Showing posts with label گفت و گوی تمدن ها. Show all posts
Showing posts with label گفت و گوی تمدن ها. Show all posts

Saturday, September 29, 2012

ظرفیت گفتگوی تمدن ها نباید به هدر رود

روزنامه آرمان: خیلی ها معتقدند طرح گفتگوی تمدن ها در سال 2001 از سوی رئیس جمهور وقت که سال افزایش فشار بین المللی بر ایران برای شکل گیری جنگ دیگری در خاورمیانه بود، چتری حفاظتی برای تمامیت ارضی ایران شد و غرور ايرانيان را احيا کرد. حالا یازده سال بعد از طرح ایده گفتگوی تمدن ها در سازمان ملل از سوی جمهوری اسلامی ایران، تنش های بین المللی به اوج رسیده و توهین به ادیان از سوی گروههای خاصی با انتشار تصاویری علیه پیامبر اسلام(ص) به شیوه ای تازه بازنمایی شده که معصومه ابتکارمعاون سید محمد محمد خاتمی در دولت وی، در گفتگو با روزنامه آرمان از آن به عنوان جنگ ادیان و تمدن ها نام می برد.
معصومه ابتکارعضو شورای شهر تهران علاوه بر اینکه با حوزه تخصصی مدیریت محیط زیست در ایران شناخته می شود، همیشه به عنوان چهره ای سیاسی نیز مطرح بوده؛ از ماجرای اشغال سفارت آمریکا تا ورود به دولت سید محمد خاتمی به عنوان اولین زن عضو کابینه. او همیشه موضع گیری های ویژه ای داشته است.
به گفته ابتکار در شرایط فعلی فرصت ها برای کشور در حال از دست رفتن است. یکی از بزرگ ترین فرصت هایی که از دست رفت و هیچ مغایرتی با سیاست های کلان و خرد نظام نداشت، بحث گفتگوی تمدن ها بود که این روزها سالگرد مطرح شدن آن نیز هست. از این ظرفیت بزرگ بین المللی استفاده نشد، در حالی که بحث گفتگوی تمدن ها جناحی و سیاسی نبود. درست است که پیشنهاد اصلاح طلبان بود و از سوی خاتمی مطرح شد، اما مگر متعلق به شخص آقای خاتمی بود که برای همیشه کنار گذاشته شود.
او معتقد است: گفتگوی تمدن ها در روزگار طرح جنگ تمدن ها نادیده گرفته شد و در این شرایط که عده ای رفتار زشت توهین به مقدسات مذهبی را در دستور کار قرار داده اند و برخی هم توجیه واهی بحث آزادی را بیان دارند، بهترین زمان برای استفاده از ایده گفتگوی تمدن ها بود. 
به گفته ابتکار بحث گفتگوی تمدن ها ایده ای ملی در گستره ای بین المللی است که دولت دهم هم می توانست از این ظرفیت برای پیشبرد اهداف کشور استفاده کند، ولی نکرد.
وی با تاکید بر اینکه از ظرفیت سید محمد خاتمی بعد از پایان دولتش استفاده نشد، گفت: در شرایطی که از سوی کشورهای غربی به خصوص آمریکا تحت فشار ناجوانمردانه ای هستیم، گفتگوی تمدن ها ظرفیت بزرگی بود که ایران با آن در عرصه های بین المللی شناخته شد. ولی به راحتی از دستور کار کنار گذاشته شده، در حالی که می توانست در این دوره در کنار دیپلماسی فعلی به عنوان یک موازنه در بحث سیاست خارجی مورد استفاده قرار بگیرد. 
ابتکار گفت: هیچ وقت در مسائل منافع ملی نمی توان یک طرفه عمل کرد و باید همه طیف ها و جناح ها را به یک چشم دید. ولی متاسفانه نه تنها از این ظرفیت استفاده ای نشده بلکه به طور کلی نادیده گرفته شده است. از گفتگوی تمدن ها در ظرائف دیپلماسی می توانستیم استفاده کنیم، ولی فرصت ها را در اختیار کشورهایی قرار دادیم که جنگ ادیان و جنگ تمدن ها را به عنوان یک استراتژی پیش می برند. 
به گفته ابتکار، بحث جنگ تمدن ها را رسما جرج بوش به عنوان یک تئوری و راهبرد مورد نظر داشت. اگر چه بعدها استفاده از عبارت جنگ های صلیبی را تکذیب کرد، اما همه چیز نشان می دهد نئوکان ها با چنین برنامه ای پیش می رفتند که ابتدا به افغانستان و بعد عراق دست یابند و در نهایت برای ایران برنامه داشتند. این موقع بود که گفتگوی تمدن ها یک چتر حفاظتی و سپر دفاعی برای کشور شد. 
وی تاکید کرد: بوش در اوج کارش ایران را جزو محور شرارت جهان معرفی کرد، اما نتوانست کاری از پیش ببرد، چون ما توانسته بودیم از دیپلماسی گفتگوی تمدن ها به بهترین نحو استفاده کنیم. در آن شرایط از آن فضای تندی که در حال ایجاد شدن بود جلوگیری کردیم. در این شرایط هم که عده ای رفتار زشت توهین به مقدسات مذهبی را در دستور کار قرار داده اند و عده ای هم تحت لوای آزادی بیان از آن حمایت می کنند، باز هم گفتگوی تمدن ها لحن مناسبی برای سرزنش این نوع افراط گری ها و هنجارشکنی ها است. گفتگوی تمدن ها یک ایده ملی است که همه دولت ها در جمهوری اسلامی می توانند در سطح بین المللی از آن بهره ببرند.

