Showing posts with label جانباز. Show all posts
Showing posts with label جانباز. Show all posts

Tuesday, May 14, 2013

می پرسند چرا رد صلاحیت شده ام؟

فرزند انقلابم / انتقاداتم به مذاق خیلی‌ها خوش نیامده است
ایلنا: معصومه ابتکار رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران و داوطلب دور چهارم شوراها از سوی هیات اجرایی انتخابات شوراها رد صلاحیت شد. وی که اتهاماتش را سیاسی می‌داند، ابراز امیدواری کرد که بررسی اعتراضات به دور از هرگونه نگاه فراجناحی و بر اساس خدمت افراد و تخصص آنها باشد.
معصومه ابتکار در گفت وگو با خبرنگار ایلنا درباره چرایی رد صلاحیتش توسط هیات اجرایی انتخابات شوراها اظهار کرد:‌ متاسفانه در برگه عدم صلاحیت بنده مواردی از قبیل دلایل سیاسی عنوان شده، در حالی که شوراها عرصه اجتماعی است و نمی توان براساس قوانین افراد را با دلایل سیاسی رد کرد و باید دلایل عمومی باشد.
نسل ما هیچ وقت برای خود زندگی نکرده است
وی با بیان این که از وقتی خود را می شناسم فرزند انقلاب بوده‌ام و از نوجوانی در عرصه فعالیت‌های سیاسی انقلاب حضور داشتم، تصریح کرد: تاکنون هیچ اولویتی بالاتر از منافع ملی و کشورم نداشتم. در واقع نسل ما هیچ وقت برای خود زندگی نکرده است، اگر چه چیزی را نیز از دست نداده‌ایم.
ابتکار با بیان این که باید در انتخابات شوراها نظرات مقام معظم رهبری مبنی بر تنوع سلایق سیاسی در شوراها رعایت شود تا انتخابات پرشور و سالم داشته باشیم، ادامه داد: متاسفانه برخی بدون توجه به سلایق سیاسی و نظرات رهبری به دنبال حذف یک گروه سیاسی در شوراها هستند. بدون شک اگر تنوع سلایق در شوراها حذف شود موجب می‌شود تا مشکلات شهر حل نشده باقی بماند وجود همفکران یک حزب سیاسی احتمال خطا را افزایش می‌دهد.
هیچ اصراری برای کسب جایگاه ندارم
وی با اشاره به اینکه در مرحله نخست تایید صلاحیت‌ها با چهره‌های سیاسی جریان اصلاحات در تهران و سایر شهرها برخورد منصفانه‌ای صورت نگرفته است، ابراز امیدواری کرد با رسیدگی به اعتراضات داوطلبان دور چهارم شوراها سوءتفاهمات به وجود آمده حل شود. اگرچه معتقدم هر چه پیش آید، خیر است و اصراری به ورود به شوراها در دور چهارم ندارم. اگر شرایط مهیا شود و مردم نیز من را انتخاب کنند بار دیگر به مردم خدمت می‌کنم، اگر نه هیچ اصراری برای کسب جایگاه ندارم.
انتقاداتم در زمینه آلودگی هوا، آب و امواج به مذاق خیلی‌ها خوش نیامده است
رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران با اشاره به اینکه همواره نگاه انتقادی منصفانه‌ای به مسائل شهر داشتم، گفت: شاید صحبت‌ها و انتقادات من در زمینه آلودگی هوا، آب و امواج به مزاج خیلی ها خوش نیامده و موجب این اتفاق شده است. چراکه هربار این مسایل را مطرح می‌کردم با بازخورد منفی عده‌ای خاص مواجه می شدم و البته این بازخوردها از سوی متخصصان و مردم نبوده است.
وی ادامه داد: همواره تلاش کردم تا مسائل را در کنار بازگو کردنش حل کنم و برای آن نیز ساز و کار و مصوباتی را به شورا آورده ام که به تصویب نیز رسیده است. نباید از مطرح کردن این موارد بترسیم بلکه باید به دنبال حل مشکلات آن باشیم. شاید در این میان رسانه های بیگانه نیز به این موارد اشاره و آن را بزرگ کرده باشند ولی این دلیل نمی شود که ما این موارد را از مردم کتمان کنیم و به دنبال حل مشکلات مردم نباشیم. حرف های من هیچ گاه خارج از ضوابط و غیرکارشناسی و برای تخریب و سیاه نمایی نبوده است. چراکه این رویکرد در شورای شهر وجود نداشت.
