Showing posts with label صلح. Show all posts
Showing posts with label صلح. Show all posts

Thursday, October 3, 2013

امیدواری برای صلح؛ معصومه ابتکار: گاردین

«معصومه ابتکار» معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ایران با انتشار یادداشتی در روزنامه انگلیسی «گاردین» بار دیگر بر صداقت ایران در صلح‌طلبی تاکید کرد و ابراز امیدواری کرد که آمریکا نیز در رویکردهای خود صادق باشد. 
وی در این یادداشت نوشته است:
نیم قرن گذشته عرصه پیشرفت‌های بی‌سابقه بشری بوده است. به همین میزان، این دوره شاهد آغاز جنگ‌ها و درگیری‌هایی بوده که جان میلیون‌ها نفر را گرفته و مصیبت‌های بی‌پایانی را موجب شده است. در این دوره، دستیابی به صلح در بخش‌هایی از دنیا مثل خاورمیانه و آفریقا بیش از همیشه به یک توهم تبدیل شده است.
در سه دهه گذشته ما در قلب سرزمین‌های اسلامی شاهد بیش از 10 جنگ بزرگ و درگیری بوده‌ایم که منطقه را ویران کرده است. در حالی که منشا هریک از این درگیری‌ها مولفه‌های داخلی و خارجی مختلفی بوده، در دل همه آن‌ها درس‌هایی هست که رهبران جهانی باید با توجه به آن‌ها و اقدام بر اساس این تجربیات، به این جنگ‌ها و قتل‌عام‌ها پایان دهند.
این جوامع در سیر پیشرفت خود با حمایت جامعه بین‌الملل به تلاش‌هایی بلندمدت نیاز دارند تا بتوانند جراحت‌های عمیق خود را درمان، ساختار گسسته خود را مرمت، شهرهایشان را بازسازی، نواحی زراعی خود را بازیابی و محیط بشری و طبیعی آسیب‌دیده خود را احیا کنند.
در هر جنگی تلفات انسانی موجب بی‌توجهی به آسیب‌های زیست‌محیطی ناشی از آن شده و این آسیب‌ها به ندرت مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌گیرند. آسیب‌هایی ماندگار که منابع طبیعی را نابود می‌کنند، خسارات اقتصادی و زیست‌محیطی عظیمی به بار می‌آورند و در مواردی اثر آن‌ها تا چندین نسل باقی می‌ماند. مورادی هم وجود داشته است که با هدف تضعیف «دشمن» به منابع طبیعی و آبی ضربه زده شده است. جنگ‌افزارهای غیرمتعارفی نیز به کار گرفته شده که موجب آلودگی شدید آب و خاک شده است. حمله «صدام حسین» به غیرنظامیان ایرانی با گاز خردل، یکی از این موارد است که اثرات آن هنوز بعد از 25 سال همچنان پابرجاست.
اثرات استفاده از مهمات اورانیوم ضعیف‌شده در حمله به عراق توسط نیروهای ائتلاف هم، تا قرن‌ها در این کشور بر جای می‌ماند.
همه این موارد، بیانگر اهمیت برقراری صلح به عنوان لازمه پیشرفت و رشد تمام ملت‌ها است. سابقه دراز مداخلات و اشغالگری‌های خارجی، ساختارهای ضعیف حکومت ناشی از عدم وجود شفافیت و پاسخگویی، منازعات و درگیری‌های مدنی، همه و همه دلایل بروز تنش و جنگ در این منطقه هستند. تاریخ پیچیده استعمارگری و عقیم‌سازی غرب در قرون نوزده و بیستم میلادی، آتش تنفر واقعی را شعله‌ور کرد. یکی از نتایج این روند، شاخه‌ انحرافی و خشن «تکفیری‌ها» است که اعمال امروز آن‌ها در تناقضی آشکار با روح آموزه‌های اولیه اسلام است. هرچند که اسلام از مقاومت در برابر تجاوز حمایت می‌کند و به مظلومین اجازه می‌دهد از شأن فردی و جمعی خود و ارزش‌های انسانی دفاع کنند، اما در قرآن اشارات متعددی هم به رأفت، معیارهای معنوی، ارزش‌های اخلاقی و دوری از افراط‌گری شده است. به عقیده من، جنگ و افراطی‌گری دو تهدید عمده برای توسعه پایدار در جهان امروز هستند.
با در نظر گرفتن این شرایط، هر تلاشی که در جهت تقویت روابط میان ملل، حل درگیری‌ها و با هدف جلوگیری از ایجاد تنش‌های بیشتر انجام گیرد، اقدامی در راستای پیشرفت بشریت است. بن‌بست سیاسی که غرب در مواجهه با برنامه انرژی هسته‌ای ایران با آن روبروست و همچنین فاجعه انسانی و بحران سوریه دو چالشی است که باید فورا برای آن‌ها چاره‌ای اندیشید. هم استفاده از قوای نظامی و هم حتی تهدید به استفاده از قوای نظامی هر دو بر خلاف منشور سازمان ملل هستند.
