Tuesday, April 20, 2010

سیب سرخ در ظرف سبز

31 فروردین 89

دوم اردیبهشت روز زمین پاک است. امروز در جلسه شورا فکر کردم با مثالی ارزش زمینی که بر روی آن زندگی و از آن ارتزاق می کنیم را  بیان کنم. موضوع خیلی ساده بود ولی با حاشیه هایی که هنگام بیان آن رخ داد به سوژه ای تبدیل شد که خبرگزاری ایلنا آن را به عنوان یک خبر نقل کرد. تیترش را هم زد:
سیب سرخ در ظرف های سبز، هدیه ابتکار برای روز زمین پاک
 به گزارش خبرنگار ایلنا در دویست و هفتاد و چهارمین جلسه علنی شورای شهر تهران ابتکار تسهیلاتی را به مناسبت روز زمین پاک دیده بود و قصد داشت تا برنامه‌ای را اجرا کند که در ابتدا با مخالفت چمران مواجه شد اما بالاخره توانست او را قانع کند. 
چمران رئیس شورای شهر تهران در ابتدا به ابتکار اجازه نمی‌داد که سیب‌های سرخی که برای روز زمین پاک تدارک دیده شده بود تقسیم شود و می‌خواست که در زمان خروج هر یک از اعضا این کار صورت گیرد. اما ابتکار رئیس کمیته محیط زیست به تنهایی از صحن جلسه خارج شد و یک عدد سیب قرمز را درون پیش‌دستی‌های سبز رنگ قرار داد و برای خودش روی میز گذاشت. در این زمان سایر اعضا با ابتکار در مورد سیب صحبت می‌کردند.
ابتکار به ایما و اشاره و بالاگرفتن سیب به چمران توضیح داد که قصد انجام چه کاری را دارد و با بلند شدن از روی صندلی خود برای رئیس شورای شهر نیز یک عدد سیب سرخ آورد.
اگرچه فضای جلسه از رسمیت خارج شده بود و تمام حواس ها برسیب های درون بشقاب های سبز متمرکز بود، اما پورزرندی معاون مالی و اداری شهرداری تهران همچنان گزارش خود را ارائه می‌داد و سخنرانی می‌کرد.
بالاخره با قانع شدن چمران، تمام سیب‌ها میان اعضای شورای‌شهر تهران پخش شد و ابتکار از تمام حاضران در جلسه خواست که سیب خود را نخورند تا توضیحاتی را ارایه دهد و به بیادی که قصد خوردن سیب را داشت هم تذکر داد. با این حال پورزندی که گویا طاقت نداشت شروع به خوردن سیب کرد و باعث خنده حضار شد.
ابتکار صحبتش را شروع کرد و گفت: از بهترین نعمات خداوند که شباهت زیادی به زمین دارد سیب است.
او از حاضرین در جلسه خواست تا سیب خود را به 4 قسمت مساوی تقسیم کنند و ادامه داد: سه قسمت از زمین مانند این سیب، دریاها، اقیانوس ها و تالاب‌هاست و یک‌چهارم آن از خاک تشکیل شده است. وی سپس یک چهارم باقی مانده را نصف کرده و گفت: نصف این یک‌چهارم هم از خاک غیرقابل زیست برای بشر تشکیل شده است. 
ابتکار به نیمه آن یک‌چهارم اشاره کرده و آن را نیز به چهار قسمت تقسیم کرد و ادامه داد: برش یک‌ شانزدهم این سیب در واقع خاک مورد استفاده بشر برای زندگی است.
وی سپس پوست آن یک شانزدهم را جدا و تاکید کرد: از همه کره زمین خاک قابل بهره‌برداری برای کشاورزی و دامداری و جنگل ها همین تکه است. یعنی بخش بسیار محدودی که ردپای اکولوژیک انسان نیز بر آن نقش می بندد. 
در این میان، چمران با قطع کردن صحبت‌های ابتکار به او گفت: شما که دارید دستورالعمل آشپزی می‌دهید!
رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران در این زمان مجددا به پوست یک‌شانزدهم سیب اشاره کرده و گفت: ‌این تکه همان خاک حاصلخیزی است که 7 میلیارد جمعیت زمین از آن تغدیه می کنند. 
به گزارش خبرنگار ایلنا، در اثنای گفته‌های ابتکار، مرتضی طلایی رئیس کمیسیون فرهنگ و اجتماعی شورای شهر در حال گاز زدن به سیب خود بود!
چمران هم گفت: آقای طلایی و بیادی خلاف مقررات سیب را میل کردند!
خبر را کم و بیش همانطور که ایلنا نقل کرده، آوردم و در مورد تیتر و عکس العمل همکاران و حتی بشقاب های سبز شورای شهر بی تقصیر بی تقصیرم!
 