ابتکار با اشاره به اینکه یکی از منتقدان عملکرد دولت بوده ام اما همواره از مدیرانی که در حوزه مدیریتی خود به درستی عمل کرده اند یاد کرده‌ام، گفت: با اینکه منتقد هستم اما وقتی دولت در بخش آب و فاضلاب اقدامات خوبی انجام داد در جلسه کمیته محیط زیست از مدیران مربوطه دعوت و به آنها لوح تقدیر داده‌ام، چرا که معتقدم کار خوب باید تقدیر شود.
بهتر است دوستان ضریب تحمل خود را افزایش دهند
رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران با بیان اینکه اشتباهات در حوزه مدیریتی باعث می شود مردم هزینه سنگینی را پرداخت کنند تاکید کرد: نباید به دلیل فقدان برنامه و مدیریت کارآمد مردم هزینه کنند. من ناچارم صحبت کنم و شورای شهر محل گفتن مسائل مردم است، بهتر است دوستان ضریب تحمل خود را افزایش دهند و با بررسی اعتراضات و رفع سو تفاهمات، دوستان حسن نیت خود را اثبات کنند
وی ادامه داد: البته من امیدوارم که با بررسی اعتراضات و رفع سو تفاهمات، دوستان حسن نیت خود را اثبات کنند و در مرحله تاییدیه هیات نظارت نیز مر قانون رعایت شود. اتهاماتی که برای شخص من در هیات اجرایی وارد شده است باید توسط آنها اثبات شود. این اتهامات سیاسی اگر صحت داشته باشد پس قابل اثبات است، آن هم برای افرادی هم چون من که پرونده شفاف و مشخصی داریم. من فردی نیستم که یک دفعه وارد عرصه مدیریتی شده باشم. خودم، خانواده ام و همسرم کاملا شناخته شده اند.
ابتکار با اشاره به اینکه معتقدم منافع نظام حکم می کند که از تمام سلایق به ویژه در شوراها استفاده شود دلیل گفته خود را اینگونه اعلام کرد: اگر سلایق خاص تنها از یک جبهه در شورای شهر حضور یابد امکان زد و بند و انحرافات مالی بسیار افزایش می یابد.
وی گفت: حتما عملکرد من از نظر خیلی ها جای نقد دارد، اما باید نگاه به قانون و موازنه آن برقرار شود. قوانین و مقررات شفاف است و در قانون نیامده است که با افراد به صورت سلیقه ای برخورد شود. اگر رویکرد قانونی دنبال شود قطعا مشکل خیلی از همفکران من که به نوعی رد صلاحیت شدند برطرف می شود.
وی در پاسخ به اینکه آیا کار کردن و دفاع از حقوق مردم دستمزدی همچون رد صلاحت دارد، گفت:‌ اگر کاری انجام داده‌ام برحسب وظیفه ام بوده است و معتقدم نمایندگان مردم باید تمام توان خود را برای حل مشکلات شهر و مردم استفاده کنند تا وضع شهر بهبود یابد، نه اینکه از حداقل امکانات نمایندگان در شوراها به نفع خود استفاده کرد. من نیز در این دوره شورای شهر توفیق حضور و خدمت داشتم و انشاءالله اجر خدمتم را خدا می‌دهد.
ابتکار با بیان اینکه عملکرد اعضای شورای شهر تهران باید از سوی مردم سنجیده شود، افزود: قضاوت مردم برایمان مهم است چراکه مردم منصفانه قضاوت می‌کنند که نمایندگانشان چه فعالیتی کرده‌اند. مردم کاملا آگاه هستند و می‌دانند که نمایندگان آنها چه کردند. البته من امیدوارم که پاداش افراد و خدمتگزاران این شیوه و روش برخورد نباشد.
اعتقاد دارم خدمت به کشور ارزش بالایی دارد
عضو شورای شهر تهران با بیان اینکه برای انجام وظایفم از موقعیت‌‌هایم در سازمان‌های مردم نهاد نیز استفاده کرده‌ام، گفت: اعتقاد دارم خدمت به کشور ارزش بالایی دارد و باید از مدیران سالم و کارآمد تشکر کرد. هر مدیری دچار اشتباهات کوچک می‌شود، اما باید قدر این افراد را دانست. مدیریت یک کوره ‌است که برخی از افراد سریعا در آن ذوب می‌شوند اما عده‌ای آب دیده و محکم می‌شوند باید این مدیران را حفظ کرد. من نیز به عنوان یک مدیر خطاهایی داشته ام و مانند هر مدیری اشتباهاتم هزینه داشته است اما نباید صرفا به دلیل اینکه فردی جناحی است آن را حذف کرد.