شصت و هشتمین نشست سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل فرصتی بی‌نظیر فراهم آورد تا سران ایران و کشورهای غربی با ورود به مذاکراتی سازنده، به حل مسائلی بپردازند که ناشی از سال‌ها عدم ارتباط و حتی بیشتر از آن سابقه دراز مداخله آمریکا در ایران بوده است. این سران با اختیار برای انجام مذاکره به آنجا آمدند و با اولین تماس تلفنی میان روسای‌جمهوری آمریکا و ایران از سال 1357 به بعد، تمایل خود به این امر را نیز به نمایش گذاشتند. هرچند که این تماس ناچیز به نظر می‌رسد، اما از اهمیت سیاسی عظیمی برخوردار است. پیشتر هم وزرای خارجه دو کشور رو در روی هم نشستند و فضایی مثبت را برای مذاکره و یافتن راه‌حلی برای بحران‌های منطقه ایجاد کردند. این تحولات با وجود فشار تندروهایی که به جای نگاه به آینده، همواره به گذشته نگاه می‌کنند، در هر دو طرف با موفقیت پیش رفت.
رئیس‌جمهور روحانی که ندای تغییر و اعتدال در ایران سر داد، در یک روند رأی‌گیری رقابتی و دموکراتیک، انتخاب شد. او حالا از جانب افکار عمومی از جمله نخبگان و منتقدانی که در هشت سال گذشته و به سبب سیاست‌های غیرمنطقی و غیرسازنده رئیس‌جمهور قبلی به حاشیه رانده شده‌اند، اختیاری قدرتمند دارد. رئیس‌جمهور جدید با اختیار نامحدود به سازمان ملل آمد تا مناقشه هسته‌ای با غرب را حل و فصل کند. رئیس‌جمهور روحانی در سخنرانی خود در سازمان ملل جنبشی جهانی موسوم به «WAVE» به معنی «جهان علیه خشونت و افراطی‌گری» ارائه کرد. وی بعد از آنکه «جواد ظریف» وزیر خارجه مباحث دیپلماتیک قدرتمندی از جانب ایران ارائه کرد، به خوبی در این راستا عمل کرد.
پس از آنکه رهبر معظم از این تلاش‌ها با تعبیر «نرمش قهرمانانه» یاد کردند، مشخص شد که در داخل نیز تلاش جمعی‌ای برای فائق آمدن بر تنش‌ها وجود دارد. انتخاب رئیس‌جمهور روحانی، خوش‌بینی‌ای را برای حل تنش‌های سیاسی در داخل کشور به وجود آورد. روندی تدریجی از آزادی زندانیان سیاسی که بعد از انتخابات سال 88 بازداشت شده بودند نیز آغاز شد. همه این موارد نشان‌دهنده تلاش‌های یکپارچه و واقعی ایران برای تغییر فضای سیاسی و در عین حال پافشاری بر اصول و مبانی انقلاب اسلامی و البته حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم با مقاصد صلح‌آمیز است.
رئیس‌جمهور اوباما هم اعلام کرده است که ایالات متحده به دنبال تغییر نظام در ایران نیست و دو کشور بعد از حل مناقشه هسته‌ای می‌توانند روابطی متفاوت و گسترده‌تر داشته باشند. در حالی که به نظر می‌رسد آمریکا برای جبران آماده است، برخی ناظران این سوال را مطرح می‌کنند که آیا همه اجزا حکومت آمریکا در همین جهت حرکت می‌کنند و اینکه آیا در آینده نزدیک گام‌هایی عملی را از جانب آمریکا شاهد خواهیم بود که نتیجه دیدار اخیر به تحقق بپیوندد؟
در سال 1998 رئیس‌جمهور خاتمی مبحث نو «گفت‌وگوی تمدن‌ها» را در سازمان ملل مطرح کرد، اما در داخل با فشار شدید مواجه شد و همزمان رئیس‌جمهور آمریکا هم ایران را جزو «محور شرارت» قرار داد و بدینسان این ابتکار عالی هم در داخل و هم در خارج از کشور بی‌اثر شد. با گذشت 15 سال و از دست رفتن جان میلیون‌ها نفر در جنگ‌های جهان، احتمالا همه ما درس گرفته‌ایم و رهبران جهانی نیز بیش از گذشته برای نه گفتن به نظامی‌گری، تروریسم، ذخایر تسلیحات هسته‌ای و افراطی‌گری، آماده هستند.