Thursday, April 15, 2010

تاریخ گمشده

٢٦ فروردین ۱۳۸٩

«تاریخ» مقوله جالبی است و البته بحث و مجادله هم درباره آن فراوان. آنچه مهم است اینکه تاریخ بی کم و کاست و همان گونه که رخ داده به آیندگان منتقل شود، اما سرمنشاء بحث ها و جدل ها از این روست که بیان واقعیات همواره با عقاید یا منافع گروههایی از جوامع در تضاد قرار می گیرد.
امام علی(ع) در خطاب هایش به مردم بارها آنان را به درس آموزی و عبرت گرفتن از گذشتگان فرا می خواند و در وصیتش به فرزندان «تاریخ» را مایه بهتر زیستن و انتخاب روش های درست عنوان می کند. مثلا در نامه 31 نهج البلاغه از ایشان آمده که خطاب به امام حسن (ع) می فرماید: داستان گذشتگان را بخوان و سرگذشت پیشینیان را به یاد آور و ببین که چه کردند، از کجا شروع کردند و به کجا رسیدند ...
«عبرت» مفهومش درس هایی از موفقیت ها و شکست هاست و شکست هم فی نفسه منفی نیست. بلکه گاهی اوقات درس هایی از یک شکست می تواند به راهی روشن و پرامید منتهی شود.  
در واقع توصیه امام علی(ع) زمانی نتیجه مثبت خواهد داد که تاریخ با تمام واقعیاتش بیان شود. ولی ما متاسفانه بارها شاهد حذف، انکار یا تغییر تاریخ بوده ایم. سال های اول انقلاب نیز مشاهده می شد که عده ای دنبال آنند تا تاریخ را یا تغییر دهند و یا بخش ها یا نام هایی را از آن حذف کنند؛ مثلا به این عنوان که این فرد یا این بخش با طاغوت ارتباط دارد و یا طرح این چهره به مصلحت نیست. در حالی که چه کسی است نداند حذف یا نفی واقعیت دور از خرد است. رفتارهای صدا و سیما مصداق بارزی از این اندیشه بوده است. حتما خیلی ها به خاطر دارند که دکتر علی شریعتی به رغم آن که یکی از مهم ترین عوامل ایجاد بیداری و آگاهی در نسل انقلاب و بروز جنبش مردمی - اسلامی بود تا سالیان سال محلی از اعراب در رادیو و تلویزیون نداشت و البته هنوز هم نه آنچنان که باید.
الان هم اگر بخواهیم تاریخ انقلاب را مرور کنیم، بسیاری از تصاویر را غیرقابل پخش می دانند. چنانچه اخیرا کتابی تا عکس های مهندس میرحسین موسوی از آن حذف نشد اجازه انتشار نگرفت.
چند ماه پیش در خبرها آمد که گروه مطالعات تاریخ وزارت آموزش و پرورش مشغول ایجاد تغییرات جدید در کتب تاریخ مقاطع راهنمایی و متوسطه است که براساس آن تاریخ نگاری نظامی و پادشاهان از این کتاب ها حذف می شود.
در حالی که این مطالب سرشار از درس ها و بخشی از هویت ملی ماست و شاید اینکه هنوز از مسئله ای به نام استبدادزدگی رنج می بریم، به چنین نگرش هایی باز می گردد. نگرش هایی که مترصد نفی یا تغییر اتفاقات، شخصیت ها و وقایع چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن هستند و اگر این گونه پیش برود ممکن است از کل صاحب منصبان تاریخ بشریت فقط همین چند سال اخیر یعنی دولت نهم به بعد قابل ذکر و استناد باقی بماند!
این رفتارها متاثر از تنگ نظری و کج فهمی کسانی است که فعلا به جان فرهنگ و تاریخ و تمدن ما افتاده اند و البته از این رهگذر فرصت طلبان زیادی نیز بهره برده اند. اما اینکه چرا به این موضوع پرداختم دو علت داشت. یکی اینکه چندی پیش اخباری رسید مبنی بر اینکه بسیاری از سوابق مربوط به دوران مسئولیتم در سازمان حفاظت محیط زیست امحاء و خمیر یا مفقود شده و وقتی هم به کتاب «دولت سیز» نیاز پیدا کردیم تعدادی از آن در انباری مخصوص کتاب های دورریز پیدا شد. مجموعه کتب دولت سبز حدود سال 1382 برای اجرای مدیریت سبز بخش های مختلف دولتی و آموزشی به چاپ رسید و برای مراجع عالی کشور نیز ارسال شده بود.
علت دوم، تعدادی از کارشناسانی که چند روز پیش به سایت شورایعالی معماری و شهرسازی مراجعه کرده اند نتوانستند به صورتجلسات و مصوبات این شورایعالی از سال 79 تا 84 دسترسی یابند یا به عبارت بهتر در فاصله این سال ها چیزی وجود نداشته است!
اگر این روند ادامه یابد فکر می کنم باید با ذره بین در تاریکخانه روزگار به دنبال تاریخ ایران و هویت مذهبی، ملی و سیاسی خودمان بگردیم.