ابتکار با اشاره به اینکه باید سیستم‌های فراجناحی، مدیران موفق را نگه دارد، ادامه داد: نباید صرفا مدیری به دلیل گرایش سیاسی حذف شود. در خدمت کردن افراد نباید به دلیل جناحی بودن آن‌ها را حذف کرد و حفظ مدیران شایسته مایه دلگرمی برای سایر مدیران موفق و سالم خواهیم بود.در این نوع برخورد با مدیران است که ارزش‌هایی دینی ما تبلور می‌یابد. نباید شعار بدهیم اما نسبت به حرمت و آبروی افراد بی تفاوت باشیم.
ابتکار در پاسخ به اینکه شنیده می‌شود کمک شما به خانواده‌های زندانیان سال 88 و... در رد صلاحیت شما تاثیرگذار بوده است، اظهار کرد: شورا کمک‌های فراگیر برای گروه‌های آسیب دیده دارد و این وظیفه شورا است. محور مهم فعالیت ما کودکان کار است یعنی تقریبا از تمامی مراکز غیر دولتی کودکان کار از نزدیک بازدید کرده‌ایم و از مشکلات‌ آنها آگاه هستیم.
دیدار با جانبازان شیمیایی یکی از افتخارات من است
وی با بیان اینکه یکی دیگر از حوزه‌های کاری ما دیدار با جانبازان شیمیایی بوده است، تصریح کرد: دیدار با جانبازان شیمیایی یکی از افتخارات من است. توفیق داشتم تقریبا هر ماهه به دیدار یک جانباز شیمیایی فراموش شده بروم و از نزدیک با مشکلات آنها آشنا شدم. برخی از این مشکلات گروهی و برخی شخصی بوده است و برحسب وظیفه پیگیر این مشکلات بودم. برای نمونه آلودگی هوا و مشکلاتی که برای آن ایجاد شد یکی از این موارد بود.
عضو شورای شهر تهران درباره خانواده‌هایی که به دلیل مسایل اجتماعی یا سیاسی دارای مشکل بودند نیز گفت:‌ این خانواده‌ها به نظام و کشور علاقه دارند و باید به آنها تا آنجا که می‌توانیم کمک کنیم. بحث رسیدگی به خانواده‌های زندانیان در تمامی ابعاد عمومی و سیاسی در شورای شهر مطرح شده است و حتی نامه ای از سوی شورای شهر برای رئیس سازمان زندان‌ها نیز ارسال شد.
وی ادامه داد:‌ این مسایل برای دلجویی از کسانی بود که به نوعی دچار ناراحتی شده بود و در واقع وظیفه هر انسانی فارغ از مسایل سیاسی است که سعی کند به مشکلات مردم رسیدگی شود.
ابتکار با تاکید بر اینکه این رفتارها و دلجویی‌ها نمی‌تواند بهانه‌ای برای کسی باشد گفت: ما هیچ گاه هدف خاصی را از این مسائل دنیال نکردیم.
وی همچنین اظهار داشت: برای من و سایر اعضای شورای شهر تهران خانواده ‌شهدا اولویت دارند، اما باید بگویم که بهترین نقشی که یک عضو شورای شهر می‌تواند داشته باشد، ارتباطات انسانی است.
ابتکار افزود: توجه به مشکلات کودکان کار، زنان خود سرپست، جانبازان و خانواده‌های شهدا از برنامه‌های کاری ما بوده است. اما جدا کردن بخشی از فعالیت‌ها در بخش کمک انسانی به خانواده‌های زندانیان امری پسندیده نیست. چرا فعالیت در زمینه کودکان کار مورد سوال واقع نمی‌شود یا بحث معضل جانبازان شیمیایی حساسیت برای عده‌ای ایجاد نکرده است.
کمک‌های شورا به خانواده‌های زندانیان هیچ گاه سیاسی نبوده است
وی با اشاره به اینکه کمک‌های شورا به خانواده‌های زندانیان سیاسی و عمومی هیچ گاه سیاسی نبوده است، اعلام کرد: بعد از سال 88 و حوادث آن در راستای کمک به خانواده‌ زندانیان شورای شهر تهران مصوبه حمایتی داشت که جز یک نفر تمامی اعضای شورای شهر تهران با آن موافقت کردند و در نهایت به تایید فرمانداری نیز رسید. حتی شهردار تهران نیز برای اجرای این مصوبه کمک‌های ویژه‌ای داشت. از این رو فعالیت و کمک ما بیشتر نقش دلجویی داشت. این مساله نباید برای دوستان سوال انگیز باشد چراکه دلجویی از این خانواده‌ها بر اساس نظرات رهبری نیز بوده است.