من به عنوان یک فعال زیست‌محیطی و سیاسی که در رخدادهای اولین روزهای انقلاب ایران هم حضور داشتم، خالصانه معتقدم که جهان امروز به ائتلافی علیه جنگ و خشونت نیازمند است. باید به خاطر صلح به‌ پا خیزیم. ما باید در حفاظت از محیط طبیعی ارزشمند خود سهیم باشیم. گذشته را باید به گذشتگان سپرد. افق وسیعی وجود دارد که انتظار روزی را می‌کشد تا بشریت چشمان خود را به روی آن باز کند.

Saturday, September 21, 2013

«درخت صلح» یا «پویش مادران مسلمان برای صلح»؛ کدام؟

بیست سال است که در روز جهانی صلح راس ساعت 12 ظهر درخت صلح به وقت محلی کاشته می شود. اولین درختان در اقیانوسیه کاشته می‌شود و با دنبال کردن حرکت خورشید درختان در آسیا، اروپا و آفریقا نیز کاشته شده و نهایت این زنجیره به قاره آمریکا خواهد رسید و در حالی که زمین یک دور حول محور خود می چرخد، صدها هزار درخت خانه‌های جدید خود را خواهند یافت.

امسال یکی از دوستان فعال در بحث صلح و محیط زیست موضوع را یادآوری کرد و سبب شد که در ایران هم این حرکت صورت گیرد. نتیجه اینکه یک درخت روبه روی ساختمان سازمان در پارک پردیسان و در کنار بلواری که امروز نام صلح گرفت کاشته شد تا به یاد داشته باشیم که اگر نتوانیم صلح را تعمیم دهیم به آرامش و امنیت در دنیا دست نخواهیم یافت و محیط زیست از اولین قربانیان جنگ خواهد بود.
در واقع بدون صلح نمی توان به محیط زیست، آموزش و ارتقای کیفیت زندگی انسان دل بست.
همزمان پیام آقای بان کی مون هم در محل توسط نماینده سازمان ملل قرائت شد.
امروز از فرصت روز جهانی صلح همچنین به منظور اعلام موجودیت «پویش مادران مسلمان برای صلح» استفاده کردیم. 

این ایده از حدود سه ماه پیش مطرح و دنبال شد تا شاید با بهره گیری از توانمندی های زنان در جهت کاهش درگیری ها و مناقشات در جوامع مسلمان بتوان آتش جنگ های کنونی را سرد کرد. این پویش جنبه ای غیردولتی و با نقش آفرینی بانوان دواطلب از جوامع مختلف اسلامی دارد و قرار بود 24 شهریور موجودیت آن اعلام شود. ولی حکم انتصابم در 19 شهریور کار را عقب انداخت... امروز آخرین فرصت بود. بنابراین پس از کاشت درخت در سالن همایش حاضر شدیم تا پویش را به نمایندگان رسانه ها معرفی کنیم. اما ظاهرا خبرنگاران محترم با توجه به متن دعوتنامه تصور می کردند که مصاحبه در ارتباط با مباحث محیط زیست است و این موضوع سبب دلخوری هایی شد.
بنابراین عذر خواستم و قول دادم که در اولین فرصت مصاحبه مورد نظر آنها برگزار شود و تاکید کردم که در دنیای امروز جنگ، خشونت درگیری های مسلحانه و مناقشات فرقه ای به خصوص در منطقه ما امنیت و آرامش را نابود و امکان توسعه پایدار را سلب کرده است. گستردگی فاجعه به حدی است که علاوه بر آسیب های جدی به بنیان های اجتماعی، در برخی جوامع ساختارهای خانوادگی و قومی نیز متلاشی شده است. کثرت کودکان بی سرپرست و زنان سرپرست خانوار آواره ضرورت بانگ بیدار باش را در مقابله با خشونت ها تداعی می کند و هیچ وجدان بیداری نمی تواند در مقابل این وضع بی تفاوت باشد. به خصوص که بسیاری از این وقایع با سوءاستفاده از تعابیر دینی  و سپر کردن اعتقادات مردم صورت گرفته است.