Monday, September 17, 2012

گفتگو یا جنگ تمدن ها

محمد مرسی رئیس جمهور منتخب مردم مصر در اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها (نم) بارها از بهار عربی صحبت کرد، در حالی که مترجم آموزش دیده ایرانی هر دفعه بهار عربی را به بیداری اسلامی ترجمه کرد؛ تقابلی در لفظ و معنی که به نظر می رسد ریشه دارتر از آن باشد که به این زودی حل و فصل یا تعیین تکلیف شود. مرسی در خصوص سوریه هم مطالبی گفت که متاسفانه بدون رعایت امانت داری به گونه ای دیگر ترجمه شد. البته مسئله سوریه تاکنون براساس پیش بینی های هیچ کدام از طرفین به نتیجه نرسیده و روند فزاینده کشتار و آسیب به مردم، همه جناح های درگیر را به شدت نگران کرده است.
در مورد اجلاس نم اگر چه حوادثی مانند ماجرای ترجمه، تبدیل به متن شد، ولی انعکاس بین المللی حضور این کشورها در تهران طی برگزاری اجلاس، برخی ناظران بین المللی را نیز به واکنش مثبت وادار کرد. البته بسیاری معتقدند دیپلماسی ایران می توانست بهره بیشتری از این موقعیت کسب کند و حتی آن را برای تعادل بخشی به فضای سیاسی داخلی مورد استفاده قرار دهد.
در این حال، رخدادهای روزهای اخیر در جهان می تواند مفهوم تازه ای را به تعبیر بهار عربی ببخشد. بی تدبیری و اشتباه آشکار دولت آمریکا در ایجاد امکان تولید و انتشار فیلم موهن، سخیف و بی هویت «معصومیت مسلمانان» نتیجه ای جز غلیان نفرت عمومی در کشورهای مسلمان نسبت به آن کشور نداشته است. فیلمی که به قصد توهین و تمسخر باورهای بیش از یک میلیارد مسلمان در دنیا ساخته شد و اینک با هر تلاشی نمی توان این گونه اقدامات را به تساهل مذهبی و یا آزادی بیان در آمریکا مرتبط دانست. امروز این سئوالی اساسی است که چرا سریال توهین به مقدسات مسلمانان به صورت کاریکاتورسازی، فیلم، ترانه و قرآن سوزی در حال ازدیاد است؟ متاسفانه همه شواهد حاکی از سناریویی از قبل طراحی شده برای یادآوری فضای اسلام ستیزی افراطی در دوران بعد از 11 سپتامبر است. برخی ناظران نیز آن را تلاشی برای تحت تاثیر قراردادن روند انتخابات آمریکا می دانند.
در هر صورت، تجربه نشان می دهد واکنش تند گروههای خاص افراطی و عامه مردم جوامع مسلمان که شاهد توهین به باورها و ارزش های خود از سوی کشوری با سابقه تعرض و اشغال سرزمین های اسلامی در دهه اخیر بوده اند، قابل پیش بینی بوده است. به خصوص برای کشورهایی که با دخالت مستقیم آمریکا و یا دخالت نیروهای ناتو مواجه بوده و اکنون پس از سال ها هنوز به آرامش و امنیت دست پیدا نکرده اند، این سوالات به طور جدی مطرح است که آیا دخالت های آمریکا برای تسریع سقوط حکومت های خودکامه و تحقق دمکراسی بوده؟ آیا آسیب های وارده به کشورها و زیرساخت های آنها که لیبی آخرین نمونه آن محسوب می شود، در جهت کمک به مردم بوده یا آمریکا اهداف دیگری را از این مداخلات تعقیب می کرده است؟ آیا دخالت های ادامه دار آمریکا در سیاست منطقه مانعی برای تحقق راستین دمکراسی و استقلال این کشورها نخواهد بود؟