Saturday, April 10, 2010

یک اقدام غیرنمایشی

 ٢۱ فروردین ۱۳۸٩
 
پنج شنبه برای پنجمین بار از مرکز دفن زباله آرادکوه دیدن کردم. این مرکز که در حال حاضر حدود 4000 تن زباله را در روز کمپوست می کند، زیر نظر مدیریت سازمان پسماند تهران قرار دارد. سازمان  پسماند تهران هم تشکیلاتی است که در سال 88 از ادغام دو سازمان بازیافت و سازمان خدمات موتوری شهر تهران ایجاد شد
البته این پروژه در آرادکوه از سه سال پیش فعال شده و - برخلاف نمایش تبلیغاتی چند سال  پیش با ادعای حل مشکل 7000 تن زباله تهران ظرف سه، چهارماه! - پیشرفت خوبی دارد. روند این پیشرفت خود نشانگر نمایشی و توخالی بودن ادعاهای گذشته است که اکنون هیچ اثری از آن نیست جز چند دستگاه سوخته. با توجه به تلاش و برنامه ریزی منسجم پس از تصویب برنامه جامع مدیریت پسماند شهر تهران در سال 87 در شورای شهر، اکنون میزان تفکیک زباله خشک از مبدا، با حدود 100 مرکز دریافت زباله خشک در سطح شهر رشد قابل توجهی یافته است. از سوی دیگر در مرکز آرادکوه برای اولین بار دفن مهندسی و بهداشتی پسماندها تحقق یافته و قرار است فقط 10 درصد باقی مانده از فرآیند کمپوست به آنجا منتقل شود. طرح های تکمیلی کمپوست برای پوشش کل پسماند تهران نیز در حال پیگیری است. در حال حاضر کود تولید شده کمپوست با تایید مراجع کشاورزی مستقل مورد استفاده گسترده شهرداری ها و کشاورزان قرار دارد
  مشاهداتی که در بازدیدهایم از مراکز مشابه در کشورهای در حال توسعه داشته ام و نیز نظر کارشناسان جایکا (موسسه همکاری های بین المللی ژاپن) که از این مرکز دیدن کرده اند، تاییدگر آنست که آرادکوه یکی از بزرگ ترین و پیشرفته ترین مراکز موجود از این دست است
این دستاوردها نشان می دهد ما در آغاز راهی دشوار هستیم که خوشبختانه جنبه تبلیغاتی و نمایشی ندارد. بلکه برای ارتقاء کیفیت زندگی در شهر تهران و ِآینده ای روشن برای فرزندانمان ترسیم شده است. ای کاش همه دست اندرکاران و مسئولین اجرایی کشور این گونه حرکت می کردند
 