خانم فاطمه اشرفی مدیرعامل انجمن حامی زنان و کودکان پناهنده هم آمارهای نگرانی کننده ای را از شرایط موجود را ارایه کرد.
کاشت درخت صلح خوب است ولی باید کاری عملی تر هم انجام داد و ایجاد پویش مادران مسلمان برای صلح تلاشی برای گامی عملی در این زمینه بوده است. اگر بخواهید در این باره بیشتر بدانید نظر شما را به سایت پویش با نشانیpeacemothers.com جلب می کنم. همچنین به اولین بیانیه پویش که به سه زبان عربی و انگلیسی و فارسی در سایت سه زبانه مذکور موجود است.
خانم ها حورا صدر (دختر امام موسی صدر)، اعظم طالقانی، منیر گرجی، فاطمه اشرفی، امیره برغل، آمنه القرا، انجمن قضات زن افغان و ... حامیان اصلی این حرکت هستند که در سایت معرفی شده اند و البته به تعدادشان اضافه خواهد شد.
فکر نمی کنید دنیا و به خصوص منطقه نیازمند نگاه مادرانه و انسانی زنان است تا شرایط بهتری حاصل شود؟

به راستی چه باید کرد؟ و زنان باید چه کنند تا شرایط بهتری ایجاد شود؟

Thursday, April 5, 2012

باغ موزه دفاع مقدس پیش قراول صلح باشد

برای طراحی و ساخت باغ موزه ملی دفاع مقدس انصافا که زحمت زیادی کشیده شده است. روز سه شنبه، اولین روز کاری شورای شهر را همراه شهردار تهران با بازدید از این موزه شروع کردیم. تلاش فراوانی شده تا در این باغ موزه از نمادها و اِلِمان های هنری و نیز فناوری های نوین برای بیان مفاهیم دفاع 8 ساله ایران استفاده شود.
در عین حال نکاتی به نظرم رسید که آنجا هم گفتم؛ ما مردم صلح دوست و صلح طلبی هستیم، اما در عین حال از روحیه دفاع و شجاعت برخورداریم. امکاناتی مثل این باغ موزه، هویت ملی و دینی ما را با بهره مندی از نمادهای هنری، طراحی های روز و فناوری های جدید زنده نگه می دارد و می تواند ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کند. به هر حال یکی از مباحث مهم برای هر موزه ای، برقراری ارتباط با مخاطب است و باید به طور دائم امکان این ارتباط را روزآمد کرد.
نکات دیگری هم جای طرح دارد. یکی اینکه از عوارض جنگ، تخریب محیط زیست است. باید به این موضوع پرداخته شود.
نکته بعدی اینکه زنان در دوران دفاع مقدس، نقش آفرینی های بسزایی داشته اند که هر چند در این باغ موزه به آن پرداخته شده، اما کافی نیست.
علاوه بر همه اینها، فکر می کنم باغ موزه دفاع مقدس باید پیش قراول صلح باشد؛ ما هیچگاه جنگ طلب نبوده ایم، بلکه در مقابل تعرضی که به ایران شد، یک دفاع اخلاقی و عاطفی از خاک کشورمان انجام دادیم. باید تلاش کرد صلح طلبی ایرانی به جهان معرفی شود.

Friday, November 11, 2011

سید محمد خاتمی: بخشندگی طبیعت حاصل رابطه صلح آمیزش با انسان است

به مناسبت دهمین سالگرد اعلام 6 نوامبربه عنوان روز جهانی مقابله با آثار جنگ و درگیری های مسلحانه بر محیط زیست ، مرکز صلح و محیط زیست در 18 آبان ماه همایشی را در تهران برگزار کرد.   آقای خاتمی به این مناسبت پیامی دادند:




متن پیام آقای سید محمد خاتمی رییس جمهور پیشین اسلامی ایران
به همایش روز جهانی مقابله با آثار جنگ بر محیط زیست – آبان 1390