Friday, December 9, 2011

عیادت از یک جانباز شیمیایی یا تبلیغات انتخاباتی!؟

چهارشنبه شب عیادتی از یک جانباز شیمیایی داشتم. اینکار را وظیفه ای انسانی می دانم، به ویژه اینکه به عنوان عضو شورای شهر تهران می بایست پیگیر بحث آلودگی هوا که اثرات بسیار منفی بر روی جانبازان شیمیایی دارد، باشم. این البته اولین ملاقات نبود. هر وقت توانسته ام به چنین عیادت هایی رفته ام و در مورد جانبازان شیمیایی بیشتر ملاقات ها با پیگیری های آقای کسایی زاده خبرنگار مهر و صاحب وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران انجام شده است.
امروز دیدم گزارش این عیادت با تیتر «مشروح کامل نخستین نشست تخصصی تاثیرآلودگی هوا بر جانبازان شیمیایی» در این وبلاگ و در چند خبرگزاری منتشر شده است.
البته نیت اولیه همان عیادت بود، ولی با ابتکار عمل آقای کسایی زاده ظاهرا قرار بوده به صورت نشستی در این زمینه در آید و من خبری از این ماجرا نداشتم. حتی در تماس های مربوط به هماهنگی برنامه، قید کرده بودم که خبرنگار در جلسه نباشد بهتر است. اما نکته جالب اینکه ظاهرا برخی حضور مرا در این نشست اقدامی تبلیغاتی عنوان کرده و برگزار کننده برنامه را متهم به تبلیغ برای من.
فکر کردم: کدام تبلیغ؟ شاید عده ای دچار خیالات شده و تصور می کنند ممکن است نامزد انتخابات مجلس شوم!
اول خنده ام گرفت، اما بعد به شدت متاسف شدم؛ از اینکه در کنار طرح رنج و درد یک جانباز شیمیایی و به ویژه شرایط سخت زندگی و معیشت این قهرمان جنگ، افرادی هستند که مسایل را هنوز  از چنین زوایای سخیفی می بینند.  
البته هستند  کسانی که با بهره برداری سیاسی از حضور در کنار عزیزان ایثارگر به مقام و منصب رسیده اند، اما در میان اصلاح طلبان کمتر چنین چیزی دیده شده و خوشبختانه امروز دیگر در میان مردم و ایثارگران تبلیغاتی اینچنین رنگ باخته است. چرا که به بی پایگی و ریاکاری اینگونه اقدامات پی برده اند.
در هر حال موضوع آلودگی هوا اینک بر زندگی میلیون ها شهروند ایرانی در حالی تاثیرات منفی دارد که بسیاری از مسئولین از اجرای مصوبات و برنامه های مدون مربوطه عقب مانده اند و ظاهرا گرفتار حل و فصل مسایل مهم تری هستند!
نکات قابل تاملی در مورد آلودگی هوا و نوع موضع گیری های کنونی طی عیادت از آقای هاشم زمانی و  همسر محترم ایشان مطرح شد که می توانید در گزارش وبلاگ جانبازان شیمیایی ایران بخوانید.    http://chemical-victims.blogfa.com/post-909.aspx

Saturday, July 2, 2011

گاهی جز شرمندگی حرفی برای گفتن نیست

در آستانه روز جهانی مبارزه با سلاح های شیمیایی و در سال روز حمله شیمیایی به سردشت روزنامه روزگار صفحه ویژه ای داشت که مصاحبه ای با من نیز در آن به چاپ رسید. متن کامل مصاحبه را در زیر می آورم:

روايت معصومه ابتكار از مخالفت رئيس شوراي شهر با حضور جانبازان شيميايي در شورا


گاهي جز شرمندگي حرفي براي گفتن نيست



معصومه ابتكار سال 66، درست همان سالي كه سردشت شيميايي شد، دانشجوي كارشناسي ارشد بود و در همان سال موضوع پايان نامه اش را به اثرات گاز خردل بر ايمني بدن اختصاص داد. سال 76 كه به عنوان معاون رئيس جمهوري و رئيس سازمان محيط زيست كشور آغاز به كار كرد براساس برخي از گزارش ها در جريان آلودگي خاك و محيط زيست مناطق جنگي و شيميايي شده قرار گرفت. سال گذشته نيز بنا بر درخواست انجمن جانبازان شيميايي قرار بود تعدادي از جانبازان به نمايندگي از ديگران در صحن شوراي شهر حاضر شوند كه اين امر به دليل نامشخصي با مخالفت رئيس شوراي شهر تهران مواجه شد. گفتگو با ابتكار در دفتر کارش در شوراي شهر صورت مي گيرد. او كه طي چند سال گذشته با جانبازان شيميايي ملاقات كرده، درباره دشواري هاي پيش روي آنان و سكوت مسوولان مي گويد. 
++++
پايان نامه كارشناسي ارشدتان را درست همان سالي دفاع كرديد كه سردشت شيميايي شد، آيا دليلي براي انتخاب موضوع پايان نامه تان وجود داشت؟
موضوع را قبل از ماجراي سردشت انتخاب كرده بودم. به جز سردشت بخش هاي ديگري از ايران هم شيميايي شده بود. دوران جنگ بود و صدام هم به سلاح هاي شيميايي روي آورده بود. دانشجويان ديگري هم در آن سال ها درباره تاثيرات منفي مواد شيميايي روي بدن كار مي كردند اما موضوع من به طور مشخص روي تاثير گاز خردل بر ايمني بدن موش ها بود كه در نهايت فرضيه به اثبات رسيد و مشخص شد گاز خردل به طور مهلكي سيستم ايمني بدن را تحت تاثير قرار مي دهد.