Monday, April 5, 2010

نجات پارک ملی دریاچه ارومیه

‎ ۱٦ فروردین ۱۳۸٩
در سال های گذشته از کارهای مهم سازمان حفاظت محیط زیست، مطالعات مربوط به مدیریت مناطق حفاظت شده و پارک های ملی کشور بود و از جمله آنها مطالعات مربوط به پارک ملی دریاچه ارومیه.
به خاطر دارم در مراحل تکمیلی این مطالعات و پس از بهره مندی از نظرات طیف گسترده ای از اساتید و کارشناسان برجسته کشور، از مشاورین بین المللی نیز استفاده شد. نگرانی همه این کارشناسان، از بین رفتن دریاچه و تکرار تجربه تلخ دریاچه آرال بود.
در یکی از نشست های مطالعاتی مربوطه، یکی از صاحبنظران بین المللی به صراحت اعلام کرد که دریاچه ارومیه اگر در اثر سوءمدیریت خشک شود، میلیون ها متر مکعب آب که در استان های اطراف منتشر شده و سبب رطوبت و لطافت هوا و ترویج کشاورزی است، از بین خواهد رفت. در این صورت، استان های همجوار توان تولید محصولات کشاورزی را نیز از دست داده و منطقه  به بیابان تبدیل می شود.
در این مورد به عنوان رییس سازمان حفاظت محیط زیست مکاتبات متعددی را به ویژه با وزیر نیرو برای تعیین حق آبه دریاچه ارومیه و تامین مستمر آن انجام دادم که به امضای تفاهم نامه ای نیز در این خصوص منتهی شد.
متاسفانه پمپ های کشاورزی بر سر مسیر ورود حق آبه به  دریاچه مانع از رسیدن آب می شدند و البته کاهش بارندگی و خشکسالی های پی در پی نیز شرایط را وخیم می کرد. پیش بینی ها حاکی از این بود که  سال به سال شوری دریاچه افزایش و مساحت آن کاهش خواهد یافت.
در این حال احداث میانگذر دریاچه ارومیه نیز مزید بر علت شده و به نظر می رسید ارزیابی ها زیست محیطی از قوت لازم برخوردار نبوده است. به همین دلیل سازمان حفاظت محیط زیست در دوره مسئولیتم هرگز با تکمیل میانگذر موافقت نکرد.  
اما در سال های بعد متاسفانه بی توجهی به این موضوع و اصرار بر تکمیل پل میانگذر که تبادل آب بین شمال و جنوب دریاچه را قطع می کند، سبب تشدید این معضل شد. اعتراض های اخیر به سرنوشت دریاچه ارومیه نیز موضوع جدیدی نیست و قبلا نیز به انحاء مختلف صورت گرفته، ولی ظاهرا هر چه  آثار نابودی دریاچه بیشتر آشکار می شود، اعتراض ها نیز ابعاد گسترده تری می یابد.
اگر چه اکنون فرصت های زیادی را در این مورد از دست داده ایم ولی باز هم به مصداق «از هر جا جلوی ضرر را بگیریم، منفعت است» باید برای نجات دریاچه ارومیه اقدام کرد. دریاچه ارومیه یک سرمایه ملی به حساب می آید که  وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی، مجلس، مردم، کشاورزان، رسانه ها و ... در مقابل آن مسئولند و تلاشی فراگیر باید انجام شود تا این دریاچه نجات یابد.