بسم الله الرحمن الرحیم - همان گونه که پویایی و آفرینندگی و زیبایی زندگی آدمی بسته به رابطه صلح آمیز انسان با انسان است، طراوت و بخشندگی طبیعت نیز در گرو رابطه صلح آمیز انسان با طبیعت قرار دارد. چنانکه این هر دو (انسان و طبیعت) از جنگ و آثار شوم آن آسیب و زیان می بینند. جنگ و درگیری های خونین نه تنها زندگی انسان ها را در آتش قهر خود می سوزاند، که طبیعت پاک و گستره دراز دامن محیط زیست را هم آلوده می کند و به مخاطره می اندازد.
نیازی نیست در زشتی ستیز و جنگ و آثار مخرب آن، سخن را به درازا کشاند؛ که کوهها و دشت ها و دریاها و شهرها و روستاهای فراوانی در زیباترین مناطق جهان به دنبال جنگ های ویرانگر و در موقعیت های منازعه آمیز منطقه ای و جهانی به نابودی کشانده شده اند و نیز صدها میلیون کشته و زخمی از جنگ ها به جا مانده اند. این همه گواه روشن و حجت موجهی است بر پلیدی جنگ.
متاسفانه در دوران معاصر، خاورمیانه و غرب آسیا بیشترین سهم را در تعداد و ابعاد جنگ ها و درگیری های مسلحانه داشته اند. هنوز فلسطین از اشغال نظامی و سیاسی رنج می برد و آثار شوم جنگ های پیشین، از مین گذاری ها تا استفاده از سلاح های شیمیایی و خسارت هایی که به حیات انسانی و محیط زیست در ایران، عراق ، افعانستان ، کویت و ... وارد آمده و می آید، قابل مشاهده است. همچنانکه خاورمیانه غربی و شمال آفریقا با تهدیدهای جدی در این زمینه روبرو هستند.
خوشبختانه در کشور ما مطالعات جدی در این عرصه صورت گرفته است که امید می رود بازتاب خود را در زمینه های حقوقی و اجرایی پیدا کند. پژوهش ها نشان می دهد که محو مین های مرزی نیاز به حرکت ملی (و حتی بین المللی) برای پاکسازی دارد و برای پیگیری این مهم باید محیط زیست و حفظ طبیعت در عرصه نظر و عمل مورد توجه جدی قرار می گیرد. سازمان ملل متحد نیز اقدام های مناسبی در روند مطالعه و انتشار گزارش ها نسبت به آثار جنگ بر طبیعت کشورهای مختلف داشته که لازم است مورد استفاده و اهتمام صاحب نظران و علاقمندان قرار گیرد. آنچه دراین چشم انداز می تواند و باید مهم قلمداد شود ایفای نقش تشکل ها و نهادهای مدنی و اندیشمندان و صاحب نظران است که به رغم امکانات اندک دارای تاثیرهای فراوان ملی، منطقه ای و بین المللی است.
تلاش های مرکز صلح و محیط زیست ... را در این زمینه ارج می گذاریم و امید داریم استمرار این مهم و گسترش دامنه آن بتواند آثار مخرب جنگ را بر محیط زیست و جامعه انسانی کاهش دهد و اهتمام به صلح مبتنی بر عدالت را افزون سازد.
                                                                                                       سید محمد خاتمی
                                                                                                آبان ماه یکهزار و سیصد و نود 

Tuesday, September 27, 2011

بهشت وانگاری ماتای

سال 2004 در اجلاس زنان رهبر محیط زیست دنیا در کنیا بودیم که خبر اعطای جایزه صلح نوبل به خانم وانگاری ماتای رسید.
وانگاری در میان جمع بود. او پس از سال ها تلاش و فداکاری برای صلح و محیط زیست به عنوان اولین زن افریقایی دریافت کننده جایزه صلح نوبل مطرح می شد و حقش هم بود. خانم ماتای با ایجاد جنبش کمربند سبز از سال 1977 ميلادي و كاشت درخت و توسعه مناطق جنگلي ضمن جلوگيري از تخريب محيط زيست، توانسته بود به بهبود شرايط اجتماعي فقرا به خصوص روستائيان كنيايي كمك شایان توجهی كند. وانگاری در مقابل اقدامات ضد محیط زیست دولت ها در کشورش ایستادگی می کرد و به طور مثال در جریان اعتراض به برج سازی در داخل یک پارک مورد اهانت و ضرب و جرح قرار گرفته بود. نهضتی که او بر پا کرد تحولات عظیمی را در افریقا به وجود آورد و فعالیت های او سبب شد برای اولین بار جایزه صلح نوبل به یک فعال زیست محیطی داده شود. بعدها در سال 2008 نیز در یکی از همین درگیری ها دچار صدمه و آسیب شد.  


