Wednesday, April 4, 2012
Thursday, March 29, 2012
آیا خدا کافی نیست؟
تعریف واژه های «ظلم» و «احسان» یا «ظالم» و «محسن» در قرآن کریم سیاق خاص خود را دارد و داوری در این مورد که چه کسی ظالم است و چه کسی محسن در نهایت از سوی خداوند صورت می گیرد. در آیات 32 تا 36 سوره «زمر» - که آیاتش در مباحث قرآنی بسیار مورد استفاده قرار می گیرد - درباره ظلم و ظالم ترین افراد تعاریف در خور تاملی ارایه شده است. در این آیات می خوانیم ظالم ترین افراد کسانی هستند که به خدا دروغ می بندند و پیام راست و درستی را که برایشان آمده تکذیب کرده و به آن نسبت دروغ می دهند.
و کیست ستمکارتر از آن که دروغ به خدا نسبت دهد و کلام راست را که به او رسیده است دروغ شمرد؟ آیا در دوزخ جایگاهی برای انکارورزان نیست؟ (۳۲) | فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَبَ عَلَى اللَّهِ وَكَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جَاءهُ أَلَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوًى لِّلْكَافِرِينَ ﴿۳۲﴾ | |
اما آنان که راستی را عرضه و تصدیق کنند، پروا پیشه اند (۳۳) | وَالَّذِي جَاء بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ﴿۳۳﴾ | |
هر چه بخواهند نزد پروردگارشان دارند، اين است پاداش نيكوكاران (۳۴) | لَهُم مَّا يَشَاءُونَ عِندَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ ﴿۳۴﴾ | |
تا خدا بدترين رفتارشان را از {کارنامه} آنان بزداید و به قیاس بهترین اعمالشان آنان را پاداش دهد(۳۵) | لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا وَيَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ الَّذِي كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۳۵﴾ | |
مگر خدا برای دفاع از بنده اش کافی نیست که ترا از غیر خدا می ترسانند و هر که را خدا گمراه کند هیچ راهنمایی نخواهد داشت (۳۶) | أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ وَيُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِن دُونِهِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿۳۶﴾ |
به تعبیر علامه طباطبایی، بزرگی و کوچکی ظلم با توجه به متعلق ظلم فرق می کند و هر قدر متعلق آن بزرگ تر باشد به همان نسبت، ظلم بزرگ تری صورت می گیرد. پس آنان که به خدا دروغ می بندند بزرگ ترین ظلم ها را مرتکب می شوند.
سپس آیات به متقین و محسنین اشاره می کند؛ «آنان که صدق و راستی را عرضه و تصدیق کنند». می بینیم در تعریف تقوی قرآن کریم تعبیر جالبی دارد: کسی که همراه راستی و درستی است متقی به حساب می آید؛ کسی که راستی را با خود می آورد و به آن باور دارد از محسنین است؛ درست در نقطه مقابل ظالمین و کفاری که حقیقت را تکذیب می کنند.
در آیه بعدی خداوند وعده می دهد که از رفتارها و اعمال نادرست متقین و محسنین بگذرد و پاداش آنها را براساس کارهای خوبشان بدهد.
به نظر می رسد که البته متقین و محسنین برای پایداری بر مسیر صدق، دچار تهدیداتی می شوند که آیه می فرماید «آنها را از غیر خدا می ترسانند». همین جاست که تکلیف مقدمات قبلی روشن می شود و وعده می دهد که «خدا برای بنده اش کافیست».
در کشاکش میان ظالمین و محسنین می بینم همانها که به خدا دروغ بستند و نیکوکاران را تهدید کرده و از غیر خدا ترساندند، راهشان و سعی شان به شرک و شریک قرار دادن برای خدا منتهی می شود. ظالمین فکر می کنند که خدا کافی نیست و دیگرانی را همپای قدرت، حاکمیت و علم او می بینند که توان اداره امور دنیایشان را دارند و بنابراین در مقابل آنها که غیرخدایند کرنش می کنند.
اما برای آنان که به دنبال راستی هستند، درستی را باور دارند و در راه دفاع از صدق و حقیقت سختی ها، گرفتاری ها و محدودیت ها را تحمل می کنند، چه سخنی اطمینان بخش تر از این که خدا برای بنده اش کافیست.