حمله خشونت بار به سفارت آمریکا در بنغازی، طرابلس، قاهره، صنعا، بغداد، داکا و بسیاری از شهرهای دیگر منطقه، از طرف مقامات رسمی به عنوان واکنش های احساسی و غیراصولی تلقی شده، ولی برخلاف تلاش غرب برای محدود دانستن ابعاد موضوع و منتسب کردن وقایع به گروه های افراطی ابعاد گسترده ای یافته که نشانگر نارضایتی و اعتراض عمیق مردم نسبت به آمریکا و سیاست های این کشور در منطقه است. البته ناگفته نماند که در سناریوهای اولیه این رخداد ممکن است برنامه ریزی برای غلیان احساسات مسلمانان به منظور دستیابی به اهداف مشکوکی بوده باشد، اما در هر حال واکنش ها بیانگر نارضایتی مردم از موضع برتری جویانه آمریکا است که در دوران بوش به اوج خود در توهین و تهدید مسلمانان رسید. متاسفانه معترضین چون راهکار موثری را برای تغییر این روند سراغ ندارند اقدام به تظاهرات کرده و چرخه معیوب توهین، تحقیر، تجاوز و اشغالگری، خشونت و ترور همچنان تداوم می یابد. شاید ارجاع این موضوع به سازمان ملل در شرایطی که واکنش ها می رود تا تندتر و گسترده تر می شود، منطقی ترین نوع واکنش ها باشد. چنانچه از سوی رئیس جمهور سابق ایران آقای سید محمد خاتمی مطرح و از رئیس سازمان کنفرانس اسلامی و مجامع جهانی خواسته شد تا واکنش مناسب نشان دهند: «جا دارد که سازمان کنفرانس اسلامی برای دفاع از تمامی ارزش ها و مقدسات دینی و مقابله با افراطی گری و خشونت، فعالانه وارد عمل شود و با همراهی و همکاری نهادهای مؤثر بین المللی، همه دولت ها از جمله دولت آمریکا را به اقدام عملی برای خشکانیدن ریشه ها و جلوگیری از گسترش منازعات هویتی، قومی و دینی و برخورد قاطع با مسببان این فاجعه مکلّف کند.»
در این میان اما غیرمنطقی ترین و ناشیانه ترین واکنش از وزیر امور خارجه آمریکا، خانم هیلاری کلینتون سر زد که پس از کشته شدن سفیر آمریکا در بنغازی گفت: «چطور چنین حمله ای در کشوری رخ داده که ما به آزادی آن کمک کردیم، در شهری که از نابودی آن جلوگیری کردیم». خانم کلینتون ظاهراً فراموش کرده است که بسیاری از مردم منطقه مانند او فکر نمی کنند و آگاهی آنها از ترفندها و سیاست های مداخله جویانه آمریکا و غرب عمیق تر از آن است که تصور می شود. همین وقایع نشان می دهد که پژواک هر حرکت علیه اسلام و کشورهای اسلامی مانند ایران به منطقه محدود نخواهد ماند و تمامی منافع طرف های درگیر را در بر خواهد گرفت.
روز گذشته نیز واشنگتن پست در گزارشی از گسترش اعتراضات علیه آمریکا در روز جمعه اشاره کرد که حدود 24 کشور را در بر گرفته و به این نکته اذعان داشت که این درجه از خشونت علیه آمریکا قابل پیش بینی نبوده و از طرفی حسن نیت به دست آمده در دوران بهار عربی به خاطر حمایت آمریکا از تحرکات ضداستبدادی و دیکتاتوری را تحت شعاع قرار داده است.
در اینجا باید به آقای مرسی نیز خاطر نشان کرد که بهار عربی نشانه بیداری پس از خواب زمستانی است و مقابله با سلطه و دخالت بیگانگان بدون شک از لوازم قطعی این فصل به شمار می رود.
متاسفانه از یک دهه پیش، جهانی که می توانست برای پرهیز از خشونت به سمت مفاهمه، گفتگو و تعامل پیش رود با آغاز عملیات انتقام پس از واقعه ضدانسانی 11 سپتامبر و رخدادهایی مانند محور شرارت خواندن ایران، در برابر یک دوراهی بزرگ قرار گرفت؛ بازگشت به مسیر گفتگوی تمدن ها و تعامل و همکاری برای ایجاد امنیت و آرامش که دولت فعلی ایران نیز بسیار می توانست از آن بهره مند شود، یا حرکت در مسیر جنگ تمام عیار تمدن ها که بدون شک سبب برهم خوردن امنیت و آرامش بین المللی خواهد بود.