خبر اعطای جایزه صلح نوبل به وانگاری، شور خاصی به فضای اجلاس بخشید. هر کسی به نحوی به او تبریک می گفت و از تلاش هایش تقدیر می کرد. من هم این تبریک را با هدیه یک بج که تصویر قله دماوند بر روی آن بود و سنجاق آن به لباسش تبریک گفتم.
البته وانگاری ماتای را از قبل می شناختم و این اولین اجلاسی نبود که با هم در آن شرکت می کردیم. او به واقع زحمات زیادی کشیده بود و شایستگی دریافت چنین جایزه ای را داشت.

دیشب که خبر درگذشتش را شنیدم اول از همه به یاد حرف هایی که در آخرین دیدارمان درباره بهشت می زد، افتادم. می گفت:  نشانه هایی که خداوند از بهشت به عنوان پاداش انسان های خوب می دهد درخت و رود و طبیعت بکر است. چگونه است که ما نمادهای بهشتی زمین را نابود می کنیم، ولی انتظار داریم به بهشت خداوندی دست یابیم؟

وانگاری ماتای پس از سال ها تلاش و فداکاری برای صلح و محیط زیست در سن 71 سالگی به سوی همان بهشتی که دوست می داشت، رفت. 71 سال برای زنی که خستگی را نمی شناخت و لحظه ای آرام نداشت سن زیادی نیست. اما گویی بهشت موعودش بیش از این طاقت انتظار نداشت. 

Thursday, September 22, 2011

گفت‌وگوي تمدن‌ها؛ يك دهه بعد

21 سپتامبر 1998 رییس جمهور وقت ایران، سید محمد خاتمی طی سخنانی در مجمع عمومی سالانه سازمان ملل پیشنهاد گفت و گوی تمدن ها را مطرح کرد. این پیشنهاد به صدور قطعنامه ای از سوی سازمان ملل و تعیین سال 2001 به عنوان «سال گفت و گوی تمدن ها» منجر شد. به موازات این روند البته دنیا شاهد وقایعی چون 11 سپتامبر 2001 در منهتن نیویورک و حمله به اصطلاح پیشگیرانه به افغانستان و عراق بود.