Monday, March 19, 2012
نوروز 1391 مبارک
چوگان زلف دیدی، چون گوی در رسیدی
از پا و سر بریدی، بی پا و سر به رقص آ
تیغی به دست خونی، آمد مرا که چونی
گفتم بیا که خیر است، گفتا نه، شر، به رقص آ
یوسف ز چاه آمد، ای بی هنر به رقص آ
تا چند وعده باشد؟ وین سر به سجده باشد؟
هجرم ببرده باشد رنگ و اثر؟ به رقص آ
کای بی خبر فنا شو، ای با خبر به رقص آ
طاووس ما در آید، وان رنگ ها بر آید
با مرغ جان سراید: بی بال و پر به رقص آ
«مولانا»
نوروزتان پایدار و پیروز
Monday, March 12, 2012
خاتمی، خاتمی است
این روزها سخن از «رای خاتمی» فراوان است؛ پر آوازه ترین رای انتخابات مجلس نهم. برخی معتقدند که سید محمد خاتمی با این کار قدرت جبهه اصلاحات را به نمایش گذاشت که تنها با یک رای می تواند معادله بازی را تغییر دهد. در عین حال خیل گسترده ای را به نقد خود بکشاند و در اثنای فضای سرد و یکطرفه سیاسی، گفتمان گرم و چندجانبه ای را به وجود آورد؛ فضایی که اصلاحات در آن با سعه صدر و بزرگ منشی پذیرای تندترین و تلخ ترین انتقادات باشد.
رای خاتمی این پیام آشکار را با خود داشت که اصلاح طلبان با پشتوانه مردمی خود حاضر به ائتلاف برای حل و فصل معضلات کشور و ترسیم آینده ای بهتر هستند. او نشان داد که به رغم تلاش بدخواهان برای وانمود کردن اینکه خاتمی و اصلاحات محلی از اعراب ندارند، نظرش مورد توجه و تعیین کننده است و بازتاب رای او نشان داد که اصلاحات زنده است.تجربه کاری با خاتمی برای من روشن کرده که باید در برابر تصمیمات او صبور بود، قضاوت عجولانه نکرد و صداقت او را باور داشت. چرا که خاتمی در دشوارترین شرایط، جز این با مردم عمل نکرد. خاتمی همواره یک اصلاح طلب اهل مفاهمه و گفتگو و مدارا بوده است. او به گفتگو به عنوان راهکار برون رفت از بحران ها، سوءتفاهم ها و اشتباهات نگاه می کند. خاتمی به عنوان یک مصلح اجتماعی و سیاسی هرگز به انسداد سیاسی و جاده یکطرفه اقتدار قائل نبوده و در تصمیماتش گاهی فردی را می توان مشاهده کرد که متعلق به آینده است.
با شناختی که از خاتمی دارم مطمئن هستم به پشتوانه تحلیل عمیق و همه جانبه از شرایط کشور و نیت خیر، تصمیمی گرفته که به همگرایی نیروهای دلسوز ایران و انقلاب و حذف بدخواهان خشونت طلب از معادلات کنونی، نزدیک تر است. خاتمی ثابت کرده دغدغه هایش کمتر از دل نگرانی های دیگر فعالین و تلاشگران عرصه پیشرفت کشور نیست. در این میان اگر افراد یا گروههایی تصور می کنند با اوج گرفتن انتقادات جبهه اصلاحات بعد از انتخابات 88 و افزایش بی سابقه فشارها و جفاها بر آن، جریان اصلاحات از انقلاب اسلامی عبور کرده است، اشتباه کرده اند. چرا که چنین برداشتی از مواضع و خط مشی ایشان طی این دوران دریافت نمی شود. ضمن اینکه خاتمی از درد مردم و رنج ها و آسیب های وارده به آنها دور نبوده و ارتباطات خود با طیف های متنوع مردم و سیاسیون حفظ کرده است.
خاتمی در لحظه رای دادن به یقین دستاوردهای کشور و حرکت های مثبت در عرصه های علمی، فرهنگی، صنعتی و هنری را به خصوص در سال های قبل از دولت نهم و دهم، در کنار همه لغزش های غیرقابل توجیه به یاد داشته است. خاتمی هزینه های سنگین انقلاب اسلامی، شهدای انقلاب و دوران جنگ تحمیلی را هنگام انداختن رای پیش چشم داشته، چنانچه جفای به این آرمان ها و ارزش های والای اخلاقی را نیز از سوی جناح ها و گروههای مدعی، می دیده است. خاتمی در هنگامه رای، رنج و تلاش ملت ایران برای رسیدن به قله های رشد و پیشرفت را حس کرده و از طرفی تلاش عده ای برای مصادره همه عظمت ایران و انقلاب را به نام خود،دیده است. خاتمی هجمه های سنگین آمریکا و اسرائیل و هم پیمایانشان و بیش از 45 پایگاه نظامی آنها را در همسایگی ایران، در کنار دیپلماسی ناموفق کنونی می دید. خاتمی می دید که مردم را به عنوان تهدید خارجی به وحدت می خوانند، در حالیکه احترام به کرامت ذاتی انسان ها و عقاید و حقوق آنها وحدت بخش تر و اقتدارآور تر بود.