Thursday, September 22, 2011

گفت‌وگوي تمدن‌ها؛ يك دهه بعد

21 سپتامبر 1998 رییس جمهور وقت ایران، سید محمد خاتمی طی سخنانی در مجمع عمومی سالانه سازمان ملل پیشنهاد گفت و گوی تمدن ها را مطرح کرد. این پیشنهاد به صدور قطعنامه ای از سوی سازمان ملل و تعیین سال 2001 به عنوان «سال گفت و گوی تمدن ها» منجر شد. به موازات این روند البته دنیا شاهد وقایعی چون 11 سپتامبر 2001 در منهتن نیویورک و حمله به اصطلاح پیشگیرانه به افغانستان و عراق بود.

به خاطر دارم در اجلاس جهانی تغییرات آب و هوا که مدتی پس از اشغال افغانستان تشکیل شد، نمایندگان بسیاری کشورها از جمله اروپایی ها که پیش از آن از سیاست های آمریکا و ناتو حمایت می کردند، تغییر موضع داده بودند و البته به ویژه در مقابل سیاست ضد محیط زیست بوش در خصوص اجرای پروتکل کیوتو به دنبال ایده ای برای تقویت چند جانبه گرایی بودند. در این فضا ایده آقای خاتمی بیش از پیش مورد تاکید قرار می گرفت.
در واقع اصل چند جانبه گرایی برای مقابله با زورگویی بعضی دولت ها تا مدت ها در مجامع جهانی مد نظر بود. در این روند، ایده گفت و گوی تمدن ها در مقابل سیاست های نومحافظه کاران که خطرات یک جانبه گرایی را آشکار می ساخت، قرار گرفته و اهمیت آن را بیشتر جلوه گر می کرد.
جهان اسلام و به خصوص کشورهای منطقه خاورمیانه در آن سال ها متهم ردیف اول حادثه حمله به برج های دو قلو بودند دولت جنگ طلب جرج بوش نیز به دنبال بهانه برای گسترش حملات علیه جهان اسلام، بر این اتهامات دامن می زد. آمریکا مترصد فرصتی بود تا بتواند در آشفته بازار حمله به افغانستان و سپس عراق، سری هم به ایران بزند و این واقعیتی است که اکثر تحلیل گران بین المللی برای آن ادله فراوان داشتند. اما سپر دفاعی گفت و گوی تمدن ها و بهبود روابط و جایگاه بین المللی ایران شرایطی را ایجاد کرد که هیچ کشوری حاضر به همراهی با آمریکا برای اقدام علیه ایران نشد. به ویژه که روند افزایش سرمایه گذاری های خارجی در ایران سبب می شد سرمایه گذاران خواهان آرامش و امنیت برای حفاظت از سرمایه های خود باشند و این گونه بود که ایران توانست از آن دوران پر مخاطره با هوشمندی و درایت و حفظ منافع ملی عبور کند. بنابراین ضمن حفظ مصلحت و عزت، زمینه برای پیشرفت در عرصه های فنی، علمی، صنعتی و حتی دفاعی کشور فراهم شد.
از سوی دیگر، موضوع گفت و گوی تمدن ها در حالی مطرح شد که نظریه پردازانی مانند ساموئل هانتینگتون مسئله برخورد تمدن ها را مطرح کرده و در سطوح سیاسی جهان نیز نومحافظه کاران تئوری های تقابل ادیان را دنبال می کردند. امثال جرج بوش از یک سو و طالبان از سوی دیگر خشونت، تروریسم و جنگ را به صورت پنهان و آشکار مد نظر داشتند.