به خاطر دارم در اجلاس جهانی تغییرات آب و هوا که مدتی پس از اشغال افغانستان تشکیل شد، نمایندگان بسیاری کشورها از جمله اروپایی ها که پیش از آن از سیاست های آمریکا و ناتو حمایت می کردند، تغییر موضع داده بودند و البته به ویژه در مقابل سیاست ضد محیط زیست بوش در خصوص اجرای پروتکل کیوتو به دنبال ایده ای برای تقویت چند جانبه گرایی بودند. در این فضا ایده آقای خاتمی بیش از پیش مورد تاکید قرار می گرفت.
در واقع اصل چند جانبه گرایی برای مقابله با زورگویی بعضی دولت ها تا مدت ها در مجامع جهانی مد نظر بود. در این روند، ایده گفت و گوی تمدن ها در مقابل سیاست های نومحافظه کاران که خطرات یک جانبه گرایی را آشکار می ساخت، قرار گرفته و اهمیت آن را بیشتر جلوه گر می کرد.
جهان اسلام و به خصوص کشورهای منطقه خاورمیانه در آن سال ها متهم ردیف اول حادثه حمله به برج های دو قلو بودند دولت جنگ طلب جرج بوش نیز به دنبال بهانه برای گسترش حملات علیه جهان اسلام، بر این اتهامات دامن می زد. آمریکا مترصد فرصتی بود تا بتواند در آشفته بازار حمله به افغانستان و سپس عراق، سری هم به ایران بزند و این واقعیتی است که اکثر تحلیل گران بین المللی برای آن ادله فراوان داشتند. اما سپر دفاعی گفت و گوی تمدن ها و بهبود روابط و جایگاه بین المللی ایران شرایطی را ایجاد کرد که هیچ کشوری حاضر به همراهی با آمریکا برای اقدام علیه ایران نشد. به ویژه که روند افزایش سرمایه گذاری های خارجی در ایران سبب می شد سرمایه گذاران خواهان آرامش و امنیت برای حفاظت از سرمایه های خود باشند و این گونه بود که ایران توانست از آن دوران پر مخاطره با هوشمندی و درایت و حفظ منافع ملی عبور کند. بنابراین ضمن حفظ مصلحت و عزت، زمینه برای پیشرفت در عرصه های فنی، علمی، صنعتی و حتی دفاعی کشور فراهم شد.
از سوی دیگر، موضوع گفت و گوی تمدن ها در حالی مطرح شد که نظریه پردازانی مانند ساموئل هانتینگتون مسئله برخورد تمدن ها را مطرح کرده و در سطوح سیاسی جهان نیز نومحافظه کاران تئوری های تقابل ادیان را دنبال می کردند. امثال جرج بوش از یک سو و طالبان از سوی دیگر خشونت، تروریسم و جنگ را به صورت پنهان و آشکار مد نظر داشتند.
در چنین فضایی، ایده گفت و گوی تمدن ها نه تنها ملجاء فکری دوستداران صلح، امنیت و عدالت شد، بلکه در مجامع جهانی فرصت مناسبی را برای تقویت چند جانبه گرایی پدید آورد. اینک در مقابل تفسیر خشن، بی روح و افراطی طالبان یک تفسیر خردورزانه، عقل گرایانه و بر محور محبت تبیین و ارایه می شد. به طوری که گفت و گوی تمدن ها علاوه بر اینکه در عرصه های سیاسی  باعث سربلندی ایران شد، در موضوعات خاص مانند گفت و گوی میان ادیان، گفت و گوی تمدن ها و زنان و موضوعاتی مانند محیط زیست نیز مد نظر قرار گرفت. در واقع تخصصی شدن موضوع به تعمیم و گسترش این تفکر یاری رساند و باعث شد مراکز و موسسات و پایگاههای مختلف از زوایای گوناگون به این موضوع پرداخته و برای بسط و تشریح آن، برنامه های ریزی های بلند مدت داشته باشند. به عنوان مثال در زمینه محیط زیست، یونپ یا برنامه محیط زیست سازمان ملل با پیشنهاد ایران به برگزاری یک اجلاس وزرا، دو اجلاس بین المللی و تدوین کتاب هایی به این مناسبت اقدام کرد.
گفت و گوی تمدن ها در مجموع ترویج تفکری برای مفاهمه فراگیر، درک مشترک، همدلی، صلح و دوستی از طرف نماینده یک انقلاب و جمهوری اسلامی بود و در تغییر فضای جهانی و مقابله با افراطی گری و تحجری که به نام اسلام رخ می نمود، بسیار موثر واقع شد. اما متاسفانه در بسیاری موارد طرفداران جنگ و سلطه و سردمداران سلاح و نفت غلبه کردند و نگذاشتند مصلحین و هواداران گفت و گو و خردورزی مانع جنگ های افغانستان و عراق و تعرض به مردم فلسطین شوند.
اینک اما با تحولات اخیر در سطح منطقه و ایستادگی و پایداری مردمی در مقابل خودکامگان، به نظر می رسد برقراری گفت و گوی داخلی در بسیاری از کشورهای رها شده از بند دیکتاتوری تنها راه حل پیش رو برای ساختن آینده ای روشن و پایدار باشد که این خود بیانگر لزوم استمرار روند گفت و گو در کشورهای جهان را مشخص می کند.
با همه استقبال جهانی در آن سال ها از گفت وگوی تمدن ها، منتقدان می گویند تحقق گفت و گوی ملی و میان تمدنی در سطح داخلی ناکافی بود و موفقیت چندانی نداشت. بسیاری معتقدند ایران برای اینکه بتواند همواره تمدن ساز باشد باید گفتمان درونی میان طیف های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را برای تقویت انسجام و پیوستگی برقرار کند. تنوع قومی، فرهنگی، دینی و سیاسی جامعه ما اقتضا می کند به دنبال راه حل های جمعی و مورد پذیرش همگی از طریق ایجاد زمینه های گفت و گو، تبادل نظر و تفکر به منظور حل معضلات، خروج از بحران ها و جلوگیری از انحرافات باشیم. بی شک در تک صدایی و تحمیل یک تفکر بر کلیت جامعه ایرانی راه به جایی نمی بریم.  
اکنون در فضای سیاسی سنگین و غبارآلودی که موجب نگرانی همه دلسوزان ایران است، بازگشت به گفت و گوی تمدن ها در قالب گفت و گویی ملی با حضور سیاست مداران همه جناح ها، هنرمندان، فرهنگیان، کارگران، کشاورزان، نظامیان، صنعتگران، دانشگاهیان و روحانیون ضرورتی غیر قابل انکاراست و سالگرد ارایه ایده گفت و گوی تمدن ها به جهان، بهانه ای برای آغاز آن. امید می رود این گفتمانی میان تمدنی برای آینده ایران باشد.
* منتشر شده در روزنامه اعتماد 31 شهریور 1390