خاتمی به هنگام رای دادن، عوارض بلند مدت انسانی، اقتصادی و اجتماعی دخالت و اشغال نظامی را در عراق و افغانستان می دید؛ او نتایج بهار عربی یا بیداری اسلامی - هر کدام که بنامیم - را مرور می کرد وبه عوارض خشونت ها و جنگ های داخلی به ویژه در جوامع اسلامی واقف بود که تصمیم به حفظ خط مشی اصلاح طلبانه و معتدل خود گرفت.
خاتمی آرزوی ایرانی آباد و مستقل برای همه ایرانیان، حتی تندروها و مخالفینی را در سر دارد که بارها به او جفا کردند؛ چه آنانی که دین را سخت گیرانه تلقی می کنند و چه آنانی که دین را سهل و آسان می گیرند. خاتمی معتقد است همه باید روزی در کنار یکدیگر با رعایت حقوق همه انسان ها و بدون نیاز به حذف یا تخریب رقیب زندگی کنیم. خاتمی برای رسیدن به چنین روزی رای داد.
انسان ها و به ویژه شخصیت های سیاسی را نمی توان با یکدیگر مقایسه کرد. هر انسانی رسالت منحصر به فرد خویش را دارد. گاهی صحنه زندگی مانند صحنه شطرنج است و در مبارزه همه بازیگران سرباز نیستند؛ چنانچه همه وزیر نیستند، بلکه هر کدام نقش خود را در این مصاف بازی می کنند. گاهی تصور می شود همه باید یک نقش را ایفا و مانند هم عمل کنند. در حالیکه شخصیت افراد و به خصوص رهبران سیاسی اقتضای دیگری دارد.
به علاوه، برخی انتظاراتی از خاتمی دارند که با مشی و تفکر او تناسبی ندارد. خاتمی نگفت که انتخابات را تحریم می کند یا از کسی نخواست که رای ندهد، بلکه او شرایطی را برای حضور جریان اصلاحات و فعالیت سیاسی این جبهه در انتخابات نهم مجلس مشخص کرد و بر سر آن ایستاد. در عین حال اقدام او در انداختن رای برای جمهوری اسلامی، به عنوان اقدامی غیرمترقبه برای جریان اقتدارگرا سبب خنثی سازی مخاطرات جدی، مجال برای شکستن انسداد و انحصار فضا و در یک کلام تجلی «صداقت خاتمی» شد. خاتمی، کسی که انحصارطلبان و خشونت طلبان تصور می کنند، نیست. خاتمی، کسی که بریدگان از انقلاب، می خواهند هم نیست. خاتمی، خاتمی است.
او در هر حال یک روحانی استثنایی است؛ چه از جنبه تربیت خانوادگی و چه مسیری که در زندگی اش پیمود. بنابراین نباید انتظار داشت که تصمیماتش مانند دیگران باشد. تصمیمات او از جنس دوران مسئولیتش در وزارت ارشاد یا دوران سخت ریاست جمهوری اش است که همواره گفت «زنده باد مخالف من».
Monday, March 5, 2012
قانون جدید مجازات اسلامی؛ فرصتی برای اصلاح
با این نظر که اصلاحات در ايران به انجام نمي رسد، موافق نيستم و دلايل متعددی نیز براي اين مخالفت دارم. البته موانع زیادی پيش روي جريان اصلاحي كه آن را فراتر از جريانات سياسي مي دانم، قراردارد. اما این موانع از جنس ساختارهاي فرهنگي، سياسي و اخلاقي هستند. در هر جامعه ای طبیعی است که ساكنين عمارت قدرت در مقابل تغييراتي كه شرايط را عوض كند، مقاومت كنند و مخالفت آنها بدون توجه به ماهيت تغييرات و سمت و سوي آن صورت مي گيرد.
انسان هاي منطقي و عقل گرا به سوي بهبود شرايط حركت مي كنند و مقاومت در مقابل تغيير مثبت و اصلاحات را تلاشي عبث و مقطعي می دانند. چرا که این نوع مقاومت در نهايت در مقابل امواج سهمگين زمانه قرار می گیرد. در این میان، اصلاح براي عده اي در صورتي پذيرفتني است كه توسط خودشان صورت گيرد نه توسط ديگران. شاید به این معنی که تهديدات آن براي افراد خاص به حداقل برسد و به پايه هاي قدرت جناحي و قبيله اي خدشه اي وارد نسازد. برای عده ای هم تغيير و اصلاح از اساس تهديد تلقي مي شود.