بخشی از حوادث بمباران شيميايي سردشت به مسائل زيست محيطي بازمي گردد. به عنوان رئيس اسبق سازمان محيط زيست چه اقداماتي در دوران شما براي بهبود وضعيت محيط زيست اين منطقه انجام شد؟
سال 76 به محيط زيست آمدم. حدود يك دهه از جنگ ايران  و عراق گذشته بود. هيچ گزارش زيست محيطي از تاثير سلاح هاي شيميايي بر زمين هاي سردشت و ديگر اراضي جنگ زده وجود نداشت و چون زمان هم گذشته بود، نمي شد كار خاصي كرد. اما آن موقع كميته مشترك محيط زيستي ميان سازمان محيط زيست و ستاد مشترك ارتش وجود داشت كه در همين زمينه اقدام مي كرد. البته ديگر اطلاعي ندارم كه فعاليت آن كميته ادامه پيدا كرد يا خير.

سال ها پيش يك گروه ژاپني به منطقه سردشت آمد و اعلام شد چند لايه از خاك بايد برداشته شود، چرا در اين زمينه اقدامي صورت نگرفت يا اينكه هيات هاي ايراني روي اين ماجرا مطالعه اي انجام ندادند؟
البته فكر نمي كنم وضعيت خاك سردشت آنقدر بد شده باشد كه نياز به لايه برداري گسترده اي باشد. بايد توجه داشت كه اين مساله احتمالا در بخشي از اراضي الزامي بود. اما مساله آلودگي زيست محيطي سردشت تنها محدود به بمباران شيميايي نمي شود. تعداد زيادي از مين هاي خنثي شده و نشده در مرز ايران و عراق وجود دارد كه بسيار آلاینده است. فقدان مطالعه و بررسي در اين بخش، وضعيت سردشت را نامناسب كرده است.

سال گذشته قرار بود گروهي از جانبازان شيميايي به شوراي شهر بيايند، سرانجام اين دعوت چه شد؟
انجمن جانبازان شيميايي از شوراي شهر خواست به نمايندگاني از اين انجمن براي ديدار با اعضاي شوراي شهر به ساختمان بهشت بيايند. همه هماهنگي ها صورت گرفته بود كه موضوع با مخالفت رئيس شوراي شهر مواجه شد.

پاسخ آقاي چمران چه بود؟
ايشان گفتند به صالح نيست و بعد از آن هم رئيس بنياد شهيد در صحن شورا حاضر شدند.

مگر قرار نيست كه شورا رابط ميان مردم و سازمان ها باشد و اصولا مگر شورا نهادی مردمی نيست؟
باور ما هم همين است. شورا بايد امكان ارتباط و تماس ميان مسوول و شهروند را توسعه دهد اما به هر شكل گاهي اوقات هم مسائلي اينچنين رخ مي دهد. حرف مسوول به همه جا مي رسد و اين شهروند است كه بايد جايي براي سخن گفتن داشته باشد. آن هم شهروندي كه سلامت جسم و جان و روان خود را براي حفاظت از مرزهاي اين كشور به خطر انداخته و به واقع مسوولان ما بايد به خاطر اين بي توجهي ها شرمنده باشند.

رییس بنیاد شهید استان تهران مهمان شورا بودند، بسياري از جانبازان از عملكرد ايشان در مقام رياست بنياد شهيد انتقاد دارند، شوراي شهر چگونه مي تواند اين روند را پيگيري كند؟
خانم معصومه آباد كه خودشان جانباز جنگ به شمار مي آيند در آن جلسه نكات و انتقاداتي را مطرح كردند اما اگر در همان جلسه يا جلسه هاي ديگري امكان گفتگوي مستقيم جانبازان و مسوول بنياد شهيد به وجود مي آمد، مي توانستيم به تاثيرگذاري گفته ها و نقدها دلخوش باشيم.

