشکه مقدسانی بودند که همه دین را در رعایت مناسک آن خلاصه می کردند.  امروز هم افرادی مدعی پای بندی به ارزش های انقلاب، دچار زاویه و انحراف از افکار امام شده اند.
اگر کسی برای تمجید از ارگانی نظامی که در بستر تاریخ دفاع مقدس صاحب وجهه ای مردمی بوده، به بیان جمله ای از امام مبادرت کند که هرگز از ایشان شنیده نشده، در مسیر انحراف از افکار امام گام برنداشته است؟ آن هم در حالی که می دانیم نظر امام به صراحت در مورد حوزه دخالت نظامیان تا کجاست؟
یا وقتی کسی درباره دیدگاه امام نسبت به موسیقی، خاطره ای را بیان می کند که به گواه پخش موسیقی در صدا و سیما طی دوران حیات ایشان، سخنی نادرست است، از تحریف تاریخ نگران نباشیم؟
آیا نباید از وجود تحلیل های نادرست در مورد امام، از رسانه ملی گرفته تا رسانه های بیگانه مانند بی بی سی نگران بود؟ تحلیل هایی که به خصوص قصد دارد القاء کند امام به جمهوریت اعتقادی نداشت. در حالی که ایشان از قدم اول برای استقرار نظام جمهوری اسلامی تلاش کرد همه ارکان با انتخابات مورد تایید مردم قرار گیرد و در دو سه سال نخست پس از انقلاب با وجود مشکلات فراوان شاهد برگزاری چندین انتخابات عظیم و سراسری بودیم.
آیا به خاطر دارند که امام میزان را رای ملت می دانستند و به مردم وصیت کردند در همه انتخابات ها تحت هر شرایطی شرکت کنید. معنای این سخن ایشان به راستی چه بود؟
متاسفانه این روزها هر کسی از ظن خود یار امام می شود و این جز تیری نیست که به سوی ایشان رها می کند. خوبست حداقل در مورد سخنان جدید به نقل از امام، به یاد آوریم که ایشان در وصیت نامه خود تاکید کردند هر حرفی را که به غیر از صدا و دست خط من نقل قول شد، نپذیرید.
نکته مهم دیگر، بررسی حوادث و مواضع در بستر تاریخی خویش است. مثالی که می تواند به روشن شدن این موضوع کمک کند مواضع ایشان در مورد حضور سیاسی زنان است. ‌عده ای دراین باره می گفتند: «امام در زمان حکومت پهلوی با حضور زنان در انتخابات و نیز انجمن های ایالتی و ولایتی مخالف بودند ولی در زمان انقلاب  وقتی دیدند زنان به عنوان پشتوانه ای برای رای به جمهوری اسلامی محسوب می شوند، نظر فقهی خود را در باره ی زنان تغییر دادند».
این تفکر درباره امام کاملا اشتباه است و با شناختی که ما از ایشان داشتیم مطابقت ندارد. چنانچه یازده سال رهبری امام بر جمهوری اسلامی نشان از برداشت غلط آن عده دارد. تغییر مواضع امام جز این نبود که ایشان مجتهدی آگاه با افکاری پیشرو و رو به فردا بودند. امام در مقام اجتهاد به مقتضیات زمان توجه کرده و معتقد بودند که در جامعه اسلامی زنان و بانوان تحصیل کرده  ایرانی باید نقش عمده ای  داشته باشند. ایشان به این باور رسیدند و این نحوه تفکر را مطابق با مقتضیات زمان تا آخرادامه دادند. در واقع اجتهاد عملی امام نشان می دهد که ایشان با پایبندی به اصول صاحب نگاهی مترقی، اصلاح طلب و آینده نگر بودند.
تفکرات و اعمال یک مجتهد آگاه به زمان در دوران های مختلف و براساس مقتضیات تفاوت می یابد و نمی توان تصویری از امام را ارایه داد که گویی اگر ایشان امروز در قید حیات بودند عینا مانند دهه های گذشته اقدام می کردند. متاسفانه تلاش برای شبیه سازی های تاریخی بدون در نظر گرفتن شرایط متفاوت زمان ها و مکان ها از مستمسک های خطرناکیست که امروزه به دست تحلیل گران نادان، مغرض یا بی تقوا برای کوبیدن رقیب افتاده است.
... و در این میان آیا کسی هست هشدار دهد این روند چه تصاویر غلطی را که در اذهان نسل جوان ما منتشر نخواهد ساخت؟
بعد از تحریر:
تجدید میثاق با آرمان های امام و دیدار با حاج حسن آقای خمینی