به هر حال خرد بشري و آموزه هاي ديني، اصلاح را از نظر فردي (معرفت النفس و تهذيب)، خانوادگي (تربيت و تاديب)، اجتماعي و سیاسی (إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ) به صورت مستمر و دائمی ضروری می داند.
در این روزگار از مواردی كه لزوم اصلاح پذیری را تایید می کند، اصلاح مواد متعددي از قانون مجازات اسلامي است و قانون جدید تا حدی نشان از پذيرش اين واقعيت توسط قانونگذاران دارد. تحولات نوين جرم شناسي و مداخله آراء یا نظريات علوم امدادي مستقل مثل روانشناسي و جامعه شناسي بزه ديده، قاعدتا باید از عوامل موثر در قانونگذاري به شمار آيد. خوشبختانه در قانون مجازات اسلامي جديد شاهد تمايل قانونگذار در به كارگيري ديدگاههاي نوين هستیم. در اصل اين تلاش ها حاكي از اعتقاد نسبی قانونگذاران به ناكارآمدي اعمال صرف سياست های كيفري سنتي است.
از جمله موارد اصلاحی، تعديل و تبديل به مجازات خفيف تا تسليم كودك خاطي به اشخاص ذيصلاح تربيتي در صورت عدم احراز صلاحيت والدين است. در موضوع اعدام نوجوانان زير 18 سال مرتكب قتل نفس غيرعمد - با توجه به غيرعمدی و اتفاقي بودن، سن كم و ضعف ساختارهاي خانوادگي و تربيتي و قوانين ملي و بين المللي - به عقیده بسیاری از صاحب نظران،حبس آنها تا 18 سالگی و اعدامشان در صورت عدم رضايت اولياي دم، وجه قانوني و فقهي محكمي ندارد. همچنین تقصیرها همه برگردن چنین جوانی - در فقدان محيط تربيتي مناسب و مشكلات فرهنگي، اجتماعي و اقتصادی - نبوده و صاحب منصبان نیز در پدید آمدن چنین شرایطی مسئول هستند. یعنی اگر نگوییم همه تقصیرها، سهم عمده اي از بروز مشکل این جوانان بر عهده مسئولین است و انتظار مي رود آنان براي كاهش آسيب ها و درمان بيماری های كنوني جامعه، چاره انديشي جدي کنند.
خوشبختانه در اصلاحيه قانون جديد، برای این جرم، مجازات جايگزين اعدام تعیین شده است.
یکی دیگر از موارد اصلاحی درباره سنگسار است. حکم سنگسار به رغم آنکه در موارد بسیار معدودی اجرا شده، اما آسیب ها و هزينه هاي فراواني را بر وجهه ديني و انساني جمهوری اسلامی وارد کرده است. این درحالیست که سنگسار منشاء قرآني و روايي محكمي ندارد و در شريعت يهود بکار گرفته می شده است. این حکم متاسفانه در قانون مجازات اسلامي راه پيدا كرد و سبب مشكلات فراوانی شد. تا جایی که يك نوبت توسط امام راحل و بعدها توسط روساي قوه قضاييه به دفعات دستور توقف اجراي آن صادر شد. ولي چون بند قانوني مربوطه وجود داشت احتمال بالقوه تکرار آن سبب نگراني جدي بود. اما در قانون جديد اشاره ای به سنگسار نشده است.
همچنین موضوع كمرنگ شدن مجازات زندان و پيش بيني مجازات هاي جايگزين حبس، از موارد قوت قانون جديد است. این موضوع كه مدت هاست در جهان به ویژه در موردجرائم سیاسی مورد توجه قرار گرفته، درسيره معصومین هم هست.ناگفته نماند که برخي نقدها هنوز بر ابعادی از اين قانون وارد است. به خصوص در موارد جديدی مانند نشر اکاذیب (ماده 287) که این جرم در فهرست تعدادی از جرائم اضافه و برای آن حکم اعدام در نظر گرفته است. البته قید «وسعت اقدام» در مورد نشر اکاذیب که در متن قانون تصریح شده، قابل توجه است. لیکن نظر به احتمال تفسیر و برداشت های سوء هنگام ارایه به دادگاه به خصوص در موارد سیاسی، جای تامل فراوان وجود دارد.
موضوع شهادت و دیه نیز متاسفانه اصلاح نشده است. در حالی که بررسی های صورت گرفته و نظر برخی مراجع بر این است که چون موضوع دیه به نقش اقتصادی بازمی گردد و موقعیت اقتصادی زنان در دوران مختلف تغییر کرده، تغییر موضوع حکم می تواند سبب بازنگری در نحوه صدور احکام دیه شود.