 ورود ريزگردها به ايران به ويژه براي شهروندان سردشتي دردسرساز شده است، فكر مي كنيد با چه برنامه هايي مي توان جلوي اين وضعيت را گرفت؟
آلودگي هوا همه را اذيت مي كند اما بيماران و به ويژه جانبازان شيميايي كه اغلب با مشكلات تنفسي شديدي مواجه هستند، در خطر مستقيم آلودگي هوا قرار دارند. سكوت و بي برنامگي دولت ايران در اجراي برنامه جامع كاهش آلودگي هوا در چنين مواقعي بحران ساز مي شود. اين در حالي است كه ايران در بسياري از كنوانسيون هاي جهاني كاهش آلودگي هوا، بيابان زدايي و محيط زيست عضو است. آن وقت همين بي برنامگي ها جان و زندگي جانبازان شيميايي را به خطر مي اندازد.

هنوز هم به ملاقات خانواده جانبازان شيميايي مي رويد؟
بله، چهار پنج سالي است كه به طور مرتب ديدارها و ملاقات هايي با خانواده مصدومان شيميايي داريم. گاهي اوقات جز شرمندگي حرفي براي گفتن نيست. آنقدر هزينه دارو و درمان جانبازان بالاست كه اغلب خانواده ها از پس هزينه هاي درمان برنمي آيند. تعدادي از خانواده هاي جانبازان شيميايي سردشت هم به تهران آمده اند. جالب اين است كه اغلب آنها چيزي براي خودشان نمي خواهند. انتظارشان اين است كه درمانگاه و كلينيك مصدومان شيميايي سردشت پا بگيرد. اين حس ديگرخواهي آنها، انسان را شرمنده مي كند. واقعاً جاي تاسف دارد كه ما با گذشت سه دهه از انقلاب و نزديك به دو دهه از جنگ تحميلي هنوز نتوانسته ايم به وضعيت جانبازان رسيدگي كنيم. اين افراد در اولويت هستند و آن وقت كمترين امكانات مورد نظرشان مانند يك كلينيك تخصصي سال هاست كه بي سرانجام مانده است.

شما با تيم تحقيقي همكاري داشتيد كه پژوهش هايي در سردشت انجام داده بودند، نتايج آن تحقيقات منتشر شد؟
تيمي از دانشگاه شاهد به سرپرستي خانم غضنفري پژوهش همه جانبه اي را در حوزه سلامت و ايمونولوژي در سردشت انجام دادند که كار بسيار بزرگي بود و بيش از پنج هزار شهروند سردشتي در آن حضور يافتند. من نيز در بخش ايمونولوژي و ايمني بدن با اين گروه همكاري داشتم.
البته كار اين گروه با بسياري مشكلات و دشواري ها همراه شد و اگر همت بلند تك تك پژوهشگران نبود، بدون شك اين طرح روي زمين مي ماند اما در ارتباط با نتايج اين كار، برخي مقاله هاي بين المللي منتشر شد و نتايج آن توانست به تصحيح روش هاي درماني جانبازان شيميايي كمك كند، البته انتشار نتايج و معرفي برنامه هاي اين گروه نيز با مشكلاتي همراه بود.

آيا شوراي شهر برنامه اي براي پيگيري خواسته جانبازان شيميايي دارد؟
اغلب پيگيري هاي ما مرتبط با بحث آلودگي هواست. اگر بتوانيم همين مقوله آلودگي هوا در تهران را كاهش دهيم، دست كم مي توانيم زندگي را براي آن عده از جانبازاني كه ساكن تهران هستند، بهتر كنيم اما اين امر هم به پشتوانه جدي براي اجراي برنامه جامع كاهش آلودگي هوا نياز دارد. آقايان قول داده اند كه بنزين يورو 5 توليد شود و مساله آلاينده هايي مانند بنزن، گوگرد و گازوئيل حل شود. هيچ كدام از اينها به جايي نرسيده و دود اين آلودگي بيش از شهروندان عادي، در چشم جانبازان شيميايي خواهد رفت. بايد دست كم در برنامه ريزي هاي كلان طوري پيش برويم كه مديون جانبازان نباشيم. متاسفانه زندگي آنها در ابعاد بهداشتي، تنفسي، اقتصادي و رواني دچار مشكلات اساسي شده است و بي توجهي مسوولان و عدم پيگيري آنها بيش از هر چيز ديگري جانبازان شيميايي را مي آزارد.
تلاش ما به عنوان اعضاي شوراي شهر اين است كه در آينده اي نزديك علاوه بر دعوت از جانبازان و مصدومان شيميايي در شوراي شهر، از رئيس بنياد شهيد بخواهيم در صحن شورا حاضر شود و پاسخگوي سوالات اعضا باشد. اگر اين نهاد مردمي نخواهد به داد شهروندان برسد، مردم بايد چگونه به تقويت شوراها خوشبين باشند؟ اگر اين نهاد مردمي نخواهد به داد شهروندان برسد، مردم بايد چگونه به تقويت شوراها خوشبين باشند؟


