Sunday, October 31, 2010

نمایشگاهی خلوت


اصحاب رسانه به خصوص جوان ترهایشان محبت داشتند و من و همراهم را که برای دیداری کوتاه به نمایشگاه مطبوعات رفته بودیم، از این غرفه به آن غرفه می بردند. از آنجا که وقتم محدود بود و برای بازدید از چند غرفه برنامه ریزی کرده بودیم، ابتدا کمی مقاومت نشان دادیم اما خیلی زود فهمیدیم که مقاومت بی فایده است و این لطف و محبت را باید با حضوری هر چند کوتاه  پاسخ گفت.
در بیشتر غرفه ها هم خبرنگاران آماده بودند تا چند سوال و جواب داشته باشند. در میان آن هیاهو البته توانستیم به چند غرفه مورد نظر مثل روزنامه های شرق، مردم سالاری، فرهیختگان، خبرگزاری مهر و مجلات نسیم بیداری و آیین سری بزنیم. در مصاحبه با خبرگزاری مهر گفتم که خبرنگاران یکی از آسیب پذیرترین اقشار جامعه ما هستند و باید مورد حمایت قرا ر گیرند.
در غرفه آیین، پس از اینکه یکی از دوستان گفت به مجله چلچراغ اجازه حضور ندادند، از بچه های آیین پرسیدم: راست بگویید، شما چه کار کردید که اجازه دادند؟ مشکوک می زنید ها ...
ولی ... مثل اینکه چشمشان زدم. روز بعد، غرفه آیین را بستند!
در غرفه ایونا - خبرگزاری زنان - وقتی از برگزاری همایشی برای تقدیر از زنان خبرنگار جهان اسلام خبردار شدم، تاکید کردم که این خبرگزاری می بایست به وضعیت خبرنگاران زن ایرانی نیز توجه ویژه ای داشته باشد و وقتی خبرنگار مومن، با سابقه و خوشنامی چون بدرالسادات مفیدی گرفتار می شود حداقل از زاویه صنفی در حد درج یک خبر به انعکاس واقعه بپردازد.
در غرفه ایکنا خبرگزاری قرآنی ایران نیز به عطش جوانان امروز نسبت به حقایق قرآنی اشاره داشتم  و خطری را گوشزد کردم که به واسطه عدم ارایه این حقایق به زبان حال جامعه جوان ایرانی، تیشه به ریشه اعتقادات نسل فردا می زند.
نمی دانم چرا هیچ کدام از مصاحبه های دو مورد اخیر منعکس نشد ... شما می دانید؟
البته یک وقت فکر نکنید که علتش ربطی به جامعه تک صدایی و چند صدایی و آزادی مطبوعات و خودسانسوری و این جور حرف ها دارد ها ... بیخود می گویند، همه چیز خوب است...
در غرفه پانا تخته سیاهی را گذاشته بودند تا بر روی آن یادگاری نوشته شود. بر روی تخته نوشتم: اميدوارم دانش آموزان و دانشجويان عزيز هرگز از تلاش براي دانش خسته نشوند و معلمان نيز عرصه را براي پرسش آزادانه دانش آموزان فراهم کنند چون دستيابي به دانش در سايه اميد ، تلاش و آزادي امکان پذير است.
آخرین بخش بازدید، حضور در میان غرفه های دانشجویی بود. با همان صفای دانشجویی و البته غریبانه ... جای بعضی رسانه ها هم خالی بود مثل ایلنا و آنها که تعطیل شده اند.
نمایشگاه خلوت بود. خیلی خلوت تر از سال های پیش.




4 comments:

  1. با سلام و درود فراوان بر سرکار خانم دکتر ابتکار

    استاد گرامی، به نیکی و به شفافیت آب، حقیقت را بیان نموده اید

    این نوع از خلوتی نمایشگاه، بازتابی از رفتار مسئولان دولتی با روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان و اهل قلم است

    اگر رفتار دولتمردان و مدیران ارشد کشور، در حد عرف بین المللی و آزادی اندیشه و قلم باشد، قطعا نمایشگاه به جایگاه مطلوب تری خواهد رسید و با استقبال چند برابری روبرو خواهد شد

    ...

    البته اگر آقایان بگذارند

    ...


    این نوع خاص از برخورد را در صحبت های دلنشین و دوستانه معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد با گوینده و خبرنگار محترم رادیو شنیدیم !

    لحن صحبت، فرکانس کلام و نوع ادبیات ایشان در برنامه زنده رادیویی؛ چنان دوستانه و از سر ادب بیان شد که مدهوش شدیم !

    با سپاس فراوان

    کاوه اشکشی

    ReplyDelete
  2. سلام
    مطلب خیلی قشنگ و واضح بود
    حق باشماست
    با آن رفتار معاون مطبوعاتی دیگه
    حسی برای رفتن به نمایشگاه مطبوعات نمی ماند

    ReplyDelete
  3. جواد حیدریانNovember 2, 2010 at 4:37:00 AM PDT

    خانم دکتر این فرصت نبود که در غرفه مهر میربان شما باشم اما همینکه از مهر به نیکی یاد می کنید یعنی ما کرامان را خوب انجام داده دایم. با تشکر جواد حیدریان

    ReplyDelete
  4. خانم دكتر غرفه ايسنا رو يادتون رفت.
    مصاحبه شما رو داريم ولي گذاشتيم يه چند روز ديگه بفرستيم.

    ReplyDelete