قانون جدید مجازات اسلامی فرصتی برای اصلاح است که در مواردی از آن استفاده شده و در مواردی مانند دیه خیر.
Tuesday, February 28, 2012
یک وجب از پارک پردیسان در دولت اصلاحات واگذار نشد
«پارك پرديسان 270 هكتار مساحت دارد كه در دوره دولت هفتم تقاضاي سند مالكيت براي اين پارك به سازمان محيطزيست ارايه و در دولت هشتم سند مالكيت به اسم دولت جمهوري اسلامي زده شد و اين كار با پيگيريهاي جدي كه انجام داديم ميسر شد.
در پارك پرديسان طی دوره دولت هفتم - كه دشواريهاي اقتصادي فراوانی داشت - موزه تنوع زيستي را راهاندازي كرديم كه يكي از ارزشمندترين موزههاي تنوع زيستي كشور است. در پايان دولت هشتم و درست بعد از يك وقفه چهارساله بزرگترين موزه تاريخ طبيعي خاورميانه را راهاندازي کردیم ... در دولت ششم مركز تحقيقات در پارك احداث شده بود و براساس همان طرح جامع و مصوب، ساختمان اداري سازمان محيطزيست بايد احداث ميشد و ما فقط آن مصوبه را اجرايي كرديم.
در دولت هفتم و هشتم مركز تحقيقات تكميل شد، بخش معاونت تحقيقات سازمان و در كنارش ساختمان اداري، كتابخانه و سالن اجتماعات به آنجا منتقل و سازمان بعد از سي و اندي سال از اجارهنشيني خارج شد. سازمان تا آن زمان هيچ ساختمان مناسبي براي خودش نداشت و اجارهنشين بود. درحاليكه براساس همان طرح جامع، بزرگ ترين آزمايشگاههاي تحقيقاتي محيط زيست هم در آنجا راهاندازي شد ... به تدريج مجموعههاي بسيار ارزشمندي راهاندازي شد كه بخشي از طرح جامع پارك پرديسان است»
مطالب بالا بخشی از مصاحبه با روزنامه شرق است که چندی پیش به دنبال طرح مباحثی در مورد پارک پردیسان و اتهاماتی به عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست طی دولت های هفتم و هشتم ، انجام شد. متن کامل این مصاحبه اینجاست.
Labels:
اصلاحات,
کمیته محیط زیست شورای شهر تهران,
محیط زیست
Monday, February 27, 2012
«پیوندها در «جدایی نادر از سیمین
فیلم جدایی نادر از سیمین به دلیل دستیابی به بهترین جوایز جهانی سینما به ویژه جایزه اسکار بی تردید نقطه عطفی در مسیر هنر و فرهنگ ایرانی است، اما این تنها مزیت آن نیست. جدایی نادر از سیمین مزیت های دیگری هم دارد؛ آن هم در عصر شعارهای بی عمل. سال هاست که از تقدس خانواده و ضرورت تلاش برای تحکیم آن می گوییم. اما همواره شاهد افزایش روند طلاق بوده ایم. کارهای زیادی انجام شده؛ از وام های ازدواج تا عروسی های دست جمعی و ایجاد محدودیت های قانونی بر سر راه طلاق های آسان. اما آیا هرگز توانستیم به زیبایی آنچه در فیلم جدایی نادر از سیمین دیدیم به اهمیت خانواده و روابط انسانی بپردازیم؟ در کدام پیام اینچنین غیرمستقیم و بلکه از مسیر ضد آن، دل مخاطب برای از هم پاشیده شدن خانواده به درد آمده است؟
آنچه از عشق و محبت میان یک پدر و یک پسر و در سخنان بی کلام آنها می گذرد، آنچه از کشش یک زوج به یکدیگر در تلاطم سختی ها و اختلافات احساس می شود، آنچه در رابطه مسئولانه و پر محبت یک پدر با دخترش دیده می شود و احساس ناخوشایندی که در از بین رفتن یک جنین وجود دارد، بهترین شاخص های احساسات انسانی و معنویست. به خصوص که اینها همه در دایره تقبیح یک «دروغ» به تصویر کشیده می شود. تصویری که ثابت می کند «دروغ» بزرگ ترین آفت خانواده و اجتماع و سبب تباهی همه دستاوردهای زندگیست.
ای کاش دست اندرکاران فرهنگی جامعه ما به جای تجزیه و تحلیل های موافق با نظرات و مقتضیات روز خود، به راز موفقیت این فیلم بیاندیشند: جدایی نادر از سیمین فیلمی در «تحسین روابط و احساسات پاک خانوادگی و انسانی» و در «تقبیح دروغ و مصلحت اندیشی» است. همین فرمول که خالصانه و البته با بهره مندی از فنون هنری و سینمایی به کار گرفته شده، آن را به حق تا کسب جایزه اسکار بالا برد. چرا که این فرمول فرهنگی و متناسب با فطرت انسانی و زبان مشترک همه جوامع است.