Wednesday, July 7, 2010

جانبازان و آزادگان در ورای زمان


۱٦ تیر ۱۳۸٩

جای جانبازانی که به رغم درد و رنج ناشی از جراحات شیمیایی همچنان در عرصه اجتماعی فعال هستند و چندی پیش تقاضای حضور در جلسه شورای شهر را به مناسبت روز مبارزه با سلاح شیمیایی داشتند، خالی بود.
این هفته هم یک جورهایی با مجروحین شیمیایی و جانبازان عزیر سر و کار داشتیم. پس از آنکه به مناسبت روز مبارزه با سلاح های شیمیایی – که در واقع سالروز حمله شیمیایی عراق به سردشت است -  تلاش هایم برای حضور جانبازان در شورای شهر با مانع روبرو شد، روز یکشنبه نماینده دولت در شورا حاضر و در این زمینه گزارش داد.
رییس سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران در روزی که خبرنگاران حضور ندارند به شورای شهر دعوت شده و گزارش مبسوطی در مورد اقدامات صورت گرفته برای جانبازان و شهدا ارایه داد که البته شامل خدمات همه دولت های گذشته در این زمینه بود. اما متاسفانه در زمینه هایی مانند تامین اعتبار برای برخی داروهای خارجی جانبازان شیمیایی و کمبود پرسنل و بودجه، واقعیات تلخی در گزارشش وجود داشت. متاسفانه در حالی که هزینه هایی بدون تکالیف قانونی صورت می گیرد، برخی تکالیف قطعی این چنین مجموعه ای بر زمین مانده است.
به همین علت در این جلسه خاطر نشان کردم که اینجا شورای شهر یا شورای مردم تهران است و ای کاش نمایندگان جانبازان تهرانی حضور می یافتند. به ویژه اینکه تقاضای این حضور را نیز داشتند، اما ظاهرا چنین نگاهی وجود ندارد و همه مسایل باید از زاویه نیازمندی مردم مطرح شود، نه احترام به حضور و اعلام نظر ایشان.
آقای مسجد جامعی هم به ضرورت احترام به عزت نفس و کرامت جانبازان اشاره کرده و موضوع بهره مندی از توان تشکل های جانبازان و اشتغال فرزندان خانواده های ایثارگران را مورد تاکید قرار داد.  
اتفاقا در پایان آن روز به دیدار جانبازی که سابقه ایثارگری اش به  دوران انقلاب و نیز دفاع مقدس بازمی گشت، رفتیم. یعنی کسی که هم از دوران پیش از انقلاب و هم از دوران جنگ جراحاتی را در بدن دارد، علاوه بر آن که سابقه خدمات ارزنده ای برای کشور را نیز در کارنامه داشته است. حالا او پس از حدود 190 روز حبس و تحمل انفرادی در پی حوادث پس از انتخابات، از زندان آزاد شده و در میان استقبال چشمگیر دوستان و آشنایان و حتی کسانی که دورادور در جریان بودند، به خانه بازگشته است.  
امیر ابوطالبی با صبر و متانتی که ویژگی آزادگان این عصر و دوره است، صحبت می کرد. سختی هایی که بر او گذشته و رنج هایی که متحمل شده، انگار دلش را بزرگ تر کرده است. بخشی از حرف هایش با دیگر آزادگانی که به ملاقاتشان رفته ایم مشترک بود. او هم لحظات زیبایی را تجربه کرده که اگر چه توام با سختی و رنج بوده، ولی به خاطر آرمان و هدف مقدسی که داشته، از سایر لحظات زندگی اش متمایز است و در ذهنش می درخشد.  
آقای ابوطالبی لاغر شده، ولی نشاط و روحیه قوی اش کاهش نیافته بود. جالب است که آزادگان، ایثارگران و جانبازان در هر عصر و دوره ای به سبب ایمانی که به راهشان دارند، منشا امید و الهام برای جامعه خود و به ویژه جوانانی می شوند که از گذر در مسیر دشوار، بیمناک و نگرانند.
به دیدن هر کدامشان که رفته ایم، در میان حس غم و اندوه پنهانی که داشتند و گاه آشکار می شد، تمسک به قرآن و صبر و استواری ویژگی مشترکشان بود. به خصوص آنهایی که سنشان به دوران پیش از انقلاب و جنگ می خورد، امروز هم بر همان آرمان ها باقی و معتقد هستند.
وقتی آقای ابوطالبی از انسش با قرآن در دوران زندان می گفت، ظریفی یادآور شد: اتفاقا یک عده ای هم در بیرون زندان برای آزادی شما متوسل به دعا و قرآن شدند که بعضی هایشان قبل از این، چندان اهل مناجات نبودند.