در چنین فضایی، ایده گفت و گوی تمدن ها نه تنها ملجاء فکری دوستداران صلح، امنیت و عدالت شد، بلکه در مجامع جهانی فرصت مناسبی را برای تقویت چند جانبه گرایی پدید آورد. اینک در مقابل تفسیر خشن، بی روح و افراطی طالبان یک تفسیر خردورزانه، عقل گرایانه و بر محور محبت تبیین و ارایه می شد. به طوری که گفت و گوی تمدن ها علاوه بر اینکه در عرصه های سیاسی  باعث سربلندی ایران شد، در موضوعات خاص مانند گفت و گوی میان ادیان، گفت و گوی تمدن ها و زنان و موضوعاتی مانند محیط زیست نیز مد نظر قرار گرفت. در واقع تخصصی شدن موضوع به تعمیم و گسترش این تفکر یاری رساند و باعث شد مراکز و موسسات و پایگاههای مختلف از زوایای گوناگون به این موضوع پرداخته و برای بسط و تشریح آن، برنامه های ریزی های بلند مدت داشته باشند. به عنوان مثال در زمینه محیط زیست، یونپ یا برنامه محیط زیست سازمان ملل با پیشنهاد ایران به برگزاری یک اجلاس وزرا، دو اجلاس بین المللی و تدوین کتاب هایی به این مناسبت اقدام کرد.
گفت و گوی تمدن ها در مجموع ترویج تفکری برای مفاهمه فراگیر، درک مشترک، همدلی، صلح و دوستی از طرف نماینده یک انقلاب و جمهوری اسلامی بود و در تغییر فضای جهانی و مقابله با افراطی گری و تحجری که به نام اسلام رخ می نمود، بسیار موثر واقع شد. اما متاسفانه در بسیاری موارد طرفداران جنگ و سلطه و سردمداران سلاح و نفت غلبه کردند و نگذاشتند مصلحین و هواداران گفت و گو و خردورزی مانع جنگ های افغانستان و عراق و تعرض به مردم فلسطین شوند.
اینک اما با تحولات اخیر در سطح منطقه و ایستادگی و پایداری مردمی در مقابل خودکامگان، به نظر می رسد برقراری گفت و گوی داخلی در بسیاری از کشورهای رها شده از بند دیکتاتوری تنها راه حل پیش رو برای ساختن آینده ای روشن و پایدار باشد که این خود بیانگر لزوم استمرار روند گفت و گو در کشورهای جهان را مشخص می کند.
با همه استقبال جهانی در آن سال ها از گفت وگوی تمدن ها، منتقدان می گویند تحقق گفت و گوی ملی و میان تمدنی در سطح داخلی ناکافی بود و موفقیت چندانی نداشت. بسیاری معتقدند ایران برای اینکه بتواند همواره تمدن ساز باشد باید گفتمان درونی میان طیف های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را برای تقویت انسجام و پیوستگی برقرار کند. تنوع قومی، فرهنگی، دینی و سیاسی جامعه ما اقتضا می کند به دنبال راه حل های جمعی و مورد پذیرش همگی از طریق ایجاد زمینه های گفت و گو، تبادل نظر و تفکر به منظور حل معضلات، خروج از بحران ها و جلوگیری از انحرافات باشیم. بی شک در تک صدایی و تحمیل یک تفکر بر کلیت جامعه ایرانی راه به جایی نمی بریم.  
اکنون در فضای سیاسی سنگین و غبارآلودی که موجب نگرانی همه دلسوزان ایران است، بازگشت به گفت و گوی تمدن ها در قالب گفت و گویی ملی با حضور سیاست مداران همه جناح ها، هنرمندان، فرهنگیان، کارگران، کشاورزان، نظامیان، صنعتگران، دانشگاهیان و روحانیون ضرورتی غیر قابل انکاراست و سالگرد ارایه ایده گفت و گوی تمدن ها به جهان، بهانه ای برای آغاز آن. امید می رود این گفتمانی میان تمدنی برای آینده ایران باشد.
* منتشر شده در روزنامه اعتماد 31 شهریور 1390