اصغر فرهادی بی شک استاد تعلیق است. تعلیق در آثار دیگرش مثل «چهارشنبه سوری» و «درباره الی» هم استادانه به کار گرفته شده است. اما در جدایی نادر از سیمین به اوج رسیده و مخاطب را در طوفانی از راستی و ناراستی، دارایی و نداری، با وجدانی و بی مسئولیتی، واقعیت و دروغ، عشق و نفرت، ترحم و سنگدلی آنقدر معلق نگه می دارد که همه وجودش در عطش رسیدن به «حقیقت» بیتاب شود. آنگاه در می یابد که اگر پای یک «دروغ» در میان نبود، انسان ها در ورطه های هولناک بدی، سختی و رنج در نمی غلتیدند.
فرهادی همچنین تمرکز به جا و زیبایی بر عواطف و روابط انسانی دارد. او از این روابط و نیز هنر تعلیق چنان بهره می برد که برای صعود آثارش نیازمند بکارگیری دو عنصر رایج «خشونت» و «سکس» بمنظور نشاندن مخاطب بر صندلی های سینما نیست.علاوه بر اینها، فیلم جدایی نادر از سیمین ویژگی مهم دیگری نیز دارد؛ این فیلم در میان همه اختلاف ها، تقابل ها و تفاوت دیدگاهها در درون جامعه ما و نیز میان ما و سایر جوامع، عنصر وحدت آفرین، نقطه مشترک و سبب پیوند ایران با جامعه جهانی شده است. جدایی نادر از سیمین، جشنواره فجر را با جوایزی که از آن خود کرد به جشنواره های منطقه ای و بین المللی پیوند زد و تا اسکار به پیش رفت. پیوندی که در سخنان اصغر فرهادی هنگام دریافت تندیس اسکار به خوبی بیان شد و نشان داد برای معرفی توان و قدرت یک ملت راههای بسیاری وجود دارد.
این افتخار و موفقیت را به آقای اصغر فرهادی و همکارانش در این فیلم، به جامعه سینمایی کشور و همه ایرانیان سرفراز تبریک می گویم.
Monday, February 20, 2012
همت فراجناحی
در فضاي سياسي و اجتماعي كه جبهه قدرت سعي می کند به هر نحوي رقيب را از صحنه دور سازد تا بتواند امور را بدون دغدغه به دست گيرد و در شرايطي كه ساختارهاي اخلاقي براي حفظ حرمت افراد و ممانعت از تهمت و تخريب، ناكارآمد می شود، نگاههاي متفاوت و منتقد مجالی نمی یابند. حذف يا كمرنگ شدن حضور زنان در عرصه قدرت مانند تلاش براي حذف منتقدان و اصلاح طلبان نتيجه انحصار طلبي مردان قدرت و كاهش فضاي مشاركت و همدلي و نشاط در عرصه سياسي بوده و شايد درگذشت خانم مريم بهروزي - بانوي فداكار و مبارز كه عمري در خدمت به كشور و انقلاب و تلاش براي بهبود وضعيت زنان سپري كرد - فرصتي برای مرور مناسبات قدرت ميان زنان و مردان و اصلاح طلبان و اصول گرايان باشد.
خانم بهروزي معتقد بود در عرصه حقوق زنان و تحقق شاخص هاي اسلامي و آرمان هاي انقلاب هنوز راه زيادي داريم. با خانم بهروزي اولين بار در سال 1374 در خلال سفر كاري به هند به مناسبت ولادت حضرت زهرا(س) آشنا شدم. آنجا در قبال پرسش ها و سؤالات كنجكاوانه بانوان هندي، خانم بهروزی سعی داشت نگاه شرعي و در حين حال مترقيانه اي را از جايگاه و حقوق زنان در اسلام ارائه دهد.
بعدها چند نوبتی در آستانه انتخابات مختلف، به عنوان نمايندگان زنان اصولگرا و اصلاح طلب با هم مناظره راديويي داشتیم. در خلال آن مناظرات مشخص مي شد که ما اشتراكات فراواني در عرصه حقوق زنان و باورهاي ديني و انقلابي داريم و البته تفاوت ديدگاههاي غير قابل انكاري نیز وجود داشت.