Saturday, June 26, 2010

سرفه های سردشت


۳ تیر ۱۳۸٩

 رضا ایرانمش را خیلی ها می شناسند. هنرمندی که گرفتار عوارض سلاح های شیمیایی و ترکش ها و گلوله های جنگی صدام است. امروز در آستانه روز جهانی مبارزه با سلاح های شیمیایی که ظاهرا ٨ تیر ماه است، دیدارهایی با جانبازان آسیب دیده از این سلاح ها داشتم؛ کسانی که حیاتی ترین رشته پیوندشان با زندگی یعنی نفس کشیدن، دچار آسیب و تزلزل است.
پروین واحدی، همسر و برادرش نیز سه جانباز شیمیایی از حمله ارتش صدام به سردشت هستند. آقای واحدی (برادر پروین) می گفت: هنوز پس از سال ها وقتی از کوچه پس کوچه های سردشت عبور می کنی صدای سرفه های خشک و ممتد از هر خانه ای شنیده می شود.
پروین در آن حادثه ١٠ نفر و همسرش ٢٠ نفر از اعضای خانواده خود را از دست داده اند. پروین حدود دو ماه در کما بوده و پس از به هوش آمدن تا مدت ها چشمانش توان دیدن نداشته است. او  هنگام حمله تازه از حمام بیرون آمده و به همین علت گاز شیمیایی که در برخورد با پوست خیس آثار مخرب تری داشته، موجب بروز تاول های بسیار بدی بر پوستش شده بود.   
آنچه ذهن آدمی را در چنین شرایطی درگیر می کند بیش از هر چیز این سوال است که ما انسان ها با عملکرد خویش چه بر سر همنوعان خود می آوریم. جانبازان شیمیایی آسیب پذیری بالایی دارند و بیش از دیگران از هوای آلوده رنج می برند.
چه به واسطه فعالیت های مربوط به آلودگی هوا از سال های گذشته، تاکنون که گزارش های آن در کمیته محیط زیست شورای شهر تهران ارایه می شود و چه به خاطر پایان نامه دوره کارشناسی ارشدم که تاثیر گاز خردل بر روی سیستم ایمنی بوده، تا حدی می توانستم شرایط دشوار این جانبازان را درک کنم. اتفاقا اخیرا هم با یک تیم حدود ١٠٠ نفره محققان برای ارزیابی پارامترهای سلامتی ۵٠٠٠ نفر از مردم سردشت همکاری داشتم. این جانبازان رنج فراوانی می برند که برای آدم های سالم غیرقابل تصور است. ضمن اینکه ظاهرشان کمتر نشان از درد و رنجشان دارد.
آقای واحدی از بی توجهی به وضعیت و مشکلات جانبازان شیمیایی توسط مراجع مسئول و عدم پیگیری حقوقی این موضوع در مجامع بین المللی گله مند بود. او البته منتظر ننشسته و در این زمینه انجمنی تاسیس کرده و تلاش هایی برای احقاق حق این عزیزان داشته است.
به او گفتم: بدانید مردم ایثار و رنجی را که متحمل شده اید هرگز فراموش نمی کنند.  
رضا ایرانمنش هم خوشبختانه امروز می توانست روی پاهای خودش راه برود. او تا چندی پیش مدتی گرفتار ویلچر بوده و پس از یک عمل جراحی بر روی آثار اصابت گلوله ای در نزدیکی نخاعش، بهتر شده است.  
رضا سه بار تحت حملات شیمیایی در مناطق جنگی قرار گرفته است. او از خاطرات آن دوران می گفت و از موسسه ای که بنیان گذاشته و وقف شهدا کرده تا فقط برای آنها فیلم بسازند.
وقتی رضا ایران منش از شهدا، از عزت جوانان و از کرامت انسانی می گفت و از برخی رفتارها که می تواند به اعتبار و جایگاه شهدا لطمه وارد کند، ابراز نگرانی می کرد، با خود فکر می کردم فاصله آدم ها از کجا تا کجاست.