Saturday, September 17, 2011

انفاق؛ از خیر تا عفو

از گسست ها و شکاف ها بارها گفته ایم؛ شکاف های اجتماعی، شکاف های طبقاتی و اقتصادی و شکاف های فکری و فرهنگی. حتی درباره شکاف نسلی گفتیم و اینکه آیا این ها شکاف ها به گسست و فاصله جدی منتهی شده و رابطه ها را قطع کرده است یا هنوز قابلیت اتصال و بازگشت به انسجام اجتماعی باقیست؟
از طرفی موضوع انفاق در فرهنگ ما جایگاه خود را دارد و کم و بیش از آن صحبت می شود. اما جالب است که «نفق» یعنی ریشه کلمه انفاق در اصل به مفهوم شکاف است و نفاق که شکافی بین ظاهر و باطن تعریف می شود وقتی به صورت انفاق به میان می آید مفهوم عکس یافته و به معنی پر کردن شکاف به کار می رود. کسی که انفاق می کند شکافی طبقاتی یا اقتصادی را پر می کند؛ همان مفهوم رایج پر کردن فاصله ها میان فقیر و غنی.
در واقع از شیوه های مهم برطرف کردن شکاف ها و فاصله ها، انفاق است که قرآن کریم بر آن تاکید بسیاری دارد. مانند اینکه در آیه 215 سوره بقره می خوانیم: يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلْ مَا أَنفَقْتُم مِّنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ/ از تو سؤال مي‏كنند چه چيز انفاق كنند؟ بگو: هر خير و نيكي كه انفاق مي‏كنيد، بايد براي پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد و هر كار خيري كه انجام دهيد، خداوند از آن آگاه است.
البته اغلب مترجمین قرآن کریم کلمه «خیر» در این آیه را به «مال و دارایی» ترجمه کرده اند. در حالی که کار خیر پر کردن هر شکاف و گسستی اعم از نسلی، خانوادگی و اقتصادی است. می فرماید «خیر» را انفاق کنید. اگر چه انفاق مادی کار مهمی است و این آیه بر آن هم اشاره دارد، اما وسعت معنی «خیر» بسیار بیش از اقدامات مادی به نظر می رسد. این «خیر» می تواند احترام، محبت، مشاوره، آموزش، توانمند سازی و ... باشد.
چند آیه بعد تر در آیه 219 می خوانیم: ... وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ يُبيِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ / و از تو مى‏پرسند چه چيزى ببخشند، بگو «عفو»، بدين‏سان خداوند آيات خود را برايتان روشن مى‏سازد، باشد كه انديشه كنيد.
«عفو» را مترجمین قرآن کریم متفاوت معنا کرده اند. در بیشتر ترجمه ها عفو به «مازاد نیازمندی» ترجمه شده است. اما در ترجمه آقای علی اکبر طاهری قزوینی به «میانه روی» برگردان شده و در توضیح آن نیز آمده که در مورد معنی و مفهوم کلمه عفو دراین آیه به آیات 67 سوره فرقان، و 29 سوره اسراء توجه شود. در این دو آیه بر به  کارگیری «اعتدال» تاکید شده است.
صرف نظر از ترجمه ها، کلمه عفو برای ما معنی روشنی دارد: بخشش. همان عنصر گمشده ای که نبودش امروزه زخمی کاری بر پیکره جامعه ایجاد کرده است. ما زخم دیده و شلاق خورده ایم. از اعتدال و میانه روی خبری نیست. قدرت نمایی است و این هست و جز این نیست.
در این وانفسا اگر چه بعضی ها سعی می کنند با اقدامات صوری، ظاهری، تبلیغاتی، موج سواری، دروغ و جعل حقیقت اذهان را مشغول کنند ولی واقعیت این است که شالوده انسجام اجتماعی جامعه را خیر و عفو حفظ  می کند، نه جبر، تحکم، فشار و محدودیت.
... و «خیر» و «عفو» از لوازم صلح و دوستی اند، نه از لوازم خشونت و سلطه.