خانم بهروزي كه برای پیروزی انقلاب اسلامی تلاش فراواني کرد و از باسابقه ترين زنان سياسي به شمار می رفت، نه تنها از گفتن مشكلات و نقد شرايط، بلكه از همنشيني با منتقدين و اصلاح طلبان - در شرايطي كه فضاي تخريب، اتهام و بي اخلاقي علیه آنان بيداد مي كرد – ابایی نداشت و بناي همدلي و همكاري با همه نيروهاي معتقد به انقلاب و قانون اساسي را می گذاشت.
او طی دوره ای که نمايندگي مردم در مجلس را بر عهده داشت و نیز پس از آن، براي اصلاح قوانين مرتبط با زنان و خانواده پيشقدم بود. شايد بعد از مجلس ششم كه بيشترين دستاوردها را در اين زمينه ها داشت، می بایست خانم بهروزي و همكارانش را در زمره تلاشگران موفق در اصلاح قوانين و نگرش ها نسبت به زنان در چارچوب شرع مقدس دانست.
در سال 85 وقتی در مراسم افطاری ماه مبارك رمضان، جمعي از بانوان اصلاح طلب پيشنهاد تشكيل ائتلاف اسلامي زنان را با دو هدف «همگرايي براي پيشبرد اهداف مشترك زنان و بهبود وضعيت آنان» و «همدلي براي استفاده از تدابير زنان در مسیر همكاري همه طيف ها براي آينده كشور» مطرح کردند، خانم بهروزی با خوشرویی از آن استقبال كرد. این پیشنهاد مورد استقبال همه گروههاي اصلاح طلب و نیز اصولگراي معتدل و ميانه رو قرار گرفته و البته با مخالفت برخي گروههاي تندرو و حامي دولت مواجه شد.
ائتلاف اسلامي زنان طي اين سال ها با وجود دشواري ها و محدوديت ها، جلسات متعددي برگزار کرد. این ائتلاف با اعلام مواضع، تلاش هايی جدي برای ممانعت از تصويب بندهایي از قانون حمايت خانواده كه چند همسري را ترويج مي كرد، انجام داد و جلساتي نیز با مراجع قم و شخصيت هاي سياسي برگزار کرد.
مرحوم خانم بهروزي در سال های اخیر به خاطر تشكيل جلسات ائتلاف و همنشینی با اصلاح طلبان مورد آماج حملات برخي هم طيفان افراطي خود قرار گرفت. او و بسياري از اصولگرايان معتدل در شرايطي كه تهمت و تخریب بر فضای کشور غلبه کرده و گروههاي سياسي رقيب (متعلق به اكثريت مردانه) نمی توانستند هيچگونه ارتباطي برقرار كنند، طي نشست هاي ائتلاف اسلامی زنان، صبورانه به درد دل ها و انتقادات مطروحه از طرف مقابل گوش دادند. ایشان حتی پس از انتخابات به دليل برگزاري جلسه ائتلاف با آقاي مهندس باهنر و طرح برخي جفاهايي كه به خانم هاي اصلاح طلب رفته بود، از فشارها و تهمت ها بی نصیب نماندند. در اين شرايط دشوار خانم مريم بهروزي شجاعانه ضمن پايبندي جدي به اصول و ارزش هاي اصيل انقلاب، به اصل انتقاد پذيري و حفظ حقوق و حرمت منتقدان اعتقاد داشت که خود الگويي از سياست ورزي اخلاقي در فضاي رواج بي اخلاقي ها بود. همین شجاعت و نقش راهبردي او توانست با وجود مخالفت ها و يكسونگري ها، راه ارتباط و مفاهمه با اصلاح طلبان و منتقدان را باز نگهدارد و مدلی براي سياست ورزي سالم، كاهش شكاف ها و فاصله ها و نیز ائتلاف نيروها پايه گذاري كند.
ضايعه درگذشت اين بانوي بزرگوار را به مردم شريف به ويژه بانوان ايراني تسليت مي گويم.
این مطلب امروز در روزنامه اعتماد منتشر شده است.
Sunday, February 19, 2012
اعلامیه ائتلاف اسلامی زنان برای درگذشت مرحوم مریم بهروزی
انا لله و انا الیه راجعون
خبر درگذشت بانوی فداکار و مبارز خانم مریم بهروزی، اگر چه به دنبال بیماری طولانی ایشان بود، ولی ناباورانه از راه رسید.