Sunday, October 3, 2010

بنیان های اخلاقی منتشر شد

چندی پیش جمعی از اساتید محیط زیست در آمریکا از من دعوت کردند به همراه گروهی هشتاد نفری از نویسندگان، فعالین، دانشمندان و رهبران مذهبی طرفدار محیط زیست، در تدوین کتابی تحت عنوان «بنیان های اخلاقی؛ اقدام اخلاقی برای نجات زمین پر مخاطره» شرکت کنم.  
این کتاب بالاخره بعد از یک و نیم سال منتشر شد و هفته گذشته به دستم رسید. هدف اصلی این بود که دعوتی از جانب گروههای مختلف اجتماعی با زمینه های فکری و اعتقادی متنوع برای احساس مسئولیت بیشتر در قبال حفظ محیط زیست جهانی صورت گیرد. در جلد داخلی کتاب گفته شده که دانش بشری با توجه به تخریب محیط زیست، انقراض گونه ها و تغییر اقلیم، به تنهایی راهگشا نیست. رویه های سیاسی و انگیزه های اقتصادی نیز پاسخ همه مشکلات را نمی توانند بدهند. چرا؟ چون حلقه گمشده در این میان ارزش های اخلاقی و هدایت معنوی - البته همراه ارایه دلایل منطقی و اقدام صحیح - برای حفظ کره زمین، مردم، جانوران و گیاهان آنست.
در میان اسامی نویسندگان کتاب تعدادی آشنا به نظر می رسد. مثلا دزموند توتو مبارز و اسقف معروف آفریقای جنوبی و برنده جایزه صلح نوبل، دالایی لاما، باراک اوباما، بارتولومو اسقف اعظم کلیسای ارتدکس، توماس فریدمن نویسنده و استاد دانشگاه و پاپ فقید، رهبر کاتولیک های جهان جان پل دوم. به جز خودم، تنها ایرانی که در میان نویسندگان کتاب یافتم دکتر سید حسین نصر است، با پیشینه ای از مطالب و مقالات در مورد اسلام و محیط زیست. 
مقاله ای که در این کتاب ارایه کرده ام «صلح و پایداری مرهون معنویات و عواطف زنانه» نام دارد و صفحات 178 تا 182 را به خود اختصاص داده است. در این مقاله یادآور شده ام که اگر امروز رهبری جهان آن را به سمت جنگ و ناپایداری و درگیری می کشاند، ریشه در زیاده خواهی ها و پرتوقعی بشر دارد و از عوامل بازدارنده این وضعیت می تواند اخلاقیات دینی و پای بندی به اصول و چارچوب هایی در تعریف زندگی باشد.
مقالات کتاب مورد بحث از این جهت جالب است که تنوع قومی و مذهبی و ملیتی را می توان در آن به خوبی مشاهده کرد. این تنوع سبب پرداختن به موضوع محیط زیست از زوایای مختلف شده و البته در همه آنها یک نکته مشترک است؛ همه به اضمحلال اخلاقیات در دنیای امروز اشاره دارند و تخریب محیط زیست را یکی از مظاهر این اضمحلال می دانند.
انتشار این کتاب در شرایطی که موضوع مهم گفت و گوی تمدن ها در ایران دچار جفا و برخوردهای سیاسی شده، نشان می دهد تلاش مستمر از سوی علاقمندان به محیط زیست و صاحب نظران برای استمرار گفت و گویی منطقی، متکثر و فراگیر برای آینده بشریت در جریان است. بنابراین دولتمردان ایرانی چه بخواهند و چه نخواهند، گفت و گوی تمدن ها زنده است و راه خود را در بین نخبگان جوامع بشری می یابد.