مریم بهروزی علاوه بر سالیان متمادی مبارزه برای پیروزی انقلاب اسلامی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی، در جایگاه نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، تلاش های خستگی ناپذیری را برای بهبود وضعیت زنان از طریق اصلاح قوانین و سیاست ها دنبال کرد. ایشان به ویژه در سال های اخیر به عنوان یک بانوی شاخص اصولگرا برای اصلاح نگرش ها و رفع تبعیض های ناروا نسبت به زنان و پیشبرد وضعیت زنان با همراه کردن بانوانی دیگر از این طیف، در کنار بانوان اصلاح طلب نسبت به تشکیل «ائتلاف اسلامی زنان» مبادرت ورزید. این اقدام ضمن گسترش همفکری، تعمیق همدلی و ایجاد مدلی در جهت تفاهم بین تفکرات مختلف و جناح های سیاسی که با محوریت موضوع زنان انجام گرفت، الگویی برای سیاست ورزی سالم مبتنی بر مردمسالاری دینی و مدیریت در جهت منافع عامه مردم و جامعه زنان محسوب می شود.
مرحوم مریم بهروزی با پای بندی به اصول دینی و شرعی و تکیه بر اجتهاد مستمر، فقه پویا، نگرش نظام مند به مسائل زنان و خردورزی، با وجود کج فهمی ها، تنگ نظری ها و تحجرگرایی های فراوان در عرصه مسایل زنان، همواره برای گسترش جایگاه والای اسلامی زنان و تثبیت نگاهی پیشرو و مترقیانه، صبورانه تلاش های فراوانی به خرج داد.
متاسفانه جامعه سیاسی کشور و نیز جامعه زنان، انسان شریفی را از دست داد که می توانست علاوه بر کم کردن مشکلات زنان و خانواده ها، همدلی را در جامعه افزونی بخشد و به کاهش شکاف ها و فاصله ها و ائتلاف نیروها کمک کند.
با آرزوی علو درجات برای ایشان، «ائتلاف اسلامی زنان» این ضایعه را به همه دوستداران انقلاب اسلامی و بانوان شریف ایران تسلیت می گوید.
ائتلاف اسلامی زنان
سی ام بهمن ماه 1390
Friday, February 10, 2012
محمد (ص)؛ مردمک چشم بشریت
پیامبران هیچیک مظهر خشم و غضب الهی نبودند. در زندگی یا کلام هر یک که جستجو کنیم، محبت و رحمت غلبه دارد. در مورد حضرت محمد(ص) پیامبر بزرگوار اسلام نیز به صراحت در قرآن کریم آمده است:
لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا - قطعا براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نيكوست براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مىكند/ آیه 21 سوره احزاب.
وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ - و راستى كه تو را خويى والاست/ آیه 4 سوره قلم.
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ - و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم/ آیه 107 سوره انبیا.
درباره پیامبر اسلام و اینکه رفتار و خلق و خوی او نمونه و الگویی تمام عیار برای مسلمین است، مطالب فراوانی آمده است. ولی یکی از زیباترین کتاب ها در این مورد به قلم آن ماری شیمل، استاد و پژوهشگر اسلام شناس آلمانی است.
شیمل در بخشی از کتابش می نویسد: زیبایی ظاهری پیامبر آینه جمال باطنی او بود، زیرا خداوند او را به خلق و خو و فطرت کامل آفریده بود. شاید خوانندگان مغرب زمین که با سنتی آمیخته به نفرتی چندین قرنی نسبت به پیامبر پرورش یافته اند انگشت تحیر گزند اگر دریابند در همه خبرها و گزارش ها بر خصلتی که در وجود محمد به طور اخص تاکید رفته فروتنی و مهربانی اوست. همه اخبار از رفتار پر مهر و عطوفت و در عین حال پر وقار محمد سخن می گوید.
خانم شمیل همچنین می گوید: پیامبر در جنگ و صلح، در سفر و حضر، در عالم دین و نیز در هر مرحله ای از کار و فعالیت نمونه کامل عیار کمال معنویت است.
شیمل در جایی تعبیر «مردمک چشم بشریت» را برای پیامبر به کار برده است.
صرف نظر از تعبیرات خانم شیمل، نکته مهم اینست که تاکیدات قرآن کریم بر مهربانی و گذشت محمد (ص) نه فقط برای دوستان و مریدانش، بلکه برای کسانی هم بود که با او سر خصومت داشتند. پیامبر با اینان نیز رفتاری با وقار و توام با کرامت نفس داشت. مانند آن یهودی که هر روز در راه بر سر حضرت خاکستر می ریخت، وقتی چند روزی نیامد پیامبر سراغش را گرفت و وقتی متوجه شد بیمار است به عیادتش رفت.
مفهوم رحمت للعالمین اینست، ولی آیا ما پیروان پیامبر چنین ظرفیتی را در حدی بسیار کمتر و محدود تر در مواجهه با مخالفین، منتقدین و معترضین می توانیم نشان دهیم؟
Subscribe to:
Posts (Atom)



